تهران نابرابرتر | شکاف طبقاتی عمیقتر شد
محمد صادق مشایخ: شکاف طبقاتی در جنگ بیشتر میشود، به دلیل اینکه طبقه ثروتمند قدرت خریدش همچنان باقی است، اما طبقه پایین به دلیل بیکاری و افزایش قیمت کالاها تقاضای کمتری دارد
هفت صبح| در شرایطی که تورم و شکاف طبقاتی به یکی از اصلیترین چالشهای اقتصاد ایران تبدیل شده، محمد صادق مشایخ، رئیس کمیسیون اقتصادی بنیاد امید ایرانیان، در گفتوگویی تفصیلی به ریشههای این شکاف، نقش مهاجرت به تهران، تفاوت تورم در شهرستانها و پایتخت و ناتوانی نهادهای تصمیمگیر در کنترل قیمتها پرداخت و گفت: «طبق بررسیهای گذشته در هر دو طبقه هم ثروتمند و هم فقیر برای درآمد بیشتر از شهرستانها به سمت تهران مهاجرت میکنند. تهران میزان آمار ثروتمندانش از همه ایران بیشتر است و این نماد در همه زمینهها از ساختمان و ماشین و مصرف و همه چیز مشهود است.
گران خریدن و گران کردن، در تهران کاملا دیده میشود. همین طبقات فقیر هم که در شهرستانها شغل گیرشان نمیآید و بیکارند و به فلاکت اقتصادی دچار میشوند، امیدشان این است که به تهران بیایند و هرجا که میشود سکنا گزینند؛ حالا در حلبیآبادها باشد یا کنار خیابانها و پارکها باشد، یا مثلا در ماشین شب خود را بگذرانند.» به گفته وی:«از این رو در تهران همزمان از هر دو طبقه، ثروتمند و فقیر حضور دارند.
آنهایی هم که ثروتمند هستند، دیگر خریدن اجناس گران و گرانتر و متورم برایشان اهمیتی ندارد. درواقع این قشر ثروتمند، جامعه را به دو طبقه فقیر و غنی تبدیل میکنند و فاصله طبقاتی روزبهروز بیشتر میشود. دولت هم متأسفانه نتوانسته این میانداری را داشته باشد که به طبقات ضعیف کالاهایی نه ارزان، بلکه با قیمتهای متناسب با زندگی طبقات متوسط و کمدرآمد ارائه کند. متأسفانه همه مردم در حال خرید اجناس گران و گرانتر و گرانتر شده هستند.»
چرا تورم در تهران نسبت به سایر شهرها پایینتر است؟
با توجه به اینکه طبق اطلاعات مرکز آمار تورم تهران در سال گذشته حدود ۴۳ درصد بوده درحالی که برخی استانها تورم ۵۹ درصدی در همان زمان تجربه کردهاند نشان میدهد که شهروندان تهرانی نسبت به سایر استانها به ویژه در مناطق محروم غرب کشور تورم کمتری را تجربه میکنند با این حال تفاوت دهکها در تهران بیشتر به چشم میآید. مشایخ در پاسخ به این نکته که چرا تورم در تهران پایینتر از شهرستانهاست، گفت: «جوابش در خودش نهفته است. در شهرستانهایی که محرومتر هستند و طبقات ضعیف آنجا زندگی میکنند مردمشان توان خرید ندارند، بنابراین رونق نیست و کسبه اجناس را برای جبران درآمد با قیمت بالاتر عرضه میکنند، ولی شهرهایی که مردم ثروتمند هستند، خریدشان بیشتر میشود و آنجا تورم در نتیجه تقاضا بالا میرود.»
وی افزود: «البته در آماری که مرکز آمار داده، تورم تهران پایینتر از همه شهرهای دیگر بوده و حتی پایینتر از میانگین تورم کشوری. مسلماً سیاستگذاران دولتی برای اینکه امنیت تهران را حفظ کنند، سعی میکنند میزان توزیع کالا را بالا ببرند. اینجا هم خیلیها هستند که نیازهایشان را دفع میکنند و کمتر خرید میکنند، به همین دلیل در تهران میزان تورم نشست میکند. در شهرستانها خانوادهها برنج و حبوبات و مرغ و گوشت و اینها دارند، بنابراین تقاضا برای افزایش خرید ندارند.»
میانگین مصرف و تفاوتهای منطقهای
مشایخ در پاسخ به این پرسش که آیا میانگین مصرف متفاوت اثری بر تقاضا دارد؟ گفت: «میانگین مصرف هم کاملا روی تورم موثر است. در بعضی شهرستانها که خودشان تولیدکننده غلات و برنج هستند، خریداری نمیکنند و بازار در آنجا آرامش دارد. شهرهای شمالی و مناطقی مثل کردستان که غلات زیاد کشت میشود نوسان قیمت این محصولات کمتر است. حتی خیلیها خودشان نیاز به خرید گوشت مرغ و ... ندارند؛ یعنی گوسفندداری و مرغداری دارند. بنابراین آنها کمتر تقاضا دارند برای تخممرغ و گوشت.
آنجایی که تقاضا برای خرید گوشت و مرغ و تخممرغ پایین است، حتی برخی مناطق گندم دارند و خودشان آرد میکنند و تهیه میکنند، بنابراین تقاضا برای آنها کمتر بوده و باعث میشود آنجاها تورم رشد نکند.» مشایخ در پاسخ به این پرسش که زیرساختها چقدر بر کاهش هزینه و تورم تأثیرگذار هستند، تصریح کرد: «قطعاً زیرساختها که در نتیجه حملات دشمن به هم ریخته در عرضه کالاها موثر است. درواقع حملاتی که به شدت به زیرساختهای کشورمان در حوزه گاز و پتروشیمی و... آسیب زدند در تامین کالاها نیز موثر بودند تا جایی که در کمبود و افزایش قیمتها میتوان رد پای آن را دید. البته افزایش نرخ حملونقل در قیمت کالاها تأثیرگذار بوده و باعث شده که اثر آسیب به زیرساختها خیلی به چشم نیاید.»
