یادداشت امیر تاجیک برای شماره ۴۴۴۴ روزنامه هفت صبح
ما نه روزنامه اصولگرایان هستیم، نه اصلاحطلبان، نه وابسته به جریان پایداری و نه هیچ حزب و گروه دیگر...
هفت صبح| جهان با چهار فصل نفس میکشد. بهار میآید، تابستان میماند، پاییز میریزد و زمستان ما را به صبوری وا میدارد. زندگی هم جز همین آمدنها و رفتنها نیست. هیچ فصلی قرار نیست همیشگی باشد و شاید همین، امیدبخشترین قانون طبیعت باشد. اینکه بعد از هر زمستان، دوباره نوبت بهار میرسد. امروز چهارشنبه شماره ۴۴۴۴ هفتصبح منتشر شده است، چهار عدد چهار کنار هم، در روز چهارشنبه. شاید این فقط یک اتفاق عددی باشد، اما برای ما بهانهای است برای نگاه کردن به مسیری که آمدهایم. مسیری که در آن، روزنامهنگاری بیشتر از هر چیز به معنای ماندن و ادامه دادن بوده است.
هفتصبح نیز در این سالها فصلهای گوناگونی را پشت سر گذاشته است. از روزهای آرام و روزهای پرالتهاب گرفته تا لحظههای ساختن و روزهای ایستادگی. در تمام این فصلها تلاش ما برای ماندن، دیدن، شنیدن و روایت کردن تغییر نکرده است. شماره ۴۴۴۴ برای ما فقط یک عدد نیست بلکه یادآور روزهای زیادی است که تحریریه از نو شروع کرده، صفحههایی که یکی یکی بسته شده و روزهایی که با همه سختیها تصمیم گرفتهایم روزنامه فردا هم منتشر شود.
سال گذشته برای ایران بیشتر به فصلی طولانی از سختی شبیه بود. کشور دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشت، حوادث تلخ دیماه ۱۴۰۴ را تجربه کرد و مردم روزهایی آکنده از نگرانی، اضطراب و اندوه را از سر گذراندند. اما در تمام این روزها هفتصبح حتی یک روز از انتشار باز نماند. در روزهای جنگ کار ما فقط انتشار روزنامه نبود. خبرنگاران هفتصبح به مناطقی رفتند که هدف حملات قرار گرفته بود.
گزارشهای ویدیویی تولید کردیم تا آنچه در خیابانها و میان مردم میگذشت، مستقیم روایت شود. دوشادوش نیروهای امدادی، در محلههای آسیبدیده و میان مردمی که هنوز درگیر شوک و داغ حادثه بودند، تلاش کردیم صدای زندگی و ایستادگی را ثبت کنیم. برای ما مهم بود که روایت جنگ فقط روایت آوار و ویرانی نباشد بلکه روایت مردمی باشد که با همه سختیها، زندگی را متوقف نکردند.
همزمان سرویس سیاسی هفتصبح را راهاندازی کردیم تا سیاست را از انحصار واژههای پیچیده و دعواهای جناحی بیرون بیاوریم و آنچه در ساختار قدرت و تصمیمگیری کشور میگذرد، به زبان ساده برای مردم روایت کنیم. ما نه روزنامه اصولگرایان هستیم، نه اصلاحطلبان، نه وابسته به جریان پایداری و نه هیچ حزب و گروه دیگر. هفتصبح قرار نیست بلندگوی این جناح یا آن جریان باشد. اگر قرار باشد طرفی داشته باشیم، طرف ایران هستیم. طرف اعتلای ایران، آرامش مردم، همبستگی ملی و اتحادی که در این روزهای سخت بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
در این مدت در حوزههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، محیطزیست، حوادث، سیاست و ورزش دنبال موضوعاتی رفتهایم که در زندگی واقعی مردم حضور دارند، مسائلی که شاید در آمار و گزارشهای رسمی کمتر دیده شوند، اما برای یک خانواده، یک محله یا حتی بخشی از جامعه مسئلهای جدی هستند. هدف ما این بوده که این مسائل دیده شوند و به گوش کسانی برسند که امکان تصمیمگیری و حل آنها را دارند.
روزنامهنگاری برای ما وقتی معنا پیدا میکند که بتواند فاصله میان تصمیمگیران و زندگی واقعی مردم را کمتر کند. اگر گزارشی باعث شود مسئولی متوجه یک مشکل شود، اگر ویدیویی صدای خانوادهای را به گوش دیگران برساند یا یک پیگیری رسانهای بتواند بخشی از مشکلی را حل کند، احساس میکنیم کاری که انجام دادهایم بیاثر نبوده است.
این روزها، بیتردید از سختترین روزهای کشور است. مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی، نگرانی از آینده و زخم حوادث هنوز با مردم همراه است. در چنین شرایطی رسانه باید بیش از همیشه صادق باشد. نه واقعیت را بزک کند و نه به تولید ناامیدی تبدیل شود.
ما میخواهیم راوی صادق آلام مردم باشیم. دردها را ببینیم، نقد کنیم و مطالبه کنیم اما در کنار آن از دستاوردهای کشور و جامعه هم بگوییم. از هموطنانی که میسازند، از افرادی که در سختترین روزها کنار مردم میمانند و از آیندهای که قرار نیست با تسلیم ساخته شود، بلکه محصول ایستادگی و تداوم است.
چهار فصل میآید و میرود. بهار همیشه بهار نمیماند و زمستان هم ابدی نیست. شاید معنای شماره ۴۴۴۴ هفتصبح برای ما همین باشد، دیدن، شنیدن، روایت کردن و ادامه دادن. امروز چهارشنبه هفتصبح منتشر شده است و ما با همه سختیها همچنان ادامه میدهیم.