ثروت در محاصره عدالت| چرا ایتالیا و اسپانیا پیشتازند؟

۹۰درصد مردم خواستار اخذ مالیات از ثروتمندان برای تأمین هزینههای خدمات عمومی و مقابله با تغییرات اقلیمی هستند
هفت صبح| نابرابری اقتصادی در دهه گذشته به سرعت افزایش یافته است. از یک سو، ثروتمندان و شرکتهای چندملیتی با بهرهگیری از خلأهای قانونی و پناه بردن به بهشتهای مالیاتی از پرداخت سهم واقعی خود فرار میکنند؛ از سوی دیگر، طبقات متوسط و پایین برای خدمات درمانی، آموزش و هزینههای زندگی تحت فشارند. این شکاف، بحث مالیات بر ثروتمندان را از یک موضوع اقتصادی به مطالبهای اجتماعی و اخلاقی تبدیل کرده است.
نظرسنجی مشترک اکسفام و گرینپیس در ماه مه ۲۰۲۵ در ۱۳ کشور اروپایی و غربی، نشان میدهد اقبال عمومی به این سیاست بهطور چشمگیری بالاست. ایتالیا با ۹۴درصد حمایت در صدر قرار دارد و پس از آن اسپانیا با ۹۱درصد، فرانسه با ۹۰درصد، بریتانیا با ۸۹درصد و آلمان با ۸۵درصد. نکته جالب این است که این حمایت به طور تقریبی در همه گروههای سنی، درآمدی و سیاسی مشترک است؛ از جوانان تا بازنشستگان و از کارگران تا کارمندان، همه عدالت مالیاتی را خواستارند.
بستن درهای فرار مالیاتی
یکی دیگر از محورهای مهم این نظرسنجی، مسئله فرار مالیاتی است. شرکتهای چندملیتی و میلیاردرها با ایجاد ساختارهای پیچیده حسابداری یا انتقال سرمایه به کشورهایی با قوانین سهلگیر، از پرداخت مالیات فرار میکنند. به همین دلیل، امروز مطالبه بستن این راهها به اجماعی عمومی تبدیل شده است.
در ایتالیا ۹۴درصد، در بریتانیا ۹۱درصد، در اسپانیا و فرانسه ۹۰درصد و در آلمان ۸۶درصد از این سیاست حمایت کردهاند. کارشناسان معتقدند اجرای چنین اصلاحاتی میتواند منابع مالی کلانی آزاد کند؛ منابعی که صرف بهبود خدمات عمومی مانند آموزش، حملونقل، بهداشت و همچنین توسعه زیرساختهای دیجیتال شود. به بیان دیگر، بازتوزیع عادلانه ثروت فقط یک شعار نیست، بلکه ابزاری عملی برای بازسازی اعتماد اجتماعی به دولتهاست.
مالیات سبز؛ اجماعی شکننده
وقتی پای موضوعات اقلیمی وسط میآید، اجماع عمومی تا حدی شکنندهتر میشود. مالیات برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر یا عایقسازی منازل هنوز مخالفانی جدی دارد. در آلمان ۱۸درصد مردم با مالیات سبز مخالفاند و ۷۵درصد از آن حمایت میکنند.
در فرانسه ۷۹درصد، در بریتانیا ۸۰درصد و در اسپانیا ۸۱درصد موافقاند؛ ایتالیا اما با ۸۸درصد همچنان بالاترین میزان حمایت را نشان میدهد. در بحث عایقسازی منازل، مخالفتها حتی بیشتر است: ۲۸درصد آلمانیها، ۲۲درصد ایتالیاییها و بریتانیاییها و حدود ۲۰درصد فرانسویها و اسپانیاییها با این سیاست مخالفاند. منتقدان معتقدند مالیاتهای اقلیمی میتواند بار اضافی بر دوش خانوارهای متوسط بگذارد و در نهایت به کاهش مقبولیت عمومی بینجامد.
اروپای شرقی در صحنه
یافتههای تازه یوروبارومتر، نظرسنجی معتبر اتحادیه اروپا، تصویر گستردهتری به دست میدهد: ۸۰درصد شهروندان اتحادیه خواستار اعمال مالیات حداقل بر شرکتهای چندملیتیاند و ۶۵درصد هم از مالیات مستقیم بر ثروتمندان حمایت میکنند. در اروپای شرقی نیز صداها پرطنین است:
مجارستان با ۷۸درصد و بلغارستان و کرواسی با ۷۱درصد از این سیاست پشتیبانی میکنند. با این همه، واقعیت این است که تجربه مالیات بر ثروت در اروپا هنوز محدود است. تنها نروژ، اسپانیا و سوئیس مالیات بر «ثروت خالص» (مجموع داراییها منهای بدهیها) را اعمال میکنند. کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا، بلژیک و هلند بیشتر به مالیات بر داراییهای خاص مانند املاک یا سهام بسنده کردهاند.
چرا ایتالیا و اسپانیا پیشتازند؟
حمایت پررنگتر در ایتالیا و اسپانیا بیدلیل نیست. هر دو کشور سابقه طولانی بحران اقتصادی و نابرابری اجتماعی دارند. نرخ بیکاری بالا، بدهیهای عمومی سنگین و فشار تورم در دهههای اخیر باعث شده شهروندان این کشورها بیش از دیگران عدالت مالیاتی را بهمثابه راهحلی فوری ببینند. در آلمان اما نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی، فرار سرمایه یا پیچیدگی اجرایی سیاستها باعث شده حمایت عمومی اندکی پایینتر باشد.
میلیاردرها و شکاف جهانی
پیشنهاد گروه ۲۰ برای وضع مالیات سالانه ۲ درصدی بر ثروت بیش از یک میلیارد دلار، بار دیگر این بحث را به سطح جهانی کشانده است. اسپانیا و برزیل با تشکیل ائتلافی جهانی برای نظام مالیاتی مترقی پرچمدار شدهاند و سازمان ملل نیز از این ابتکار حمایت کرده است. آمارهای اکسفام تکاندهنده است: تنها در یک دهه، ۳۰۰۰ میلیاردر جهان ۶.۵ تریلیون دلار به ثروت خود افزودهاند، در حالی که ۳.۷ میلیارد نفر، یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت کره زمین، در فقر زندگی میکنند.به گفته این سازمان، یک درصد ثروتمند جهان اکنون بیش از ۹۵ درصد ثروت بشریت را در اختیار دارند؛ شکافی که بهسختی قابل دفاع است.
موجی که نمیتوان نادیده گرفت
با وجود تفاوتهای موجود میان ملتها، یک روند کلی روشن است: مطالبه عدالت مالیاتی در سطح جهانی در حال اوجگیری است. فشار افکار عمومی بر دولتها روزبهروز بیشتر میشود و این بار به نظر میرسد هیچ دولتی نتواند به سادگی آن را نادیده بگیرد. مالیات بر ثروتمندان دیگر نه یک شعار سیاسی، بلکه ضرورتی اجتماعی است؛ ضرورتی که اگر به آن پاسخ داده نشود، میتواند مشروعیت دولتها و نظم اقتصادی جهانی را با بحران جدی روبهرو کند.