کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۷۱۴۷
تاریخ خبر:
فردا دوباره صفحه سفید است

تک‌نگاری| برای شماره ۴۴۴۴ هفت‌صبح؛ است‌هایی که بود شدند

تک‌نگاری| برای شماره 4444 هفت‌صبح؛ است‌هایی که بود شدند

صفحه فرهنگ‌وهنر همان جایی است که برای تولد هنرمندی تیتر می‌زند و شاید چند سال بعد خبر رفتنش را هم منتشر کند

هفت صبح| چهار هزار و چهارصد و چهل‌وچهار شماره را نمی‌شود راحت کنار هم گذاشت و گفت یک عدد است. هر شماره یک روز بوده، یک صبح، یک تیتر و چند آدم که شب دیرتر به خانه رسیده‌اند تا روزنامه صبح روی دکه باشد. حالا همه آن روزها کنار هم نشسته‌اند و شده‌اند ۴۴۴۴ شماره.

 

عدد را که می‌بینم، بیشتر به آدم‌ها فکر می‌کنم.به کسانی که پشت میزهای تحریریه هفت صبح نشسته‌اند، نوشته‌اند، مصاحبه گرفته‌اند، تیتر زده‌اند و صفحه بسته‌اند. صفحه فرهنگ‌وهنر هم میان دست‌های زیادی چرخیده است. دبیرانی پیش از من آن را ساخته‌اند، خبرنگارانی برایش دویده‌اند و نویسندگانی رد قلمشان را روی آن گذاشته‌اند. من چند سالی است پشت این میز نشسته‌ام و بخشی از این راه را همراهش آمده‌ام.

 

جهانی که آرام عوض نشد

همین چند سال برای دیدن سرعت تغییر جهان فرهنگ کافی بوده است. شکل فیلم دیدن، موسیقی شنیدن، کتاب خواندن و حتی مشهورشدن تغییر کرده. پلتفرم‌ها وارد خانه‌ها شده‌اند، تلفن همراه خودش یک سالن نمایش شده و فاصله انتشار یک اثر و قضاوت درباره آن گاهی به چند دقیقه رسیده است.ستاره‌ها هم سرنوشت دیگری پیدا کرده‌اند. چهره‌ای ممکن است صبح ناشناس باشد و شب تصویرش روی هزاران صفحه تلفن بچرخد. شهرت سریع‌تر شده و فراموشی هم عجله بیشتری پیدا کرده است.روزنامه میان همین رفت‌وآمدها نگاه کرده، نوشته و ثبت کرده است.

 

تلخی یک فعل ساده

صفحه فرهنگ‌وهنر همان جایی است که برای تولد هنرمندی تیتر می‌زند و شاید چند سال بعد خبر رفتنش را هم منتشر کند. اهل تحریریه این لحظه را خوب می‌شناسند. خبری می‌رسد و ناگهان حال صفحه عوض می‌شود.غم‌انگیزترین بخش ماجرا گاهی در یک فعل خلاصه می‌شود. «است» تبدیل می‌شود به «بود».

 

چند حرف جابه‌جا می‌شود و پشت همین چند حرف، یک عمر ایستاده است.کنار این رفتن‌ها، آمدن‌ها هم بوده‌اند. اولین فیلم یک کارگردان، اولین نقش یک بازیگر، اولین کتاب یک نویسنده. نامی کوچک در گوشه صفحه که کسی نمی‌دانسته چند سال بعد چقدر بزرگ خواهد شد.

 

فردا دوباره صفحه سفید است

مخاطب امروز بسیاری از خبرها را پیش از بازکردن روزنامه دیده است. پس کار صفحه فرهنگی پیدا کردن چیزی میان این هیاهوست که ارزش مکث داشته باشد.هر شب صفحه‌ای را می‌بندیم که عمرش روی دکه شاید چند ساعت باشد. فردا شماره تازه می‌آید و روزنامه امروز کنار می‌رود. اما همین کاغذهای یک‌روزه کنار هم تبدیل به حافظه می‌شوند.

 

شاید معنای ۴۴۴۴ همین باشد. چهار هزار و چهارصد و چهل‌وچهار بار صفحه‌ای سفید مقابل آدم‌های این روزنامه قرار گرفته و هر بار چیزی از زمان روی آن مانده است.

من چند سالی است سهم خودم را روی همین صفحه‌ها می‌نویسم. پیش از من دیگران نوشته‌اند و بعد از ما هم این قصه ادامه خواهد داشت. فردا دوباره صفحه سفید است.

و چه خوب که هنوز چیزی برای نوشتن داریم.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۷۱۴۷
تاریخ خبر:
ارسال نظر