مشایخ درباره اینکه شکاف طبقاتی در شرایط جنگی چگونه تغییر میکند، گفت: «شکاف طبقاتی در جنگ بیشتر میشود، به دلیل اینکه همانطور که خودتان فرمودید، طبقه ثروتمند قدرت خریدش همچنان باقی است، اما طبقه پایین به دلیل مسائلی مثل بیکاری و مشکلات مربوط به افزایش قیمت کالا، تقاضای کمتری دارد.» وی در پاسخ به این پرسش که در این شرایط چه تغییراتی در ساختار اقتصادی کشور، کسبوکارها و حتی جامعه به وجود میآید، تصریح کرد: «به دلیل اینکه تغییر جهت تقاضا رخ داده و اینکه حدود ۴۰ درصد جامعه ما حقوقبگیر هستند و از جنگ تاثیر گرفتند ساختار اقتصادی هم مطابق با شرایط زندگی مردم شده است.
بسیاری از بنگاههای اقتصادی که تعطیل شدهاند یا نیمهتعطیل یا راکد هستند، کارگرانشان الان بدون حقوقاند و محتاج هستند. اگر هم میبینیم این فاصله طبقاتی ایجاد شده، نه به خاطر این است که مردم ما خدای نکرده تنبل شدهاند؛ به خاطر این است که کارشان را از دست دادهاند و پایین آمدن تولید و تعطیلی بنگاه اقتصادی باعث شده عده زیادی درآمدشان را از دست بدهند و این فاصله طبقاتی خیلی بزرگتر و بزرگتر میشود. واقعاً مشکل اساسی کشور این است که عده زیادی الان (حقوقبگیری که دخلش به خرجش نمیخورد و درآمدش نسبت به هزینه زندگیاش خیلی پایینتر است) فاصله طبقاتی روزبهروز زیادتر میشود.
در یک مقطعی روند رو به بهبود داشتیم و باز دوباره این شرایطش بد شد.» مشایخ با بیان اینکه شاخصهای اقتصادی در ضریب جینی تأثیرگذار هستند، گفت: «آمار کشور ما نشان میدهد که ملت ما حقوقبگیر هستند و هر تصمیمی که دولت بگیرد، در زندگی بسیاری زیر خط فقر هستند و نمیتوانند زندگی کنند؛ برای اجاره مسکن، برای هزینههای فرزندشان. اینها باعث میشود که ضریب جینی هم سیستمش به هم بریزد.»
مشایخ در پاسخ به این پرسش که پیشبینیاش درباره تورم و شکاف طبقاتی برای جامعه ایران با توجه به روند ششماهه اول سال ۱۴۰۵ چیست، تصریح کرد: «وقتی افزایش قیمتها قابل کنترل نیست، بنابراین هیچگونه تصمیمی را نمیبینم که باعث مهار تورم شود. کار خیلی سادهای هم هست، ولی خود من واقعاً خیلی تعجب میکنم و تأسف میخورم که چرا جلوی رشد قیمتها و تورم را نمیگیرند، در صورتی که تمام اقتصاددانهایی که با ما هستند، همهشان دولت را توانمند میدانند نسبت به اینکه بتواند جلوی افزایش قیمت و تورم را بگیرد. ولی من واقعاً نمیدانم علتش اینکه ترمز نمیگیرند چیست.»
آیا کنترل تورم از دست بانک مرکزی و وزارت اقتصاد خارج شده؟
مشایخ با اشاره به اینکه کنترل تورم از دست بانک مرکزی، سازمان برنامه و وزارت اقتصاد خارج نشده، گفت: «خود اقتصاددانها هم استدلالی دارند که تورم میتواند یک روند رشد اقتصادی هم ایجاد کند و به نوعی باعث حرکت اقتصاد هم بشود. بر مبنای این تحلیل، وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی اصلاً در کنترل تورم نه توانش را دارند و نه جایگاهش را. وضعیت کشور یک مجموعه تصمیمگیری است، نه دو نفر. به هر حال این آدمهای شایسته هستند چه وزیر اقتصاد، چه رئیس بانک مرکزی، آدمهای پختهای هستند، ولی اینها به تنهایی امکان ندارد بتوانند کاری بکنند. مجموعه عوامل متنوعی هستند که در دست رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد نیست.
یک مجموعه هستند که باید تصمیمگیری کنند تا وضع مردم عوض شود، اقتصاد عوض شود، تورم کاهش پیدا کند و قیمت ارز پایین بیاید. من این تصمیم و این مدیریت را هنوز ندیدهام؛ با اینکه ۵۰ سال است در کار اقتصاد کشورمان هستم، هنوز این را نمیبینم و واقعاً تعجب دارم که چرا مملکتی که این همه قدرت اقتصادی و توان و دارایی دارد، کسی نیست که مردم را از این بنبست فشار اقتصادی بیرون بیاورد.» مشایخ در پاسخ به این پرسش که چرا تورم جامعه روستایی بالاتر از جامعه شهری است، با وجود اینکه روستاییان خودشان تولیدکننده هستند، گفت: «دلیلش مشخص است. جامعه روستایی ما درآمدی ندارد و از ضعیفترین قشر جامعه است. بنابراین همانها هم وقتی که یک کالا آنجا بهشان نمیرسد، قیمتش میرود بالا و باید از بازار تهیه کنند. بنابراین تورم در آنجا بیشتر است.»