دلنوشتهای خواندنی برای روز جهانی آگاهی از استرس
وز آگاهی از استرس، فرصت خوبیه که یادمون بیاد فشار روانی شوخیبردار نیست
هفت صبح، علی سجادی | ما ایرانیا اصولاً استرس نداریم. شایدم اصلاً نمی دونیم استرس چی هست. استرس برای کسایی هست که چیزی به نام اوقات فراغت دارن، زندگیشون زیادی آرومه و نمیدونن آخر هفته دو روزه برن استانبول یا دبی برای انجام آزمایش چک آپ. ما فقط گاهی صبح که از خواب بیدار میشیم، با دیدن قیمتها چند ثانیه به سقف خیره میمونیم؛ یا وقتی پیامک بانک میاد، قبل از باز کردنش وصیتنامه مونو تو ذهنمون مینویسیم. اینا که استرس نیست؛ فقط بخشی از برنامه روزانمونه!
میدونید اولین چهارشنبه ماه نوامبر بهعنوان روز جهانی آگاهی از استرس شناخته میشه؛ دقیقا 4 نوامبر روز آگاهی از استرسه، اما باید یک نکته را روشن کنم: ما با استرس مشکلی نداریم؛ استرسه که با ما مشکل داره و دست از سرمون برنمیداره.مثلاً صبح با آرامش از خانه بیرون میزنم. هنوز به سر کوچه نرسیده که یه پیام از مدیرمون میاد: «سلام، وقتی رسیدی یه تماس بگیر، یه موضوع کوچیک هست.» همین «موضوع کوچیک» میتونه از یک اشتباه تایپی تا خبر تعدیل از شرکت متغیر باشه.
تمام مسیرو حدس میزنم که چه گندی زدم، یا چه دستوریو فراموش کردم یا کدوم جمله رو هفته گذشته تو جلسه با لحن ناشایست گفتم. به محل کار که میرسم، مدیر میگه: «چیزی نیست، فقط میخواستم بدونم فایل رو فرستادی؟» آخ آخ آره بابا فایلو فرستادم، اما فشار خونمون دیگه به حالت اولیه برنمیگرده.
یا مثلاً میخوام کمی به خودم برسم و برای آخر هفته یه برنامه سفر بزارم. هنوز مقصدو انتخاب نکردم که قیمت بلیت و هتلو که میبینم. برنامه سفر بهسرعت به برنامه پیادهروی تو پارک محله تغییر میکنه. اونجا هم وقتی قیمت یه فنجون قهوه رو میبینم، ترجیح میدم از طبیعت لذت ببرم و به آبخوری عمومی فکر کنم. اسمشو هم میزارم گردش اکونومی!
البته استرس فقط تو محیط کار و موقع خرید نیست؛ تو خونه هم جایگاه ویژهای داره. کافیه پسره عمه ملوک خبر بده با عروس تازش تا نیم ساعت دیگه میرسن. ناگهان همه اعضای خونواده با جیغ بنفش کدبانوی خونه به واحدهای عملیاتی تبدیل میشن. یکی جاروبرقی میکشه، یکی ظرفای کثیف پنهون میکنه، یکی میوه میشوره و یکی هم با اعتمادبهنفس میگه: «چرا شلوغ میکنین؟ سخت می گیرین بخدا، خونه که تمیزه!»
معمولاً همون فرد آخرین کسیه که کمکی میکنه و اولین کسیه که موقع رسیدن مهمونا میگه: «بفرمایید، خیلی جالبه قبل از تماستون ذکر خیر شما و عروس گلتون بود چه خوب کردین امدین، اتفاقا داشتیم می گفتیم که حالا که همه چی داریم و خونه تمیزه کاشکی زنگ می زدیم بهتون و دعوتتون می کردیم!»
با این همه، ما همچنان اصرار داریم که ثابت کنیم استرس نداریم. فقط کمی خوابمون سبک شده، با شنیدن صدای پیامک از جا میپریم، موقع دیدن شماره ناشناس نفس عمیق میکشیم و وقتی کسی میگه «باید با هم صحبت کنیم»، ناگهان تمام اشتباهات زندگیمون جلوی چشممون رژه میره.
روز آگاهی از استرس، فرصت خوبیه که یادمون بیاد فشار روانی شوخیبردار نیست و قرار نیست همیشه با خنده و تحمل و تبدیلش به جوک از کنارش رد بشیم. گاهی باید کمی مکث کنیم، از فشار کار فاصله بگیریم، با کسی که به او اعتماد داریم حرف بزنیم و اگر استرس زندگیمونو مختل کرده، از یه متخصص کمک بگیریم.
اما تا اون روز، اگر دیدید کسی وسط خیابان ایستاده، به صفحه گوشی خیره شده و زیر لب میگه «نه، امکان نداره!»، اصلاً نگران نشید. شاید فقط پیامک بانکو باز کرده است. ما استرس نداریم؛ فقط زندگی گاهی بدون هماهنگی قبلی، برای ایجاد هیجان تو زندگیمون جلسه اضطراری تشکیل میده!