طفلی مهندس چمران

چهار نکته درباره فوتبال و خودرو و خصوصیسازی و حجتالاسلام خاتمی ... احمد خاتمی
روزنامه هفت صبح| یک: دربازی ایران و سوریه اتفاق عجیبی رخ داد. قلعهنویی دوتا بازیکن خود را برای تعویض بلند کرده بود و آنها در حال گرم کردن خود بودند. محبی و امید ابراهیمی که قرار بود جای قایدی و قدوس وارد زمین بشوند.
در همین زمان داور برای سوریه پنالتی گرفت. قاعدتا الان باید نقشه تیم عوض میشد. طرح قبلی که برای موقع پیش بودن ایران از سوریه طراحی شده بود حالا باید تغییر میکرد. اما این طوری نشد. تعویضها بدون توجه به پنالتی و تغییر تاکتیکی حتمی ایران به همان روال سابق انجام شد!
دو: خبرنگار محترم سایت مشهور خودرو به سرعت میکروفن را جلوی مهندس چمران رئیس شورای شهر تهران میگیرد و مثلا نکتهسنجانه از او میپرسد که چرا اینقدر اتومبیل چینی در نمایشگاه خودرو تهران است و انگار نمایشگاه خودرو پکن است. بنده خدا مهندس چمران هم همینطور مات و مبهوت که آخر این چه سوالی است و اصلا به او چه ربطی دارد. چرا رئیس شورای شهر باید جوابگوی مسئله واردات خودرو باشد؟
سه: دوباره یک اسم دیگر برای خرید باشگاه استقلال و تبدیل شدن آن به یک باشگاه خصوصی به میان آمده. اما این هم از آن ماجراهاست که امکان وقوعش صفر است.
چهار: روزنامهنگاری خیلی کار سختی است. بعد از یک مدت نسبت به صحت و سقم خبرها وسواس پیدا میکنی و کم کم در میانه بحثهای پرشور دوستان نقش ضد حال را بازی میکنی. یادم است بیست و پنج سال پیش در یک کانکس بودم در شهرک دفاع مقدس در کیلومتر سی جاده قم.
دی ماه بود و سرد.گوش تا گوش روی صندلیهای فلزی نشسته بودیم و چای میخوردیم و منتظر برگزاری مراسمی بودیم. یکی از مقامات داشت در گوش یک چهره نظامی که آن موقع معاون وزیر کشور هم بود آماری از فعالیتهایش را میداد و ناگهان از گروه شیطان پرست پینک فلوید حرف زد و این که طرفدارانش خطرناک هستند و این چیزها.
من که کنارشان نشسته بودم اعتراض کردم این چه حرفی است؟ که آن مقام عزیز عصبانی از دخالت من فریاد زد که به چه حقی به حرفهای ما گوش میکنی و از این جور چیزها. مطمئنم در بولتنها و شبنامهها و این طور چیزها کلی از این خبرهای مشکوک و نادرست وجود دارد.
اما آن سویش هم هست. دو سه ماه پیش یکی از اقوام فیلمی فرستاد با این ادعا که تصویر خشک کردن اراضی هورالعظیم از سوی چینیهاست تا اهالی منطقه کوچ کنند و چینیها اکتشاف نفت انجام دهند!
فیلم را گرفتیم و کلی این در و آن در زدیم و دست آخر معلوم شد مربوط به برزیل است و مزارع ذرت و این طور چیزها و اصلا نه ربطی به خوزستان دارد و نه چین. وقتی در یک جمع خانوادگی موضوع را به دوستمان گفتیم با بدبینی نگاهم کرد و گفت حالا چرا اینقدر از اینها دفاع میکنی؟
دیروز هم خبر آمد که حجتالاسلام احمد خاتمی گفته شاه مخالفانش را داخل قفس شیرها میانداخته. خب کسی منکر شکنجههای ساواک نیست و حتی شایعاتی (در حد شایعه) از مواجهه زندانیهای سیاسی دهه سی با یک خرس وحشی در بازداشتگاههای ساواک وجود دارد
اما اینکه محمدرضا دستور داده مخالفانش را به داخل قفس شیر بیاندازند پایه و اساس درستی ندارد. در مورد محمدعلی خرم مالک لمپن پارک خرم این شایعه وجود داشته که کارگرش را داخل قفس شیر انداخته اما آن هم به احتمال زیاد سندیت چندانی ندارد.