کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۱۰۵۴
تاریخ خبر:
چرا باید مسیر اصلاح اشتباهات را در پیش بگیریم؟

اصلاحات اقتصادی تنها راه خروج از بحران است

اصلاحات اقتصادی تنها راه خروج از بحران است

آنچه بیش از اقدامات خصمانه آمریکا به اقتصاد ایران آسیب می‌زند، عملکرد مسئولان و تصمیم‌های داخلی است

هفت صبح، حسین راغفر |  هدف دشمن تغییر حکومت است این اقداماتی که اخیرا  صورت گرفت، کافی نیست. بارها خودشان اعلام کرده‌اند که تغییر رژیم قرار بوده است. اصلاً وقتی که فوردو را بمباران کردند، یکی از مشاوران امنیت ملی آمریکا ( از ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ یعنی به مدت ۲۳ سال مشاور امنیتی کاخ سفید بوده) می‌گوید که  ۲۰ سال روی مطالعه و مدل‌سازی بمباران مناطق حساس ایران کار کرده‌اند. وقتی که این‌ها به فوردو حمله کردند، ارزیابی‌شان این بود که گام بعدی تغییر رژیم است و همین‌طور هم شد.

 

آنها با هدف تغییر رژیم، رهبری، فرماندهان نظامی و شخصیت‌های کلیدی تصمیم‌گیری در کشور و دانشمندان هسته‌ای را ترور کردند. هدفشان همین مسئله بود که هیچ جای شک و شبه باقی نگذاشته است. همین الان هم آقای ترامپ مرتباً شاخ و شونه می‌کشد که ما بمباران هسته‌ای خواهیم کرد، یا این را نابود می‌کنیم یا چه می‌کنیم. این تهدیدها همگی هدفشان تغییر حکومت و پیامدهایش برای کشور است اصلاً غیرقابل تصور و بسیار بسیار هولناک می‌تواند باشد.

 

 چرا باید مسیر اصلاح اشتباهات را در پیش بگیریم؟

مسئله اصلی این است که فشارهای خارجی، هرچند شدید و خطرناک، نمی‌تواند به‌تنهایی به فروپاشی یک نظام اقتصادی منجر شود. آنچه بیش از اقدامات خصمانه آمریکا به اقتصاد ایران آسیب می‌زند، عملکرد مسئولان و تصمیم‌های داخلی است. اگر اقتصاد ایران با فروپاشی مواجه شود، نمی‌توان مسئولیت آن را صرفاً متوجه دشمنی خارجی دانست و باید سیاست‌گذاری‌های داخلی را نیز بررسی کرد.

 

ریشه اصلی تورم در ایران را باید در کسری بودجه دولت‌ها جست‌وجو کرد. به‌ویژه پس از جنگ هشت‌ساله، افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی به یکی از روش‌های دولت‌ها برای کاهش کسری بودجه تبدیل شده است. تکرار سیاست تضعیف پول ملی از سوی دولت‌ها، انتظارات تورمی را در جامعه افزایش داده است. مردم این تصور را پیدا کرده‌اند که دولت‌ها ظاهراً راه‌حل دیگری برای مقابله با کسری بودجه نمی‌شناسند و هر سال به سریع‌ترین و ساده‌ترین روش برای تأمین مالی متوسل می‌شوند.

 

چه باید کرد؟ راهکارهای اصلاحی

نخست، خروج نهادهای قدرت از اقتصاد است. یکی از الزامات استفاده از روش‌های موفق تأمین مالی مانند ژاپن، کره و چین که از آن استفاده کرده‌اند خروج نهادهای قدرت از اقتصاد کشور است، چراکه حضور این نهادها می‌تواند در فرآیند تأمین مالی اقتصاد اختلال ایجاد کند. دوم، هدایت سرمایه‌های مردم به سمت تولید است. این کار می‌تواند از طریق تأمین مالی خرد و جمعی انجام شود، مشروط بر اینکه دولت سازوکارهای لازم برای تضمین امنیت سرمایه‌های مردم را فراهم کند.

 

سوم، بازگشت به اصول قانون اساسی است. ورود نهادهای خاص به عرصه اقتصادی از عوامل اصلی بروز مشکل است. این نهادها به دلیل ذی‌نفع بودن، بخشی از منابع مالی را به سمت منافع شخصی سوق داده‌اند و در نتیجه مانعی جدی بر سر راه اصلاحات اقتصادی ایجاد کرده‌اند. برای عبور از این وضعیت، عزم سیاسی و تحولی عمیق در نظام اقتصادی لازم است؛ تحولی که تنها با بازگشت به اصول قانون اساسی و پذیرش مسئولیت اجتماعی نهادهای مختلف تحقق خواهد یافت. چهارم، پرهیز از سیاست‌های شوک‌درمانی است.

