بابالمندب؛ برگ تازه جنگ یمن
ولیعهد عربستان پس از ناامیدی از کمک ترامپ از مصر درخواست حمایت کرد
هفت صبح| انصارالله یمن در روزهای اخیر با یک عملیات گسترده توانست کنترل سواحل غربی یمن و مناطق مشرف به تنگه بابالمندب را به دست بگیرد که موقعیت تازه انصارالله عملا عربستان را در شرایط سختی قرار داده است. این تحولات که از اوایل شهریور آغاز شد، توانست به نوعی معادلات نظامی، امنیتی و حتی اقتصادی منطقه را تحت تأثیر خود قرار دهد. انصارالله دور تازه اقدامات خود را از ۱۲ شهریور در امتداد ساحل دریای سرخ آغاز کرد و ظرف چند روز موفق شد حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی غربی یمن را تصرف کند.
در مهمترین دستاورد، نیروهای این گروه توانستند کنترل بندر راهبردی المخا را به دست بگیرند؛ بندری که در فاصله حدود ۷۰ کیلومتری شمال تنگه بابالمندب قرار دارد و بعد از آن جزایر حنیش و پریم یا همان میون که دقیقا در دهانه بابالمندب واقع شده، تصرف شدند. با تسلط بر این مناطق، نیروهای دولتی یمن و متحدانشان به سمت جنوب و منطقه ذباب عقبنشینی کردند و به گفته یک مقام یمنی نیروهای دولتی تا فاصله ۹۰ کیلومتری عدن عقب رانده شدند. عربستان در واکنش به این پیشروی، حملات هوایی گستردهای علیه مواضع انصارالله انجام داد اما این حملات نتوانست مانع پیشروی انصارالله شود. بسیاری از کارشناسان چنین شرایطی را شکست راهبردی عربستان میدانند.
به همین دلایل بود که محمد بنسلمان، ولیعهد سعودی بعد از تماسهای نافرجام با ترامپ راهی مصر شد تا شاید بتواند حمایت السیسی را جلب کند. در این شرایط پرسش آن است که آیا عربستان قادر خواهد بود اولا حمایت کشور یا کشورهایی را به نفع خود به دست آورد و ثانیا اگر به دست آورد، میتواند با انصارالله مقابله کند یا آنکه ممکن است عربستان ناچار شود به سمت گفتوگو با انصارالله حرکت کند؟ برای بررسی اینها ساعتی را با محمد ایرانی، محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در اردن، لبنان و کویت به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
به عنوان پرسش نخست، بفرمایید که چه زمینههایی برای پیروزیهای پیاپی انصارالله وجود داشت و چه شد که عربستان نتوانست در مقابل حوثیهای یمن به موفقیتی برسد؟
اقدامات انصارالله و وضعیتی که اکنون شاهدش هستیم، واکنشی به اقداماتی است که عربستان سعودی علیه انصارالله انجام داده است؛ به عبارت دیگر، داغشدن جبهه و کشیده شدن شرایط به وضعیت موجود، پس از اقداماتی رخ داده است که عربستان با هدف به داشتن دست بالا در معادلات منطقهای انجام داده بود اما نتیجه به شکل دیگری رقم خورده است. پیشروی سریع انصارالله در امتداد ساحل دریای سرخ و تصرف دهانههای استراتژیک در بابالمندب بسیار مهم است. این تحولات نشان میدهد که عربستان قادر به مدیریت نیروهای تحت امر خود نبوده است و در نظر نداشته که اگر فشارها بر انصارالله افزایش پیدا کند، این گروه دست به اقداماتی خواهد زد که کمتر کسی تصوری دقیق از نتایج آن دارد؛ مانند پیشروی سریع و غیرقابل پیشبینی کنونی انصارالله.
