کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۳۰۸۶
تاریخ خبر:
تولید زیر بار هزینه‌ها

رشد هزینه تولید لوازم خانگی از رشد قیمت فروش جلو زد

رشد هزینه تولید لوازم خانگی از رشد قیمت فروش جلو زد

سبقت هزینه تولید لوازم خانگی از قیمت فروش؛ رشد ۱۷۱ درصدی هزینه‌ها در یک سال

هفت صبح| چند سال پیش برای فهمیدن حال و آینده اقتصاد ایران، باید سراغ جدول‌ها، آمارها و انبوهی از عدد و رقم‌ها می‌رفتیم. الان اما دیگر نیازی به خواندن گزارش‌های چندصفحه‌ای نداریم. فقط باید قیمت یک یخچال، لباسشویی یا اجاق گاز را کنار درآمد یک خانواده بگذاریم تا تصویر اقتصاد را ببینیم. به وضعیتی رسیده‌ایم که خرید یک وسیله ضروری خانه، برای بسیاری از خانواده‌ها به انتخابی سخت و گاه به تعویق‌افتادنی تبدیل شده است.

 

این نکته را داشته باشید که برویم سراغ  گزارش جدید درباره صنعت لوازم خانگی که موارد مهم‌تری را نشان می‌دهد. هزینه تولید این محصولات در یک سال گذشته ۱۷۱ درصد بالا رفته، در حالی که قیمت فروش آنها ۱۵۲ درصد افزایش پیدا کرده است. به زبان ساده‌تر، خرج کارخانه برای تولید کالا بیشتر از مبلغی که می‌تواند از فروش آن به دست بیاورد، رشد کرده است.

 

این تفاوت در نگاه اول ۱۹ واحد درصد به نظر می‌رسد، اما در عمل برای یک تولیدکننده  لوازم خانگی، موضوع کاملا متفاوت است. فرض کنیم تولید یک کالا سال گذشته ۱۰۰ تومان هزینه داشته و با قیمت ۱۰۰ تومان فروخته می‌شده است. اگر هزینه تولید ۱۷۱ درصد بیشتر شود، هزینه جدید به ۲۷۱ تومان می‌رسد. اما اگر قیمت فروش فقط ۱۵۲ درصد بالا برود، قیمت کالا به ۲۵۲ تومان می‌رسد. یعنی تولیدکننده باید کالایی را بفروشد که هزینه ساخت آن بیشتر از قیمت فروشش شده است. البته این مثال ساده‌سازی شده است، اما مفهوم اصلی گزارش مشخص است. هزینه‌ها با سرعت بیشتری از قیمت‌ها بالا رفته‌اند.

 

اما داستان باز هم جدی‌تر از چیزی است که گفته شد. بیایید قیمت مواد اولیه را بررسی کنیم. پلی‌پروپیلن در این مدت ۲۹۶ درصد گران شده است. یعنی اگر قیمت آن را سال گذشته ۱۰۰ در نظر بگیریم، حالا تقریباً به ۳۹۶ رسیده است. برای یک کارخانه، این ماده باید وارد فرآیند تولید شود، هزینه حمل داشته باشد و  بخشی از قیمت کالای نهایی را تشکیل دهد.

 

مواد دیگری هم افزایش‌های سنگینی داشته‌اند. قیمت مواد پلیمری ABS حدود ۱۸۸ درصد، ورق رنگی ۱۹۱ درصد، ورق گرم ۱۵۷ درصد و ورق سرد ۱۴۳ درصد بالا رفته است.حالا خودمان را جای مدیران کارخانه بگذاریم. کارخانه باید حقوق کارگران را بدهد، برق و گاز و حمل‌ونقل هزینه دارد، قطعه وارداتی ممکن است با افزایش نرخ ارز گران‌تر شود، هزینه دریافت تسهیلات بالا برود و مواد اولیه هم به‌شدت گران شود. در چنین شرایطی، چطور می‌توان انتظار داشت قیمت کالای نهایی تغییر نکند؟ اما طرف دیگر ماجرا نیز مردم هستند.

 

خانواده‌ای که سال گذشته شاید با پس‌انداز چندماهه می‌توانست یک لباسشویی بخرد، حالا همان خرید را به یک سال بعد موکول کند. یا به جای خرید یک مدل نو، سراغ تعمیر وسیله قدیمی برود. یا محصول ارزان‌تری بخرد که شاید از نظر کیفیت انتخاب اولش نباشد. درواقع مشکل تولیدکننده و مشکل مصرف‌کننده به هم می‌رسند.

