کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۱۱۶۱
تاریخ خبر:

این ۱۰ جمله را هرگز به کودک نگویید؛ حرف‌هایی که می‌توانند به روان و اعتمادبه‌نفس فرزند آسیب بزنند

این ۱۰ جمله را هرگز به کودک نگویید؛ حرف‌هایی که می‌توانند به روان و اعتمادبه‌نفس فرزند آسیب بزنند

گاهی والدین در شرایطی مانند خستگی، عصبانیت یا فشار روزمره، جمله‌ای را به زبان می‌آورند که شاید در همان لحظه ساده به نظر برسد، اما ممکن است برای کودک بسیار سنگین باشد.

 

فرزندپروری فقط به تأمین نیازهای جسمی کودک محدود نمی‌شود؛ نوع صحبت کردن والدین، واکنش آن‌ها به اشتباهات و شیوه برخورد با احساسات کودک نیز نقش مهمی در شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس و احساس امنیت او دارد. کودکان بخش زیادی از شناخت خود درباره ارزشمندی، توانایی‌ها و روابط اجتماعی را از بازخوردهایی که از والدین دریافت می‌کنند، یاد می‌گیرند.

 

گاهی والدین در شرایطی مانند خستگی، عصبانیت یا فشار روزمره، جمله‌ای را به زبان می‌آورند که شاید در همان لحظه ساده به نظر برسد، اما ممکن است برای کودک بسیار سنگین باشد. نکته مهم این است که هدف، تبدیل والدین به افرادی بدون اشتباه نیست؛ بلکه باید یاد بگیریم حتی هنگام ناراحتی، رفتار کودک را از شخصیت او جدا کنیم و به جای تحقیر یا تهدید، از گفت‌وگویی محترمانه و روشن استفاده کنیم.

در ادامه با ۱۰ جمله‌ای آشنا می‌شویم که بهتر است در گفت‌وگو با کودکان استفاده نشوند و برای هرکدام، جایگزین مناسب‌تری پیشنهاد می‌کنیم.

 

۱. «دیگه دوستت ندارم»

«دیگه دوستت ندارم» یکی از جملاتی است که می‌تواند برای کودک بسیار آزاردهنده باشد. کودک برای رشد عاطفی سالم به این اطمینان نیاز دارد که محبت والدین وابسته به بی‌اشتباه بودن او نیست.

وقتی این جمله به‌عنوان واکنش به یک رفتار نادرست گفته می‌شود، ممکن است کودک به جای تمرکز بر اصلاح رفتار خود، نگران از دست دادن محبت والدین شود.

 

به جای آن چه بگوییم؟

می‌توان گفت:

«از کاری که انجام دادی ناراحت شدم، اما دوستت دارم. بیا درباره کاری که اتفاق افتاده صحبت کنیم و ببینیم چطور می‌تونیم درستش کنیم.»

این جمله هم مرز مشخصی برای رفتار کودک تعیین می‌کند و هم به او اطمینان می‌دهد که یک اشتباه، رابطه عاطفی او با والدین را از بین نمی‌برد.

 


۲. «تو به درد هیچ کاری نمی‌خوری»

این جمله به جای انتقاد از یک رفتار مشخص، کل توانایی و شخصیت کودک را زیر سؤال می‌برد. تکرار چنین برچسب‌هایی ممکن است باعث شود کودک شکست‌های خود را نشانه ناتوانی همیشگی بداند.

کودک باید یاد بگیرد که موفق نشدن در یک کار، بخشی طبیعی از یادگیری است و به این معنا نیست که او توانایی انجام هیچ کاری را ندارد.

 

جایگزین مناسب چیست؟

به جای این جمله می‌توان گفت:

«این کار این بار خوب پیش نرفت. بیا ببینیم کجای کار سخت بود و دفعه بعد چه کاری می‌تونیم متفاوت انجام بدیم.»

این شیوه، توجه کودک را از «من نمی‌توانم» به «می‌توانم یاد بگیرم» منتقل می‌کند.

