کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۰۱۳۰
تاریخ خبر:
هنوز چیزی در این تار بی‌قرار است

یادداشتی برای ۷۵سالگی حسین علیزاده

یادداشتی برای 75سالگی حسین علیزاده

حسین علیزاده، امروز ۷۵ ساله می‌شود، آهنگسازی که ردیف را آموخت، در تکرارش نماند و صدایی ساخت که با چند مضراب می‌توان صاحبش را شناخت

هفت صبح|  تار زیر انگشتان حسین علیزاده ساز مطیعی نیست. گاهی خشونت دارد، گاهی نجوا می‌کند، گاهی جمله‌ای را نیمه‌کاره رها می‌کند و گاهی چنان بر یک نت پافشاری می‌کند که انگار حرفی مانده که باید همان لحظه گفته شود. موسیقی او نیز چنین خصلتی دارد، رام نمی‌شود. حتی امروز که صاحب آن در نخستین روز شهریور ۱۴۰۵، ۷۵ ساله می‌شود، هنوز در بسیاری از آثارش چیزی جوان، ناآرام و جست‌وجوگر جریان دارد. شاید مهم‌ترین اتفاق زندگی هنری علیزاده همین باشد: پیر شدن بی‌آنکه موسیقی‌اش پیر شود.

 

هفتاد و پنج سالگی برای هنرمندی با چنین کارنامه‌ای می‌تواند بهانه مناسبی برای ردیف کردن افتخارات باشد، سه نامزدی گرمی، چهار سیمرغ بلورین، ده‌ها آلبوم، موسیقی فیلم، کتاب، تدریس و کنسرت‌های جهانی. اما اعداد در برابر آنچه علیزاده در موسیقی ایران تغییر داده، چندان گویا نیستند. مسئله اصلی او جایزه‌ها نیستند. مسئله،«صدا»ست، صدایی که توانست در دل یک سنت چندصدساله، شناسنامه خودش را پیدا کند.

 

شاگردی که مودب نماند

سید نصرالدینِ بازار تهران، نقطه آغاز این قصه بود. علیزاده آنجا در سال ۱۳۳۰ متولد شد و نوجوانی‌اش سرانجام به هنرستان موسیقی رسید. هوشنگ ظریف استعدادش را شناخت، حسین دهلوی تار را پیش رویش گذاشت و دانشگاه تهران او را به محضر نسلی رساند که هرکدام بخشی از حافظه موسیقی ایرانی را در سینه داشتند، نورعلی برومند، عبدالله دوامی، داریوش صفوت، علی‌اکبر شهنازی و دیگرانی که ردیف برایشان مجموعه‌ای از نت‌ها نبود، شیوه‌ای برای اندیشیدن بود.

 

علیزاده شاگرد خوبی بود، اما خوشبختانه شاگرد رسوم دانی باقی نماند.ردیف را آموخت تا در آن زندانی نشود. سنت را شناخت تا بتواند با آن گفت‌وگو کند. خیلی زود فهمید احترام به میراث گذشتگان لزوماً به معنای تکرار صدای آنان نیست. حضورش در مرکز حفظ و اشاعه، تجربه چاووش و همراهی با موسیقیدانانی چون محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان، درست در روزگاری اتفاق افتاد که موسیقی ایرانی یکی از پرالتهاب‌ترین دوره‌های معاصر خود را تجربه می‌کرد.

 

«حصار»، «سواران دشت امید»، «ترکمن» و «شورانگیز» حاصل ذهنی بودند که از تکرار می‌ترسید. حتی تجربه «داد و بیداد» نشان می‌داد علیزاده دستگاه را دیواری نمی‌بیند که باید کنار آن ایستاد. برای او می‌شد در این دیوار دری تازه باز کرد.

 

زخمی که اسمش نی‌نوا شد

میان همه آنچه ساخته، «نی‌نوا» هنوز ماجرای دیگری دارد. سال ۱۳۶۲ است. جامعه زخمی است و جنگ بر زندگی روزمره سایه انداخته. علیزاده به جای نوشتن درباره آن روزها، آنها را می‌نوازد. خودش بعدها «نی‌نوا» را شبیه ثبت خاطرات آن دوران با زبان موسیقی توصیف کرد. همین است که اثر هنوز بوی تاریخ مصرف نمی‌دهد. موسیقی در «نی‌نوا» گریه نمی‌کند، زخمش را روایت می‌کند.

 

میان ارکستر حرکت می‌کند، گم می‌شود، دوباره سر برمی‌آورد و هر بار چیزی بر دوش دارد که توضیحش با واژه دشوار است. اندوه قطعه، اندوه آسان و مصرف‌شدنی نیست. شکوهی در دل آن پنهان شده و همین دوگانگی، «نی‌نوا» را پس از چهار دهه زنده نگه داشته است. راز علیزاده شاید همین توانایی تبدیل تجربه به صدا باشد. او احساس را گزارش نمی‌کند، برایش معماری می‌سازد.

 

نامی که خودش عنوان شد

همین جهان بعدتر به سینما راه پیدا کرد. «دلشدگان»، «گبه»، «زشت و زیبا»، «آواز گنجشک‌ها» و «ملکه» بخشی از کارنامه‌ای هستند که چهار سیمرغ موسیقی فیلم برای علیزاده به همراه آورده است. موسیقی او روی تصویر نمی‌نشیند، به زیر پوست آن نفوذ می‌کند. تصویر تمام می‌شود و گاهی این موسیقی است که صحنه را در حافظه نگه می‌دارد. همکاری با محمدرضا شجریان، کیهان کلهر، همایون شجریان و شهرام ناظری، سه نامزدی گرمی، اجراهای جهانی و آن امتناع مشهور از پذیرش نشان شوالیه فرانسه، هرکدام فصلی از زندگی حرفه‌ای او هستند.

 

با این همه، علیزاده را باید جای دیگری جست‌وجو کرد، میان چند ثانیه سکوت پیش از نخستین مضراب. حسین علیزاده در ۷۵ سالگی هنوز متعلق به گذشته نشده است. این شاید بزرگ‌ترین دستاورد هنرمندی باشد که عمرش را میان ردیف‌های کهن گذرانده. صدایش در تاریخ ریشه دارد، اما رو به عقب نمی‌نوازد. مضرابش هنوز دنبال جمله‌ای می‌گردد که پیش از او کسی نگفته باشد.

 

 

کدخبر: ۶۰۱۶۰۱۳۰
تاریخ خبر:
ارسال نظر