بحران ترافیک سایتها با ورود هوش مصنوعی؛ چگونه در پاسخهای چتباتها دیده شویم؟
برای مدت طولانی، شرکت بازاریابی «Vital Design» یک وبلاگ داشت. این روش، یکی از تاکتیکهای معمول سئو بود: انتشار مطلب درباره موضوعاتی که کاربران هدف جستوجو میکنند تا احتمال دیدهشدن کسبوکار در نتایج گوگل افزایش پیدا کند.
به گزارش هفت صبح اما با ورود هوش مصنوعی، ترافیک ارگانیک وبلاگ Vital تا ۶۰ درصد کاهش یافت. احتمالاً بسیاری از کسبوکارها نیز تجربه مشابهی داشتهاند.
با این حال، یک نکته مهم وجود داشت: با وجود سقوط ترافیک، تعداد سرنخهای آماده خرید این شرکت ثابت ماند یا حتی افزایش پیدا کرد. دلیلش این بود که Vital سرمایهگذاری روی استراتژی جدیدی مشابه سئو را آغاز کرده بود؛ رویکردی که معمولاً بهینهسازی برای موتورهای پاسخگو یا AEO نامیده میشود و به افزایش دیدهشدن شرکت در جستوجوهای مبتنی بر هوش مصنوعی کمک میکند.
AEO همچنین میتواند به موتورهای جستوجو کمک کند تا اطلاعات موردنیاز مصرفکننده را مؤثرتر ارائه دهند؛ تغییری که کل چرخه فروش را دگرگون کرده است.
«مکس دمارِی»، مدیر استراتژی Vital Design، این روند را «فشار به سمت پایینِ قیف بازاریابی» مینامد. مرحله تحقیق مشتریان حالا خارج از وبسایت شرکتها و در ابزارهای هوش مصنوعی انجام میشود؛ ابزارهایی که اطلاعات را از منابع متعدد جمعبندی میکنند. بنابراین، زمانی که مخاطب به سایت کسبوکار میرسد، هوش مصنوعی تا حدی او را از پیش ارزیابی کرده است.
دماری میگوید: «مخاطبان نسبت به گذشته در مرحله پایینتری از قیف فروش قرار دارند و این شرایط بهتری برای تبدیلشدن آنها به سرنخهای آماده خرید ایجاد میکند.»
بنابراین، اگر یک کسبوکار بتواند در مرحله تحقیق کاربران، از سوی هوش مصنوعی پیشنهاد شود، مخاطبان واجدشرایطتر و آمادهتری برای خرید جذب خواهد کرد.
صفحات خدمات بسیار تخصصی بسازید
دماری میگوید یکی از مؤثرترین روشها، تولید محتوایی مانند صفحات جدید محصول یا خدمات در وبسایت است؛ صفحاتی که ویژگیها، مشخصات و پرسشهای پرتکرار را با تمرکز بر نیازهای بسیار خاص مشتری پوشش میدهند. هرچه محتوا تخصصیتر و هدفمندتر باشد، بهتر است.
برای مثال، یک آژانس بازاریابی مانند Vital Design را در نظر بگیرید که با قالبهای مختلف وردپرس کار میکند و به صنایع گوناگون خدمات میدهد. چنین آژانسی باید برای ترکیبهای مختلف این خدمات، صفحههای جداگانه بسازد؛ صفحاتی که ابزارهای مورداستفاده، صنایع هدف، مشکلات قابلحل یا مناطق جغرافیایی تحت پوشش را مشخص کنند.
دماری میگوید: «در گذشته هرگز صفحهای نمیساختیم که بگوید با افزونه وردپرسی Elementor کار میکنیم، چون حجم جستوجوی گوگل نشان نمیداد که نیازی به ساخت چنین صفحهای داریم. اما امروز صفحهای میسازیم که اعلام کند با Elementor کار میکنیم و بهطور مشخص به مؤسسات آموزش عالی خدمات میدهیم.»
این صفحات لزوماً نیازی ندارند در نتایج گوگل رتبه بگیرند؛ کافی است ابزارهای هوش مصنوعی بتوانند آنها را خزش و بررسی کنند تا هنگام جستوجوی کاربران، پاسخهای دقیقتری ارائه دهند.
این استراتژی از آنجایی کارآمد است که ابزارهای هوش مصنوعی در تطبیق پرسشهای دقیق با راهحلهای مشخص عملکرد خوبی دارند. برای مثال، وقتی فردی از ChatGPT میپرسد: «یک آژانس وردپرس معرفی کن که با Elementor کار کند و برای مؤسسات آموزش عالی، خدمات سئو، تبلیغات پولی و برندسازی ارائه دهد»، هدف Vital این است که نام این شرکت در پاسخ پیشنهاد شود.
روی محتوای انتهای قیف فروش تمرکز کنید
درحالیکه بسیاری از کسبوکارها همچنان محتوای ابتدای قیف فروش تولید میکنند، دماری پیشنهاد میکند منابع بیشتری به صفحات انتهای قیف اختصاص داده شود؛ یعنی محتواهایی که مستقیماً نیت خرید کاربر را هدف میگیرند.
بهعبارت دیگر، یک آژانس بازاریابی در گذشته ممکن بود مطلبی با عنوان «چگونه یک آژانس بازاریابی انتخاب کنیم؟» منتشر کند. این محتوای ابتدای قیف برای افرادی نوشته میشد که بهدنبال اطلاعات کلی درباره آژانسهای بازاریابی هستند.
