
هفت صبح| بیش از چهار دهه است که رژیم اسرائیل، مهار و منزوی کردن ایران را در صدر اولویتهای امنیتی و سیاست خارجی خود قرار داده است. از زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، تلآویو تلاش کرده با استفاده از ابزارهای مختلف، از جمله فشارهای دیپلماتیک، عملیات اطلاعاتی، تحریمهای اقتصادی، جنگ روانی و در سالهای اخیر اقدامات نظامی، ایران را به بازیگری شکستخورده و منزوی در منطقه تبدیل کند. در این مسیر، دولتهای مختلف آمریکا نیز با شدت و ضعف متفاوت، در کنار اسرائیل قرار گرفتند.
از تحریمهای گسترده اقتصادی گرفته تا خروج دولت دونالد ترامپ از توافق هستهای و اجرای سیاست «فشار حداکثری»، همگی با این تصور دنبال شدند که ایران در نهایت ناچار به عقبنشینی خواهد شد و کشورهای منطقه نیز به تدریج از تهران فاصله خواهند گرفت. اما تحولات اخیر، تصویری متفاوت از واقعیتهای منطقه ارائه کرده است. جنگی که اسرائیل با هدف افزایش فشار بر ایران آغاز کرد، نهتنها به فروپاشی جایگاه منطقهای ایران منجر نشد، بلکه بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را به این نتیجه رساند که ادامه تنش، بیش از همه امنیت و اقتصاد خود آنان را تهدید میکند. به همین دلیل، برخلاف انتظار طراحان جنگ، بسیاری از پایتختهای عربی امروز بیش از هر زمان دیگری از کاهش تنش میان تهران و واشنگتن حمایت میکنند و دستیابی به توافقی پایدار را ضامن ثبات منطقه میدانند.
کشورهای عربی دیگر خواهان جنگ نیستند
اعضای شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان، در دهههای گذشته همواره نسبت به سیاستهای منطقهای ایران نگرانیهایی داشتهاند. شکلگیری این شورا در سال ۱۹۸۱ نیز تا حد زیادی تحت تأثیر فضای امنیتی پس از انقلاب ایران و جنگ با عراق بود. با این حال، تجربه سالهای اخیر باعث شده نگاه بسیاری از این کشورها دستخوش تغییر شود. حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران، سپس پاسخ متقابل تهران و گسترش دامنه بحران، این واقعیت را آشکار کرد که هرگونه جنگ فراگیر در منطقه، پیش از آنکه ایران را تضعیف کند، اقتصاد کشورهای عربی، امنیت انرژی جهان، مسیرهای تجارت دریایی و سرمایهگذاریهای کلان منطقه را در معرض تهدید قرار میدهد. از همین رو، استقبال همه کشورهای عضو شورای همکاری از تفاهم جدید میان ایران و آمریکا را باید بیش از آنکه نشانه اعتماد کامل به واشنگتن یا تهران دانست، بیانگر خستگی آنان از سیاست بحرانآفرینی و جنگهای پیدرپی در خاورمیانه تلقی کرد. این کشورها به خوبی دریافتهاند که امنیت منطقه را نمیتوان تنها با اتکا به حضور نظامی آمریکا یا افزایش توان دفاعی تأمین کرد؛ بلکه ایجاد سازوکارهای گفتوگو میان بازیگران اصلی منطقه، از جمله ایران، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
شکست راهبرد «فشار حداکثری»
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر، زیر سوال رفتن دوباره سیاستی بود که دولت ترامپ پس از خروج از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ در پیش گرفت. در آن زمان، واشنگتن با حمایت کامل اسرائیل وعده داده بود که فشارهای اقتصادی، تحریمهای گسترده و انزوای دیپلماتیک، ایران را وادار به پذیرش خواستههای آمریکا خواهد کرد. اما نتیجه عملی این سیاست، افزایش تنشهای منطقهای، حملات متقابل، ناامن شدن مسیرهای انرژی، تشدید بیاعتمادی و در نهایت بازگشت همه طرفها به میز مذاکره بود.