 

سیاست‌هایی که در شرایط عادی امکان اجرا ندارند، اما در شرایطی اجرا می‌شوند که جامعه دچار شوک جنگ یا مصائب اجتماعی است و توجه و ذهن مردم به مسائل دیگر معطوف می‌شود. در این خلأ، سیاست‌هایی که پذیرفتنی نیست، اعمال می‌شود. پنجم، مسئولیت‌پذیری کل حاکمیت است. مسئولیت اصلاح امور تنها بر عهده دولت نیست، بلکه تمام ارکان حاکمیت باید نسبت به عملکرد خود پاسخگو باشند. اقتصاد بیمار، راه نفوذ دشمن بود. طمع دشمن، ناشی از نارضایتی گسترده مردم است که در بستر  سیاست‌های غلط اقتصادی شکل گرفت. نفوذ واقعی در ساختار اقتصادی است. وقتی مردم را از دسترسی به حداقل‌های زندگی محروم می‌کنید، وقتی ۲۶ درصد جوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال نه تحصیل می‌کنند، نه مهارت دارند و نه شغل، این‌ها طعمه دشمن هستند.

 

تغییر مسیر، تنها راه خروج از بحران‌های خودساخته است. فشارهای جهانی که امروز بر کشور وارد می‌شود، یکی از فرصت‌های حاکمیت برای تغییر مسیر است؛ در غیر این صورت هیچ امیدی برای بقای حاکمیت وجود ندارد. اقتصاد ایران هنوز به معنای دقیق و کلاسیک وارد مرحله ابرتورمی نشده است، اما شرایط تورمی موجود بسیار نامطلوب است و نمی‌توان نسبت به روند افزایش قیمت‌ها بی‌تفاوت بود. مهم‌تر از آن، به نظر می‌رسد سیاست مشخص و مؤثری برای مهار تورم وجود ندارد. وقتی مهندس فوق‌لیسانسی با تاکسی اینترنتی مجبور به امرار معاش است، او را باید یک بمب نارضایتی دید.

 

افزایش قیمت ارز اصلی‌ترین عامل تورم است که توسط خود دولت در ایران رقم می‌خورد. گفته می‌شود که افزایش مزد موجب تورم و بیکاری می‌شود، اما این دروغ سخنگویان اقتصادی و رسانه‌های حامی سرکوب دستمزد است. در این دهه‌های گذشته در خصوصی‌سازی هیچ‌یک از وعده‌ها محقق نشده و به جای آن ما با فساد گسترده در جامعه روبه‌رو شدیم و فساد و نابرابری‌ها محصول مستقیم آزادسازی و خصوصی‌سازی است. پول ملی اعتبار حاکمیت است. وقتی دولت از طریق افزایش قیمت ارز مبادرت به بی‌ارزش کردن پول ملی می‌کند، اعتماد مردم نسبت به پول ملی که پایه اعتماد مردم به حاکمیت است  از دست می‌رود.

 

بدهکاران بزرگ بانکی و سفته‌بازان برندگان وضعیت فعلی اقتصاد ایران هستند. بازندگان هم طبقات متوسط و فقیرند که از درآمد ثابت برخوردارند. ما هویت خود را از کار و شغل خود می‌گیریم. در هر سال حداقل یک میلیون نفر جوان متقاضی بازار کار است، اما اقتصاد قادر به خلق شغل برای آن‌ها نیست. چون اقتصاد فاسد قادر به خلق شغل نیست. اقتصادی که هر روز توصیه به فعالیت‌های سوداگری و سفته‌بازی می‌کند، امکان بقا ندارد. امروز مردم پول‌شان را طلا می‌خرند با خرید و فروش طلا شغل ایجاد نمی‌شود. طمع دشمن، ناشی از نارضایتی گسترده مردم بود؛ نارضایتی‌ای که در بستر  سیاست‌های غلط اقتصادی شکل گرفت. سیاست‌هایی که منجر به پیدایش یک الیگارشی فربه از نظامی‌ها، امنیتی‌ها و ژنرال‌های دوران جنگ شد.


 

کدخبر: ۶۰۱۷۱۰۵۴
تاریخ خبر:
ارسال نظر