اما اکنون، بهتر است محتوا بسیار مشخصتر باشد؛ برای مثال:
- آژانس بازاریابی برای شرکتهای SaaS در آستین
- توسعه وردپرس برای سازمانهای حوزه سلامت
- خدمات سئو برای برندهای تجارت الکترونیک با درآمد کمتر از ۵ میلیون دلار
برای شرکتهای فروشگاهی، این محتواها و صفحات میتوانند حول محصولات شکل بگیرند؛ درحالیکه استارتاپهای نرمافزار بهعنوان سرویس یا SaaS باید بیشتر بر راهحلها و صنایع مشخص تمرکز کنند.
ممکن است مصرفکنندگان هرگز این محتوا را نخوانند یا حتی از وجود آن خبر نداشته باشند؛ اما همین صفحات به شکلگیری پاسخهای هوش مصنوعی کمک میکنند و اطمینان بیشتری میسازند که کسبوکار موردنظر، گزینه مناسبی برای نیاز کاربر است.
اطلاعات را برای هوش مصنوعی خوانا کنید
هنگام نوشتن محتوا برای انسانها، تمرکز بر داستانگویی خوب و زبان روان اهمیت دارد.
اما برای محتوایی که قرار است هوش مصنوعی آن را بخواند، باید کمی شبیه یک ماشین فکر کرد: محتوا باید روشن، ساختاریافته و ساده برای دستهبندی باشد.
دماری تأکید میکند: «باید مطمئن شویم اطلاعات بهراحتی در دسترس هستند و خلاصههای هوش مصنوعی میتوانند آنها را بخوانند و درک کنند.»
تیترها باید واضح باشند، نه صرفاً خلاقانه و مبهم. برای توضیح خدمات و تخصصها از فهرستهای بولتدار استفاده کنید. نشانههای اعتبار مانند نظر مشتریان، تجربه مشخص در یک صنعت و مطالعه موردی را در صفحه قرار دهید. همچنین بخشی برای پرسشهای پرتکرار اضافه کنید که به سوالاتی پاسخ دهد که کاربران احتمالاً از هوش مصنوعی میپرسند.
عملکرد واقعی را رصد کنید
پس از اجرای این اقدامات، چالش تازهای ایجاد میشود: تشخیص اینکه دقیقاً چه چیزی نتیجه داده، دشوار است. ابزارهای سنتی تحلیل داده نمیتوانند تمام مسیر مشتری را ثبت کنند؛ ممکن است یک نفر درباره کسبوکار شما در ChatGPT تحقیق کند، چند روز بعد وارد سایتتان شود و سپس خرید یا ثبتنام کند.
دماری میگوید: «بخشی از دادههای مربوط به منشأ جذب مشتری را از دست میدهید، چون حتی متوجه نمیشوید این فرایند چگونه رخ داده است.»
برای دستیابی به تصویر روشنتر، کسبوکارها باید فعالتر از گذشته عمل کنند. چند راه برای شروع عبارتاند از:
- از مشتریان جدید بپرسید چگونه با کسبوکار آشنا شدهاند.
- ترافیک ارجاعی از موتورهای پاسخگو را بررسی کنید.
- افزایش ترافیک مستقیم سایت را همزمان با اقدامات بهینهسازی برای هوش مصنوعی رصد کنید.
- بررسی کنید هوش مصنوعی در جستوجوهای مهم برای کسبوکار، چند بار و چگونه نام برند شما را مطرح میکند.
- از ابزارهای پایش نحوه پیشنهادشدن برند توسط هوش مصنوعی استفاده کنید.
- به کیفیت سرنخها، نه فقط تعداد آنها، توجه داشته باشید.
دماری معتقد است این تغییر، با وجود دشواریهایش، فرصتی برای کسبوکارهایی است که حاضرند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. او میگوید: «اگر سازگار نشوید، عقب میمانید. باید به تغییر رفتار مخاطب هدف فکر کنید و راهی پیدا کنید که در برابر او دیده شوید.»
هوش مصنوعی درباره کسبوکار شما چه میگوید؟
اگر میخواهید بدانید هوش مصنوعی شرکت شما را پیشنهاد میدهد یا تلاشهایتان در زمینه AEO نتیجه داده است، میتوانید ساعتها پرسشهای مختلف را در چتباتها امتحان کنید؛ یا از ابزارهایی استفاده کنید که مشخصاً برای این کار طراحی شدهاند.
در ادامه، سه نمونه از محبوبترین ابزارها معرفی شدهاند:
برای پایش ابتدایی: Otterly.ai
این ابزار، نام برند را در ChatGPT، Gemini و بسیاری از پلتفرمهای هوش مصنوعی دیگر پایش و تحلیل میکند. همچنین وبسایت را برای بهبود دیدهشدن در نتایج جستوجو بررسی میکند. هزینه مقرونبهصرفه، یکی از ویژگیهای مهم آن است.
- شروع قیمت: ۲۹ دلار در ماه
- وبسایت: otterly.ai
برای تیمهای پرسرعت: AthenaHQ
AthenaHQ نیز قابلیت پایش و تحلیل دارد، اما علاوهبر آن، سیگنالهای مشخصی برای بهینهسازی ارائه میدهد و امکان تولید خودکار محتوا برای بهبود رتبه را فراهم میکند.
- شروع قیمت: ۹۵ دلار در ماه
- وبسایت: athenahq.ai
برای دادههای سازمانی: Profound
Profound تحلیلهای دقیقتری ارائه میدهد و به برندها کمک میکند جایگاه خود را در جستوجوهای پیچیده خرید و مسیر تصمیمگیری مشتریان درک کنند. این ابزار بهویژه بهخاطر خدمات سازمانیاش شناخته میشود.
- شروع قیمت: ۹۹ دلار در ماه
- وبسایت: tryprofound.com