 


۳. «از دستت خسته شدم»

والدین نیز مانند هر انسان دیگری ممکن است خسته، بی‌حوصله یا کلافه شوند. بیان این احساسات اشکالی ندارد؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که کودک تصور کند خود او عامل خستگی و ناراحتی والدین است.

بهتر است والدین میان «خسته بودن خودشان» و «بد بودن کودک» تفاوت قائل شوند.

 

بهتر است بگوییم:

«امروز خیلی خسته‌ام و نیاز دارم چند دقیقه استراحت کنم. بعد از آن با هم درباره این موضوع صحبت می‌کنیم.»

این جمله به کودک نشان می‌دهد که والدین نیز احساسات و نیازهایی دارند و می‌توانند آن‌ها را بدون سرزنش دیگران بیان کنند.

 


۴. «ببین فلانی از تو بهتره»

مقایسه کردن کودک با خواهر، برادر، همکلاسی یا سایر کودکان یکی از روش‌های رایج برای تشویق به پیشرفت است، اما معمولاً نتیجه مطلوبی ندارد.

وقتی کودک دائماً با دیگران مقایسه می‌شود، ممکن است به جای تمرکز بر پیشرفت خودش، ارزشمندی خود را بر اساس موفقیت دیگران ارزیابی کند. این مسئله می‌تواند زمینه‌ساز احساس ناکافی بودن یا رقابت ناسالم شود.

 

چه بگوییم؟

به جای «فلانی از تو بهتره»، می‌توان گفت:

«بیا ببینیم نسبت به دفعه قبل چه پیشرفتی داشتی و برای بهتر شدن در این زمینه چه کاری می‌تونی انجام بدی.»

تمرکز بر پیشرفت فردی، به کودک کمک می‌کند مسیر رشد خودش را ببیند.

 


۵. «تو منو عصبانی می‌کنی»

احساس خشم والدین واقعی است، اما مسئولیت مدیریت آن بر عهده خود بزرگسال است. رفتار کودک ممکن است باعث ناراحتی یا عصبانیت والدین شود، اما بهتر است به جای اینکه کودک مسئول مستقیم احساسات والد معرفی شود، درباره رفتار مشخص او صحبت کنیم.

 

جایگزین بهتر:

«کاری که انجام دادی منو ناراحت و عصبانی کرد. بذار چند دقیقه آروم بشم، بعد درباره‌اش صحبت می‌کنیم.»

این شیوه به کودک نشان می‌دهد که می‌توان احساسات شدید را شناخت، درباره آن‌ها صحبت کرد و قبل از واکنش، کمی مکث کرد.

 


۶. «حرف بزرگ‌ترها رو قطع نکن»

آموزش رعایت نوبت در گفت‌وگو کاملاً ضروری است، اما کودک نباید این پیام را دریافت کند که چون کوچک‌تر است، حرفش اهمیتی ندارد.

هدف باید آموزش نوبت گرفتن در مکالمه باشد، نه خاموش کردن صدای کودک.

 

می‌توان گفت:

«می‌دونم می‌خوای چیزی بگی. اجازه بده صحبت من تموم بشه، بعد نوبت تو می‌شه و با دقت به حرفت گوش می‌دم.»

اگر کودک موضوعی فوری دارد، می‌توان از او خواست با یک علامت یا جمله کوتاه اطلاع دهد تا والد متوجه شود.

 


۷. «تو بچه بدی هستی»

یکی از مهم‌ترین اصول ارتباط سالم با کودک این است که رفتار نادرست را از شخصیت کودک جدا کنیم.

گفتن «تو بچه بدی هستی» به جای اینکه به کودک کمک کند بفهمد کدام رفتارش نادرست بوده، ممکن است یک برچسب منفی درباره هویت او ایجاد کند.

 

به جای آن بگوییم:

«کاری که انجام دادی درست نبود و ممکنه به دیگران آسیب بزنه. بیا درباره راهی که می‌تونیم جبرانش کنیم صحبت کنیم.»