 

تولیدکننده می‌گوید هزینه‌هایش بالا رفته و نمی‌تواند محصول را ارزان بفروشد. مصرف‌کننده می‌گوید درآمدش به اندازه قیمت‌ها بالا نرفته و توان خرید ندارد. نتیجه چه می‌شود؟ بازار کوچک‌تر می‌شود.این وضعیت یک خطر مهم دیگر هم دارد. درصورتی که تولیدکننده نتواند افزایش هزینه‌ها را در قیمت نهایی جبران کند، ممکن است به مرور سراغ کاهش تولید، کم کردن سرمایه‌گذاری، حذف برخی محصولات یا کاهش هزینه‌های دیگر برود. در بدترین حالت حتی کیفیت هم می‌تواند تحت فشار قرار بگیرد. اینها ادامه شکاف میان هزینه و قیمت است که می‌تواند چنین ریسک‌هایی ایجاد کند.

 

لذا بحث قدیمی سیاست‌گذاری اهمیت پیدا می‌کند. سال‌های طولانی است که موضوع حمایت از تولید داخلی مطرح شده است. بگذریم که همین سیاست نیز در مرحله اجرا به رانت و فساد کشیده شد. حمایت از تولید که نمی‌بایست به ممنوعیت و محدودیت واردات یک کالا منجر شود. همچنان که نباید در ارائه تسهیلات به یک کارخانه خلاصه شود. اما متاسفانه به نفع یک تولید کننده بزرگ انحصار ایجاد شد که بحث دیگری است و در جای دیگری باید به آن بپردازیم.

 

اما تولیدکننده زمانی می‌تواند روی پای خود بایستد که مواد اولیه با ثبات بیشتری به دستش برسد، نرخ ارز دائم غافلگیرش نکند، هزینه مالی قابل مدیریت باشد و بازار مصرف هم توان خرید داشته باشد. نمی‌شود از یک طرف گفت «تولید داخلی باید رشد کند» و از طرف دیگر اجازه داد همه هزینه‌های تولید با سرعت زیاد بالا بروند و بعد انتظار داشت کارخانه همان محصول را با قیمت پایین عرضه کند. 

 

البته از یک موضوع مهم هم نباید غفلت کنیم. این که هر افزایش قیمت به معنای سود بیشتر تولیدکننده نیست. چون هنگامی که هزینه تولید ۱۷۱ درصد بالا رفته و قیمت فروش ۱۵۲ درصد افزایش یافته، بخشی از افزایش قیمت صرف جبران همان هزینه‌ها شده است. بنابراین ممکن است هم مصرف‌کننده با کالای گران‌تر روبه‌رو باشد و هم تولیدکننده حاشیه سود کمتری داشته باشد. این همان وضعیت عجیبی است که اقتصاد تورمی ایجاد می‌کند. همه چیز گران‌تر می‌شود، اما همه پولدارتر نمی‌شوند.

 

مسئله لوازم خانگی از این جهت مهم است که یک نمونه روشن از اتفاقی است که می‌تواند در صنایع دیگر هم رخ دهد. چون هنگامی که قیمت مواد اولیه، دستمزد، انرژی، حمل‌ونقل، قطعات و منابع مالی بالا می‌رود، تولید به‌جای آنکه موتور رشد اقتصادی باشد، ممکن است تبدیل به مسابقه‌ای برای زنده ماندن شود.

 

قبلا نگران بودیم که چرا مثلا یخچال یا ماشین لباسشویی گران‌تر شده است. حالا اما به این مرحله رسیده‌ایم که چرا هزینه تولید در ایران با این سرعت بالا می‌رود؟

لوازم خانگی یک علامت بود و هست. علامتی که می‌گوید اقتصاد تولید، زیر فشار هزینه و کاهش قدرت خرید قرار گرفته و اگر قرار است تولید داخلی واقعاً دوام بیاورد، باید همزمان به هر دو طرف این معادله فکر کرد. هزینه تولید باید قابل کنترل شود و قدرت خرید مردم هم باید جان بگیرد.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۳۰۸۶
تاریخ خبر:
ارسال نظر