اینکه عربستان دست به اقداماتی بزند، طبیعی است؛ اما مسئله مهمتر این است که هیچ طرف منطقهای و بینالمللی حاضر نشده است بهطور مستقیم وارد حمایت از عربستان شود. مهمتر از همه، ائتلافی است که عربستان تحت عنوان «ائتلاف مکه» شکل داد. همه انتظار داشتند پاکستان و ترکیه در این شرایط از عربستان حمایت کنند و در تحلیلها نیز اینگونه مطرح بود که منظور و هدف عربستان از تشکیل این ائتلاف، مقابله با انصارالله یمن بوده است. اما دیدیم که پاکستان بهنوعی اعلام کرد بهطور مستقیم وارد عمل نمیشود؛ هرچند ممکن است کمکهای اطلاعاتی ارائه دهد. ترکیه نیز پیش از این اعلام کرده بود وارد عمل نخواهد شد.
چرا بن سلمان در نهایت سعی کرد حمایت مصر را جلب کند؟
در روزهای اخیر، بنسلمان دو بار با ترامپ تماس گرفته بود، اما ترامپ حاضر به کمک نشد. اکنون عربستان دست به دامن عبدالفتاح السیسی و مصر شده است. این مسئله نشان میدهد کشورهایی که عربستان به حمایت آنها امید داشت، حاضر به دخالت نیستند و کمکی از سوی آنها دریافت نمیشود. به نظر من، مصر نیز به دلیل سابقه طولانی خود در جنگهای داخلی یمن، بعید است در این شرایط وارد حمایت از عربستان شود. علاوه بر این، مسائل سیاسی مختلفی نیز وجود دارد و روابط مصر و عربستان چندان روشن نیست. تحولات اخیر میان عربستان و امارات نیز نشان داد که گرایش مصر بیشتر به سمت امارات است. با توجه به این شرایط، به نظر میرسد عربستان قادر نباشد اقدامات جدی و گستردهای انجام دهد.
آیا در ادامه شاهد درگیریهایی گسترده میان عربستان و انصارالله باشیم یا احتمال درگرفتن مذاکره میان آنها وجود دارد؟
درست است که شرایط امنیتی و نظامی در حال حاضر به نفع انصارالله و جریان حوثیها در یمن است و نیز در نشست اضطراری شورای امنیت که دو روز پیش برگزار شد، روسیه و چین نیز موضعی میانه اتخاذ کردند و خواستار خویشتنداری شدند اما به نظر میرسد در نهایت با وساطت یک میانجی باید شرایط به سمت تمدید مذاکرات میان عربستان و انصارالله پیش برود؛ مذاکراتی که در سال ۲۰۲۳ متوقف شده بود. در غیر این صورت، عربستان باید به سمت یک جنگ گسترده برود.
عربستان همواره ادعا میکند توان هوایی بسیاری دارد و قدرت نظامیاش در مجموع بالاست اما در برابر حوثیها به میزان ادعاهای مطرح شده عمل نکرده است. چرا؟
از سال ۲۰۱۲ و به ویژه از سال ۲۰۱۴ که حوثیها صنعا را تصرف کردند، خود عربستان و مزدورانش وارد درگیری شدند، اما موفقیتی به دست نیاوردند. این موضوع نشان میدهد که یمن شرایط خاص خود را دارد و با دیگر جبهههایی که در جهان تعریف شدهاند، متفاوت است. همه کسانی که مطالعات نظامی را دنبال میکنند، بر این نکته تأکید دارند که محیط نظامی یمن و نوع اقدامات نظامی انصارالله بهگونهای است که مقابله با آن بهسادگی امکانپذیر نیست. تجربیات گذشته نیز نشان میدهد هیچ قدرت خارجی نتوانسته است بهطور موفقیتآمیز با جریانهای یمنی مقابله کند.
از مصر گرفته تا عربستان، هیچکدام نتوانستند در این زمینه به موفقیت برسند. همانطور که گفتید تنها نقطه قوت عربستان، نیروی هوایی قدرتمند این کشور است و عربستان بهطور مرتب مواضع حوثیها را بمباران میکند. انصارالله اعلام کرده است که به تازگی مواضع این گروه 52 بار بمباران شده است. با این حال، یمنیها میتوانند از خود دفاع کنند؛ چه با استفاده از سامانههای ضدهوایی و چه با حفر سنگرها و تونلهایی که امکان حفاظت از نیروها و تجهیزات را فراهم میکند.
