دو شیفت برای یک زندگی | خدماتی که بیشترین تقاضا و درآمد را دارند
شغل دوم برای بسیاری از کارکنان تبدیل به راهی برای جبران هزینهها شده است که فرصت استراحت را کمتر میکند و بر کیفیت کار اثر میگذارد
هفت صبح| درحالی که ساعات کاری طولانی و شیفتهای سخت بخشی جداییناپذیر از برخی حرفههاست، سطح دستمزدها بهاندازهای پایین مانده که بسیاری از آنها به شغل دوم روی آوردهاند. بر اساس گزارشها، بخش قابل توجهی از متخصصان فعال در پلتفرمهای خدماتی مانند آچاره را پرستاران، نیروهای فنی شاغل در شرکتهای دولتی و... تشکیل میدهند که در کنار حرفه اصلی خود، به کار در مراکز تخصصی دیگر یا ارائه خدمات جانبی مشغولند.
با وجود آنکه دولت رسماً اعلام کرده هیچ نیروی دوشغلهای در دستگاههای دولتی ندارد، اما گزارشها نشان میدهد بخشی از کارمندان برای تأمین هزینههای زندگی به مشاغل دوم روی آوردهاند. در بخش خصوصی نیز کارمندان با حقوق ثابت و بدون تعدیل تورمی، بهسرعت قدرت خرید خود را از دست میدهند و ناچار به جستجوی درآمد مکمل هستند. خروج نیروی کار از کارمندی بهسمت پلتفرمهای خدماتی، نتیجه مستقیم تورم افسارگسیخته و عدم تناسب دستمزد با هزینههای زندگی است. این جریان، سرمایه انسانی بخش تولید را تخلیه میکند و بهرهوری را کاهش میدهد.
ابوالفضل روغنی گلپایگانی، دبیرکل اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح درباره پدیده تورم و پیامدهای آن بر اشتغال کشور، اظهار کرد: «این موضوع چند بخش دارد. یکی پدیده مهاجرت است که بخشی از نیروی کار به دلیل مشکلات اقتصادی از کشور میروند. بخش دیگر خروج سرمایه انسانی است که در واقع سرمایههای اشتغالآفرین ما بودند. نکته سوم اینکه درآمد خدمات، از جمله اسنپ، توانسته درآمد بیشتری با کار کمتر و سختی کمتر برای مردم ایجاد کند. یک کارگر معدن با سختی و جانفرسایی کار میکند، اما در بخش خدمات، درآمد بالاتر و کار کمتری انجام میشود. این نتیجه عدم بالانس در درآمدها و هزینههای زندگی است.»
وی با تأکید بر تأثیر این وضعیت بر اشتغال پایدار افزود: «در بحث تولید ناخالص ملی، کمبود نیروی انسانی در سطوح عادی، خدماتی، کارگری و حتی ردههای مدیران میدانی و ارشد دیده میشود. آنهایی که امکان مهاجرت دارند، میروند و فعالیت خود را در جای دیگری شروع میکنند و آنهایی که در ردههای پایینتر هستند، به شغل دوم روی میآورند و بهرهوریشان کاهش پیدا میکند و با ورود به بخش خدمات، سعی میکنند زندگیشان را بالانس کنند.»
دبیرکل اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به این پرسش که آیا کارفرمایان اقدامی برای جلوگیری از این روند انجام دادهاند، گفت: «کارفرماها تلاشهای زیادی کردهاند، اما کافی نبوده است، چراکه خود کارفرما نیز با این تورم آسیب میبیند و سطح پرداختش در حوزه منابع انسانی نمیتواند بیش از حد باشد. هزینه حقوق و دستمزد سهمی از قیمت تمامشده کالاست و نمیشود بگوییم ۵۰ درصد باید باشد. در دنیا یک عدد نرمال وجود دارد که هر رشته و فعالیتی با هم متفاوت است، اما اگر از یک درصد و نرخ مشخصی بالاتر برود، یعنی تولید صرفه اقتصادی ندارد و نگهداری نیرو دشوار میشود.»
روغنی گلپایگانی تصریح کرد: «تورم به طور مشخص هم ضد توسعه است، هم ضد اشتغال و هم به نوعی نابودکننده اقتصادهاست. این پدیده شوم، بهویژه وقتی با رکود تورمی همراه شود، میتواند ضربات مهلکی به پیکره اقتصاد وارد کند. سالیان سال به دلایل متعدد، این رکود تورمی در کشور ما وجود داشته و اثرات آن را در بیکاری و کاهش قدرت خرید نیروی انسانی نمایان شده است.»
