از قلههای اضطراب تا ویترینهای آرامش
روایت «فردین» و «آرتین»، داستان دو مسیر متفاوت برای رهایی از بند کولبری است. یکی با سالها تلاش، آزمون و خطا و صبر، و دیگری با جسارت در فضای مجازی و یک ویدیوی «وایرال» که ورق زندگیاش را برگرداند. فردین که سالها با استرس شدید و ترس از گلوله در کوهستانها بارهای قاچاقچیان را جابجا می کرد، امروز در آرامش یک فروشگاه کتانی زندگی میکند و میگوید: «این آرامشی که دارم را با هیچ چیز عوض نمیکنم». آرتین نیز با حمایت مردمی در اینستاگرام، در عرض سه ماه مسیر ۱۰ ساله موفقیت را طی کرد و صاحب کسبوکار شد.
اما تحلیل جامعهشناسانی مانند «علیرضا شریفی یزدی» نشان میدهد که موفقیتهای فردی، هرچند الهامبخش باشند، هرگز جایگزین وظیفه دولت نمیشوند. تا زمانی که سرمایهگذاری کلان در مناطق مرزی صورت نگیرد و اشتغال پایدار جایگزین اقتصاد رانتی شود، پدیده کولبری ریشهکن نمیشود. در واقع، ارادهی فردین و شانس آرتین، فقط «استثنائاتی» در یک سیستم معیوب هستند؛ سیستم گرسنهای که در آن جوانان تحصیلکرده و باهوش، مجبورند بین «مرگ در کوهستان» و «امید به یک معجزه مجازی» یکی را انتخاب کنند.