حتی برخی دولتهای عربی که در سالهای نخست از سیاست فشار حداکثری استقبال کرده بودند، پس از مشاهده هزینههای آن، رویکرد خود را تغییر دادند. حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹، افزایش تهدید علیه کشتیرانی در خلیج فارس، ناامنی بازار جهانی انرژی و ناتوانی آمریکا در جلوگیری از گسترش بحران، این پیام را برای بسیاری از کشورهای عربی داشت که ادامه رویارویی نظامی، امنیت آنان را تضمین نمیکند. در نتیجه، از اوایل دهه ۲۰۲۰ روند تازهای آغاز شد؛ روندی که در آن گفتوگو جایگزین تقابل شد. امارات روابط خود را با تهران احیا کرد، عربستان با میانجیگری چین روابط دیپلماتیک با ایران را از سر گرفت و عمان و قطر نیز نقش فعالتری در میانجیگری میان تهران و واشنگتن برعهده گرفتند. اکنون جنگ اخیر، این روند را نه متوقف، بلکه شتاب بخشیده است.
دیپلماسی، انتخابی از سر واقعگرایی
آنچه امروز در روابط ایران و کشورهای عربی خلیج فارس دیده میشود، بیش از آنکه نشانه شکلگیری یک اتحاد سیاسی باشد، حاصل نوعی واقعگرایی راهبردی است. دولتهای عربی همچنان درباره برخی سیاستهای منطقهای ایران، برنامه موشکی و نفوذ تهران در برخی کشورهای منطقه ملاحظات و نگرانیهای خود را دارند اما در عین حال به این جمعبندی رسیدهاند که تشدید درگیریهای نظامی، این نگرانیها را برطرف نمیکند؛ بلکه میتواند منطقه را به سوی بحرانی فراگیر سوق دهد. به بیان دیگر، تجربه سالهای اخیر نشان داده که هر بار تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل افزایش یافته، نخستین قربانی آن اقتصاد و امنیت کشورهای همسایه بوده است. بازارهای مالی دچار نوسان شدهاند، سرمایهگذاران خارجی با احتیاط بیشتری عمل کردهاند، صادرات نفت و گاز با خطر مواجه شده و هزینههای بیمه و حملونقل دریایی افزایش یافته است.
به همین دلیل، کشورهای عربی امروز بیش از گذشته بر مدیریت اختلافات از طریق گفتوگو تأکید میکنند. آنان دریافتهاند که حتی اگر اختلافات سیاسی پابرجا بماند، وجود کانالهای ارتباطی با تهران میتواند از تبدیل بحرانهای مقطعی به جنگی تمامعیار جلوگیری کند. یکی از مهمترین نگرانیهای کشورهای عربی، امنیت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی راهبردی که بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. در جریان جنگ اخیر، اهمیت این آبراه بیش از گذشته آشکار شد. هرگونه تهدید علیه کشتیرانی یا اختلال در عبور نفتکشها، تنها به ایران یا کشورهای عربی آسیب نمیزند، بلکه بازار جهانی انرژی را نیز با شوک روبهرو میکند و قیمت نفت را به سرعت افزایش میدهد. از همین رو، دولتهای عربی تلاش دارند هرگونه سازوکار امنیتی درباره این آبراه، با مشارکت همه کشورهای ساحلی طراحی شود و به عرصهای برای رقابتهای یکجانبه قدرتهای فرامنطقهای تبدیل نشود.
نگرانی اسرائیل از نزدیکی ایران و همسایگان عرب
یکی از اهداف راهبردی اسرائیل طی سالهای گذشته، شکل دادن به یک ائتلاف منطقهای علیه ایران بوده است. تلآویو امیدوار بود با برجسته کردن تهدید ایران، همکاریهای امنیتی و نظامی خود را با دولتهای عربی گسترش دهد و از این طریق جایگاه خود را در معادلات منطقه تثبیت کند. اما جنگ اخیر، این محاسبه را با چالش روبهرو کرده است. هرچند برخی همکاریهای امنیتی میان اسرائیل و تعدادی از کشورهای عربی همچنان ادامه دارد، اما همزمان بسیاری از پایتختهای عربی دریافتهاند که تداوم درگیری مستقیم با ایران، آنان را در معرض خسارتهای سنگین اقتصادی و امنیتی قرار میدهد.