وی با اشاره به ریشههای سیاسی تورم تصریح کرد: «هرچند دلایل این وضعیت پیش از آنکه اقتصادی باشد، به نظر من سیاسی است، اما روی تغییر ساختار اشتغال نیز تاثیر گذاشته است. واقعیت این است که بخشی از تورم به تحریمها برمیگردد و بخشی به روابط و دیپلماسی اقتصادی کشور برمیگردد. وقتی تورم وجود دارد، به هر نسبتی که رشد کند، بخشی از ثروت و سرمایه مردم را از بین میبرد. پولی که امروز دارید، با این تورم فردا چالش و تنش جدیدی برایش به وجود میآید. البته برخی از تورم سوءاستفاده میکنند و رشدشان با تورم گره خورده است، اما برای صنعت و اشتغال کشور، تورم خوب نیست، چراکه سفره مردم و کارگران را کمرنگ میکند.»
دبیرکل اتاق بازرگانی ایران در تشریح اثرات تورم بر زندگی مردم تاکید کرد: «همین اتفاقی که امروز شاهد آن هستیم، تورم درآمدهای مردم، کارگران و آحاد جامعه را تحتالشعاع قرار داده و مایه زندگی کارکنان در مشاغل را دچار مشکل کرده است. درآمد مردم کفاف زندگیشان را نمیدهد. البته تجربه جهانی نشان میدهد اکثر کشورهایی که رشد آنی و جهشی داشتهاند، از تورم فارغ شدهاند، نمونهاش آلمان، برزیل و ترکیه هستند.
ترکیه امروز اقتصاد خوبی ندارد، اما از یک تورم افسارگسیخته و بیرویه توانست جهش رشد و توسعه در خود ایجاد کند. این نکتهای است که باید به عنوان یک بیماری مزمن در اقتصاد به آن نگاه کرد.» وی با اشاره به علائم اقتصاد بیمار گفت: «مهمترین عارضه اقتصاد مریض یا رکود است یا تورم، یا رکود تورمی که ما هر دو را با هم داریم. به قول معروف بیماری هلندی هم به نوعی شبیه همین موضوع است. آنچه مسلم است، پدیده شوم تورم ضربات مهلکی به اقتصاد ما زده و امیدواریم از این جریان جنگ و تحریم وارد مرحله جدیدی شویم و بتوانیم اقتصادمان را تغییر دهیم تا به سمت توسعه، درآمد سرانه ملی و رشد GDP حرکت کنیم.»
روغنی گلپایگانی با تأکید بر ضرورت نسخه اختصاصی برای اقتصاد ایران خاطرنشان کرد: «هر کشوری مسیر خودش را طی میکند. در دنیا یک نسخه واحد وجود ندارد که بگوید اگر این مسیر را برویم، حتماً به رشد اقتصادی، توسعه پایدار یا حفظ اشتغال منجر میشود. هر کشور باید نسخه خودش را داشته باشد. بیماری که در داخل کشور ما وجود دارد، بخش وسیعی از آثارش سیاسی است؛ یعنی سایه سیاست بر اقتصاد. صرفاً مشکلات اقتصادی نیست که تورم ایجاد کرده است. نسخه کشور ما با کشورهای دیگر متفاوت است و باید نسخههای جدیدی ایجاد کنیم تا بتوانیم با دنیا تعامل داشته باشیم.»
اشتغال معدن حفظ شده است
بهرام شکوری رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح با اشاره به اینکه در بخش معدن و صنایع معدنی، برخلاف برخی بخشهای اقتصادی، ترک کامل شغل و روی آوردن نیروهای متخصص و کارگران به مشاغل خدماتی مانند اسنپ چندان گسترده نبوده است، گفت: «البته این اتفاق صفر نیست، اما به نظر میرسد وضعیت حفظ نیروی انسانی در معادن بهمراتب بهتر از بسیاری از فعالیتهای دیگر بوده است. تخصصی بودن کار معدنی، تجربه نیروها و شرایط نسبتاً مناسبتر حقوق و مزایا در بخشی از معادن از دلایل این وضعیت است.»
وی افزود: «آنچه بیشتر مشاهده میشود، افزایش تمایل کارگران و متخصصان به شغل دوم و سوم برای جبران کاهش قدرت خرید است. تورم موجب شده حتی افراد دارای شغل ثابت نیز برای تأمین هزینههای زندگی به درآمد مکمل نیاز پیدا کنند. این وضعیت در معدن نگرانکنندهتر است، زیرا فعالیت معدنی به تمرکز، توان جسمی و رعایت دقیق اصول ایمنی نیاز دارد و خستگی ناشی از چندشغله بودن میتواند بر سلامت، ایمنی و بهرهوری اثر بگذارد.»