در این حالت، کودک متوجه می‌شود که رفتار او قابل اصلاح است و یک اشتباه، تمام شخصیت او را تعریف نمی‌کند.

 


۸. «برو تو اتاقت تا وقتی خودم بگم بیا بیرون»

کودک گاهی به فاصله گرفتن کوتاه از یک موقعیت برای آرام شدن نیاز دارد، اما تهدید به طرد شدن یا فرستادن کودک به اتاق برای مدتی نامشخص، روش مناسبی برای مدیریت همه رفتارهای دشوار نیست.

بهتر است اگر کودک نیاز به آرام شدن دارد، مدت و هدف این فاصله مشخص باشد.

 

جایگزین مناسب:

«الان هر دومون ناراحتیم. چند دقیقه به خودمون فرصت می‌دیم آروم بشیم و بعد برمی‌گردیم تا درباره این موضوع صحبت کنیم.»

در این روش، فاصله گرفتن به معنای قطع رابطه یا طرد کودک نیست؛ بلکه فرصتی برای آرام شدن و ادامه گفت‌وگوست.

 


۹. «تو لیاقت این همه خوبی رو نداری»

محبت و توجه والدین نباید به ابزار تهدید یا معامله تبدیل شود. کودک باید بداند که ممکن است رفتار او پیامد داشته باشد، اما محبت والدین قرار نیست به‌عنوان پاداش یا مجازات دائمی استفاده شود.

 

بهتر است بگوییم:

«کاری که انجام دادی درست نبود و باید مسئولیتش رو قبول کنی. با هم فکر می‌کنیم چطور می‌تونی جبرانش کنی.»

به این ترتیب، کودک هم با پیامد رفتار خود روبه‌رو می‌شود و هم احساس نمی‌کند برای دریافت محبت باید همیشه بی‌نقص باشد.

 


۱۰. «حرف‌هات مهم نیست»

بی‌توجهی مداوم به حرف‌های کودک می‌تواند این تصور را ایجاد کند که احساسات و افکار او ارزش شنیده شدن ندارند. البته هیچ والدی نمی‌تواند در تمام ساعات روز آماده شنیدن صحبت‌های کودک باشد؛ مهم این است که وقتی امکان گفت‌وگو وجود ندارد، کودک را تحقیر یا نادیده نگیریم.

 

می‌توان گفت:

«الان مشغول یک کارم و نمی‌تونم با دقت به حرفت گوش بدم، ولی چیزی که می‌خوای بگی برام مهمه. چند دقیقه دیگه میام تا با هم صحبت کنیم.»

نکته مهم این است که اگر قول گفت‌وگو در زمان مشخصی را می‌دهیم، تا حد امکان به آن عمل کنیم.

 

۵ جمله‌ای که بهتر است بیشتر به کودکان بگوییم

در کنار حذف جملات آسیب‌زا، استفاده از عبارت‌های حمایتگر نیز اهمیت زیادی دارد. چند جمله ساده می‌توانند فضای ارتباطی خانه را تغییر دهند:

«می‌دونم برات سخته، بیا با هم فکر کنیم.»

این جمله به کودک نشان می‌دهد که در مواجهه با مشکلات تنها نیست.

 

«اشتباه کردن بخشی از یاد گرفتنه.»

کودک متوجه می‌شود که اشتباه الزاماً نشانه ناتوانی نیست.

 

«دوست دارم بدونم چه احساسی داری.»

این جمله کودک را به بیان احساسات خود تشویق می‌کند.

 

«لازم نیست همیشه کامل باشی.»

این پیام به کودک کمک می‌کند فشار ناشی از بی‌نقص بودن را کاهش دهد.

 

«من به تلاشت توجه می‌کنم.»

تمرکز بر تلاش و فرایند یادگیری، به جای ارزش‌گذاری صرف بر نتیجه، می‌تواند نگرش سالم‌تری نسبت به یادگیری ایجاد کند.