مسئله این است که پیروزی صرفا با عملیات هوایی حاصل نمیشود و برای دستیابی به پیروزی نظامی، به عملیات زمینی نیز نیاز است. در عین حال، نباید پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی یمن را از نظر دور داشت. اینکه تصور کنیم یک جبهه کاملا یمنی-یمنی شکل گرفته است، نیازمند مطالعه و بررسی دقیق است. بخشی از یمنیها در کنار انصارالله هستند و بخشی دیگر در مقابل آن قرار دارند. به همین دلیل، گفتوگو میان دو طرف میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد. از نظر قدرت نظامی، در شرایط فعلی انصارالله دست برتر را دارد.
آمریکا و عربستان سعی میکنند به نوعی درگیریهای اخیر و پیشرویهای انصارالله را مرتبط با ایران کنند اما ایران این موضوع را رد کرده است. آیا ممکن است آمریکا و عربستان بتوانند پای ایران را نیز به این موضوع باز کنند؟
بزرگترین کمک ایران به انصارالله، پیروزی ایران در جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه در برابر آمریکا و اسرائیل بود. یمنیها از ایران این درس را گرفتند که میتوان در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی کرد و به مقاومت ادامه داد اما اینکه جبههای تشکیل شده باشد و ایران حمایت نظامی و لجستیکی از یمن انجام دهد، درست نیست و اینگونه ادعاها صحت ندارد. یمنیها نیروهای نظامی و تجهیزات قابلتوجهی دارند و از موشکهای پیشرفتهای نیز برخوردارند. وقتی معادلات منطقه در خلیج فارس تغییر میکند، گروههایی که در برابر اسرائیل و آمریکا مقاومت کردهاند نیز به این نتیجه میرسند که میتوانند و باید به مقاومت خود ادامه دهند. پیروزی ایران در برابر آمریکا و اسرائیل نیز باعث شد یمنیها به مقاومت خود ادامه دهند.
وضعیت تنگه بابالمندب را چه طور ارزیابی میکنید؟ آیا ممکن است بسته شود و در صورتی که تنگه هرمز نیز بسته است، اگر بابالمندب نیز بسته شود، چه شرایطی به وجود میآید؟
آمریکاییها اعلام کردهاند که درگیری آنها در خلیج فارس است، اما با توجه به اهمیت تنگه بابالمندب، که حدود ۱۰ تا ۱۲درصد نفت از آن عبور میکند، بسته شدن این تنگه میتواند پیامدهای بسیار مهمی داشته باشد؛ به همین دلیل است که حوثیها اعلام کردهاند قصد بستن این تنگه را ندارند. موضع آنها مقابله با عربستان و به همین دلیل عربستان را محاصره کردهاند و نمیخواهند جنگشان با عربستان منطقهای یا بینالمللی تلقی شود؛ به بیان دیگر هدف حوثیها این است که جنگ میان یمن و عربستان باقی بماند و به یک جنگ بینالمللی و منطقهای تبدیل نشود؛
برخلاف آنچه عربستان دنبال میکند. از طرفی میان مسئله تنگه هرمز و تنگه بابالمندب نیز تفاوتهایی وجود دارد. محیط بابالمندب بسیار بستهتر است و فاصله میان ضلع غربی و شرقی آن کمتر است. شرایط جغرافیایی این منطقه نیز با خلیج فارس تفاوت دارد. آمریکاییها از محیطی دورتر، ایران را محاصره کردهاند و ایران نیز از سمت دیگر این منطقه را بسته است که این تفاوتی مهم در شرایط موجود در تنگه هرمز و بابالمندب است.
در نهایت تصور میکنید شرایط میان عربستان و حوثیها به چه سمتی پیش برود؟
سعودیها به هر حال ناچارند راهی برای باز نگه داشتن مسیر صادرات و واردات پیدا کنند و این مسئله نیز نیازمند گفتوگوی عربستان با انصارالله است. خواسته انصارالله از گذشته تا امروز تمامیت ارضی یمن نبوده است؛ این گروه بخشی از حاکمیت یمن را مطالبه میکرده که عربستان در برابر این مطالبه آنها ایستادگی میکرد اما حالا با تغییر معادلات، عربستان باید واقعیت موجود و جایگاه انصارالله را بپذیرد و با آنها گفتوگو کند.