وی با تاکید بر اینکه تورم و چندشغله شدن چه تغییراتی در وضعیت اشتغال مشاغل سخت ایجاد کرده است، اظهار کرد: «افزایش هزینههای زندگی باعث شده درآمد یک شغل برای بسیاری از خانوارها کافی نباشد. با این حال، امکان اشتغال دوم در معادن محدودتر است. فردی که ساعتهای طولانی با ماشینآلات سنگین، در محیطهای پرخطر یا مناطق دورافتاده کار میکند، معمولاً فرصت و توان کافی برای فعالیت دیگری ندارد.
از سوی دیگر، اشتغال اضافی و خستگی حاصل از آن میتواند خطر خطای انسانی و حوادث کاری را افزایش دهد. بنابراین تورم برای شاغلان مشاغل سخت فشار مضاعف ایجاد میکند، هزینههای زندگی بالا میرود، اما امکان جبران آن از طریق کار بیشتر محدود است. اثر آن کاهش انگیزه، افزایش فشار روانی و دشوارتر شدن جذب و نگهداشت نیروی ماهر خواهد بود. نیرویی که در یکی از سختترین بخشهای تولید کار میکند، باید بتواند با درآمد شغل اصلی خود زندگی آبرومندانهای داشته باشد.»
شکوری در پاسخ به این سوال که کارفرمایان چگونه نیروهای متخصص خود را در این شرایط حفظ میکنند؟ گفت: «کارفرمایان تلاش میکنند با بهبود حقوق و مزایا، پاداش بهرهوری، بیمه تکمیلی، امکانات رفاهی، اسکان و رفتوآمد مناسب و ارتقای ایمنی و امنیت شغلی، نیروهای باتجربه خود را حفظ کنند. با این حال، افزایش هزینه انرژی، ماشینآلات، قطعات، حملونقل و سایر هزینههای تولید، در کنار محدودیت بازار و مشکلات صادرات، توان مالی بسیاری از بنگاهها را تحت فشار گذاشته است.»
وی ادامه داد: «حفظ نیروی متخصص صرفا بر عهده کارفرما نیست. کنترل تورم، ثبات اقتصادی، رفع موانع تولید، توسعه بازارهای صادراتی و افزایش بهرهوری نیز ضروری است تا بنگاه بتواند دستمزدی متناسب با تخصص و سختی کار پرداخت کند. از دست دادن یک نیروی ماهر معدنی فقط کاهش تعداد کارکنان نیست؛ از دست رفتن سالها تجربه، آموزش و دانش عملی است.»
وی تاکید کرد: «نگرانی اصلی در بخش معدن، بیش از خروج گسترده نیروها به مشاغل خدماتی، کاهش قدرت خرید و فشار ناشی از چندشغله شدن است. اگر قرار است معدن و صنایع معدنی پیشران توسعه باشند، باید نیروی انسانی آنها از درآمد شایسته، امنیت اقتصادی و منزلت حرفهای برخوردار باشد. تولید زمانی پایدار میماند که نیروی انسانی آن بتواند با آرامش و عزت زندگی کند.»
خدماتی که بیشترین تقاضا و درآمد را دارند
در حال حاضر بخش خدمات به مقصد اصلی نیروی کار تبدیل شده است. دادههای پلتفرمهای خدماتی نشان میدهد نظافت و پذیرایی، برقکاری و تأسیسات، تعمیرات خودرو، حملونقل اینترنتی و خدمات زیبایی، بیشترین تقاضا و درآمد را برای جذب نیروی کار در شرایط تورمی فعلی دارند. برای نمونه بر اساس دادههای پلتفرمهای خدمات، نظافت و پذیرایی تنها خدماتی است که برای ورود به آن نیازی به مدرک فنی، جواز کسب یا مدرک دانشگاهی نیست و همین موضوع، آن را به بزرگترین مقصد جذب نیروی کار تبدیل کرده است.
آمارها نشان میدهد ثبتنام در این بخش در اردیبهشت ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل ۲۳۹ درصد رشد داشته و متقاضیان نظافت و پذیرایی تقریباً سه برابر شدهاند. بخش قابل توجهی از این نیروها را افرادی تشکیل میدهند که قبلاً از پلتفرمها خارج شده و به بازار سنتی رفته بودند، اما با کاهش کار در بخش سنتی، دوباره به سمت پلتفرمها بازگشتهاند.طبق اعلام یکی از پلتفرمهای خدماتی اعلام کرده متخصصان نظافت و پذیرایی برای کار پاره وقت میتوانند تا ۲۵میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشند. گزارشهای میدانی نشان میدهد برخی متخصصان این حوزه در روزهای پرکار به درآمدهای تا دوبرابر نیز دست پیدا میکنند.