 

اگر والدین عصبانی شدند، چه کار کنند؟

هیچ پدر یا مادری همیشه آرام و صبور نیست. خستگی، فشار کاری و مشکلات روزمره ممکن است باعث شود والدین گاهی حرفی بزنند که بعداً از گفتنش پشیمان شوند. مهم این است که یک واکنش اشتباه را به الگویی دائمی تبدیل نکنیم.

 

در چنین شرایطی می‌توان:

  • قبل از پاسخ دادن چند لحظه مکث کرد.
  • اگر امکان دارد، گفت‌وگو را تا آرام‌تر شدن شرایط به تعویق انداخت.
  • به جای فریاد زدن، درباره رفتار مشخص کودک صحبت کرد.
  • بعد از آرام شدن، درباره اتفاقی که افتاده گفت‌وگو کرد.
  • اگر حرف نامناسبی زده شده، از کودک عذرخواهی کرد.

 

عذرخواهی والدین نشانه ضعف نیست

گاهی والدین تصور می‌کنند عذرخواهی از کودک باعث می‌شود اقتدارشان کاهش پیدا کند. در حالی که پذیرش اشتباه می‌تواند یک الگوی ارزشمند برای کودک باشد.

اگر والد در لحظه عصبانیت جمله نامناسبی گفته است، می‌تواند بعداً صادقانه بگوید:

«من نباید اون حرف رو بهت می‌زدم. عصبانی بودم، اما مسئول حرفی که زدم هستم. بابتش متأسفم.»

این رفتار به کودک یاد می‌دهد که حتی بزرگسالان هم ممکن است اشتباه کنند و می‌توانند مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند.

 

به جای تمرکز بر تنبیه، روی آموزش تمرکز کنیم

هدف اصلی تربیت کودک نباید فقط متوقف کردن رفتار نامناسب باشد. کودک باید بفهمد چرا یک رفتار درست یا نادرست است و در موقعیت مشابه چه انتخاب دیگری می‌تواند داشته باشد.

برای مثال، اگر کودک وسیله‌ای را از دست دوستش گرفته است، به جای گفتن «تو بچه بدی هستی»، می‌توان گفت:

«گرفتن وسیله از دست دوستت بدون اجازه درست نیست. اگر می‌خوای با اون وسیله بازی کنی، می‌تونی ازش اجازه بگیری.»

این نوع گفت‌وگو هم مرز مشخصی تعیین می‌کند و هم مهارت اجتماعی مورد نیاز کودک را آموزش می‌دهد.

 

جمع‌بندی

کلمات والدین می‌توانند تأثیر زیادی بر احساس امنیت، اعتمادبه‌نفس و شیوه ارتباط کودک با دیگران داشته باشند. جملاتی مانند «دیگه دوستت ندارم»، «تو به درد هیچ کاری نمی‌خوری»، «تو بچه بدی هستی» یا مقایسه مداوم کودک با دیگران، بهتر است از گفت‌وگوهای روزمره حذف شوند.

 

البته هدف از این موضوع ایجاد فشار بیشتر بر والدین نیست. همه والدین ممکن است گاهی خسته یا عصبانی شوند و واکنش مناسبی نداشته باشند. آنچه اهمیت دارد، تلاش برای اصلاح الگوهای ارتباطی، پذیرش اشتباه و بازگشت به گفت‌وگویی محترمانه است.

 

بهترین رویکرد این است که هنگام اصلاح رفتار کودک، رفتار را نقد کنیم نه شخصیت او را؛ احساسات کودک را بشنویم؛ مرزهای مشخص داشته باشیم و در عین حال به او اطمینان دهیم که یک اشتباه، ارزشمندی او را از بین نمی‌برد.

 

کودکی که در محیطی همراه با احترام، محبت، گفت‌وگو و مرزبندی سالم رشد می‌کند، فرصت بیشتری برای یادگیری مهارت‌های عاطفی و اجتماعی پیدا خواهد کرد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۱۱۶۱
تاریخ خبر:
ارسال نظر