در نتیجه، حتی کشورهایی که روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کردهاند، اکنون نیز بر ضرورت کاهش تنش با تهران و یافتن راهحلهای سیاسی تأکید میکنند. این تحول نشان میدهد که معادلات منطقه دیگر تنها بر پایه صفبندیهای سنتی شکل نمیگیرد و دولتهای عربی تلاش میکنند منافع ملی خود را بر رقابتهای ژئوپلیتیکی ترجیح دهند. در همین چارچوب، جنگی که قرار بود به افزایش انزوای ایران بینجامد، در عمل باعث شد بسیاری از دولتهای منطقه به این نتیجه برسند که حذف ایران از معادلات امنیتی غرب آسیا نه ممکن است و نه به سود ثبات منطقه؛ بلکه هر طرحی برای آینده منطقه، ناگزیر باید نقش و جایگاه تهران را نیز در نظر بگیرد.
غرب آسیا وارد مرحلهای تازه میشود
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر، تغییر تدریجی موازنه قدرت در غرب آسیاست؛ تغییری که شاید بیش از هر چیز، از کاهش نفوذ الگوهای سنتی امنیتی مورد حمایت آمریکا ناشی میشود. برای دههها، واشنگتن تلاش کرد با استقرار گسترده نیروهای نظامی، فروش صدها میلیارد دلار سلاح و ایجاد ائتلافهای امنیتی، نظم منطقه را برپایه بازدارندگی نظامی تعریف کند. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده است که این الگو نتوانسته امنیت پایدار ایجاد کند. از جنگ عراق و افغانستان گرفته تا بحرانهای سوریه، یمن و غزه، هیچیک از مداخلات نظامی آمریکا به ثباتی ماندگار منجر نشده است.
در مقابل، بسیاری از این بحرانها موجب گسترش بیثباتی، افزایش هزینههای امنیتی و تشدید رقابتهای منطقهای شدهاند. در چنین فضایی، کشورهای عربی خلیج فارس نیز به تدریج در حال بازتعریف سیاست خارجی خود هستند. آنان همچنان روابط راهبردی با آمریکا را حفظ میکنند، اما دیگر مانند گذشته حاضر نیستند همه سیاستهای منطقهای خود را بر اساس اولویتهای واشنگتن یا تلآویو تنظیم کنند. این تغییر رویکرد را میتوان در گسترش همکاریهای آنان با قدرتهایی مانند چین، توسعه روابط اقتصادی با آسیا، استقبال از میانجیگری پکن در توافق ایران و عربستان و نیز حمایت از مذاکرات تهران و واشنگتن مشاهده کرد.
دیپلماسی به جای تقابل
تحولات اخیر نشان میدهد غرب آسیا بهتدریج وارد مرحلهای تازه از روابط سیاسی شده است؛ مرحلهای که در آن، حتی رقبای سرسخت نیز ناچارند برای جلوگیری از بحرانهای پرهزینه، کانالهای ارتباطی خود را حفظ کنند. ایران و عربستان پس از سالها قطع رابطه، روابط دیپلماتیک خود را از سر گرفتهاند؛ امارات مناسبات اقتصادی با تهران را گسترش داده است و در روزهای اخیر روابط خود با ایران را از سر گرفته؛ قطر و عمان به میانجیهای فعال منطقهای تبدیل شدهاند و حتی دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس نیز از توافق میان ایران و آمریکا استقبال کردهاند، زیرا آن را عاملی برای کاهش تنش و حفظ ثبات میدانند. این روند، اگرچه به معنای پایان همه اختلافات نیست، اما نشان میدهد که منطق همکاری به تدریج جایگزین منطق تقابل میشود؛ تغییری که میتواند آینده امنیت منطقه را بیش از هر زمان دیگری به تصمیم کشورهای خود منطقه گره بزند.