برقکاری نیز با ۲۲۰درصد رشد ثبتنام، دومین مقصد جذب نیروی کار در پلتفرمهای خدماتی است. لولهکشی با ۱۷۶درصد، سرمایش و گرمایش با ۱۵۰درصد و خدمات و تعمیرات ساختمان با ۱۴۰درصد رشد در رتبههای بعدی قرار دارند.گزارشها نشان میدهد میانگین درآمد متخصصان حوزه تعمیرات سیستمهای سرمایشی در تهران طی سال گذشته بالای ۱۰۰میلیون تومان در ماه بوده است و در بخش خدمات ساختمانی این رقم حتی از ۱۰۰میلیون تومان هم فراتر رفته بود. یک متخصص ۱۹ساله لولهکشی و نصب شیرآلات در گزارش یک پلتفرم خدماتی اعلام کرده که در برخی روزها تنها از محل نصب و تعمیر شیرآلات، بیش از ۵ میلیون تومان درآمد کسب کرده است.
مکانیکی، برق خودرو و تعمیرات تخصصی خودرو نیز از جمله مشاغلی هستند که با رشد هزینه قطعات و استهلاک خودرو، تقاضا و درآمد بالایی پیدا کردهاند. برای نمونه رانندگان اسنپ و تپسی که با هزینههای سنگین تعمیرات مواجهاند، ناچار به مراجعه مکرر به این متخصصان هستند. گزارشها نشان میدهد هزینه تعمیر موتور یک خودرو به ۱۰۰میلیون تومان و تعمیر کمپرسور کولر به ۳۰میلیون تومان رسیده است. همین هزینههای سرسامآور، تقاضا برای متخصصان ماهر در این حوزه را افزایش داده و درآمد آنها را بالا برده است.
واقعیت این است که افراد غیر متخصص در پلتفرمهای اسنپ و تپسی هستند. بر اساس گزارشها، حدود چند میلیون ایرانی از این پلتفرمها ارتزاق میکنند و درآمد آنها برای فعالیت معمولی تقریباً دو برابر درآمد یک کارگر کارخانهای است. همین شکاف درآمدی، توضیح میدهد چرا بسیاری از کارگران تولیدی ترجیح میدهند به سمت این پلتفرمها روی بیاورند. گزارشها نشان میدهد افزایش کرایهها به معنای افزایش سود رانندگان نیست. هزینه سوخت، تعمیر و نگهداری خودرو بخش بزرگی از درآمد آنها را میبلعد. همچنین در مشاغلی مانند آرایشگری با وجود وابستگی درآمد به مشتریان وفادار و نیازمند تبلیغات در فضای مجازی شاغلان این حوزه درآمد خوبی دارند.
بنابراین دلیل اصلی جذب نیروی کار به سمت مشاغل خدماتی، عدم تعادل شدید درآمدی میان بخش تولید و بخش خدمات است. در حالی که یک کارگر تولیدی با سختی و خطرات شغلی مواجه است، یک راننده پلتفرم با ساعت کاری کمتر میتواند درآمد بالاتری کسب کند. اگرچه بخش خدمات در کوتاهمدت میتواند درآمد بالاتری ایجاد کند، اما خروج نیروی کار از بخش تولید به سمت خدمات، در بلندمدت بهرهوری کل اقتصاد را کاهش میدهد و موتور تولید را با کمبود نیروی ماهر مواجه میکند.
بنابراین در بخش کارگری و تولید، پدیده خروج نیرو به سمت پلتفرمهای حملونقل نظیر اسنپ و تپسی به یک الگوی فراگیر تبدیل شده است. بر اساس گزارشها، حدود چند میلیون ایرانی (حتی با تجربه هفتهای چند سفر) از اسنپ و تپسی ارتزاق میکنند و درآمد ماهانه رانندگان غیر ثابت این پلتفرمها حتی با احتساب هزینهها میتواند به ۲۶ میلیون تومان برسد. این رقم برای بسیاری از کارگران کارخانهها که با حقوقی نزدیک به حداقل کار میکنند، جذابیت بالایی دارد.
کارگران معدن و صنایع سخت، اگرچه به دلیل تخصصی بودن کار و وابستگی به تجربه، کمتر به سمت مشاغل خدماتی میروند، اما با چندشغله شدن و فشار روانی ناشی از آن مواجهاند. به گفته بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، امکان اشتغال دوم در معادن محدود است و خستگی ناشی از چندشغله بودن میتواند خطر خطای انسانی و حوادث کاری را افزایش دهد.