فوزیه پرنسس غمگین | نکات خواندنی درباره فوزیه فواد همسر محمدرضا پهلوی
فوزیه که سقوط رضاشاه و خروج او از ایران را به چشم دید و حتی در مراسم وداع با او حضور داشت. حدود ۷ سال بعد از طلاق از محمدرضاه، سرنگونی خاندان خودش از قدرت را هم تجربه کرد
هفت صبح| باز هم جهان عرب و حوزه مورد علاقهام؛ برگی از تاریخ امروزمان را به فوزیه فواد اختصاص دادیم. 14 آبان 1300 سالروز تولد شاهدخت مصری فرزند ملک فواد یکم و ملکه نازلی صبری است و خواهر ملک فاروق که در دوره 11 ماهه سلطنت بعد از کودتای 1952 مجبور به استعفا شد و در 45سالگی براثر عارضه قلبی درگذشت. فوزیه که سقوط رضاشاه و خروج او از ایران را به چشم دید و حتی در مراسم وداع با او حضور داشت. حدود ۷ سال بعد از طلاق از محمدرضاه، سرنگونی خاندان خودش از قدرت را هم تجربه کرد. همان زمان ثروتش را هم از او گرفتند و داراییهایش را به نفع دولت جدید مصر مصادره کردند.

شیکپوشترین زن زمان خود
پرنسس فوزیه فواد، دختر ملک فواد اول مصر و همسر اول محمدرضا پهلوی نهتنها یکی از زیباترین پرنسسهای سلسله محمدعلی - شاید زیباترین از همه - بود، بلکه یکی از شیکپوشترین زنان زمان خود نیز بود. سفیر بریتانیا در مصر در آن زمان، سر مایلز لامپسون، جمله معروفی داشت: «من در او زیباترین زن روی زمین را دیدم.» با نگاه به عکسهای او و مشاهده زیبایی نفسگیرش، نمیتوان احساس نکرد که او کاملا درست میگفت!
فائزه، فائقه و فتحیه
در روز تولدش در 14 آبان 1300 شمسی، مجله MOJEH میخواست زندگی پرنسس فوزیه یا «پرنسس غمگین» که برخی او را اینگونه مینامیدند، برجستهترین نقاط عطف و مشهورترین و زیباترین جلوههای او را برجسته کند. شاهزاده فوزیه فواد در ۵نوامبر ۱۹۲۱ در کاخ راسالتین در اسکندریه متولد شد. او دختر دوم ملک فواد اول و ملکه نازلی صبری بود.

فوزیه از خاندان محمدعلی با اصالت آلبانیایی بود و از طرف مادری نیز اجداد فرانسوی و چرکسی داشت. پس از ملک فاروق، او سه خواهر به نامهای پرنسس فائزه، فائقه و فتحیه داشت اما او نزدیکترین خواهر به ملک فاروق بود. او همچنین نوه خدیو اسماعیل بود که گفته میشود در دوران سلطنت او مصر بیشتر شبیه اروپا شده بود. پرنسس فوزیه تحصیلات خود را در سوئیس گذراند و به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی مسلط بود.

ازدواج با ولیعهد وقت ایران
محمدرضا پهلوی، از پرنسس فوزیه خواستگاری میکند و مراسم عروسی باشکوهی در ۱۶ مارس ۱۹۳۹ در قاهره برگزار میشود. پرنسس در ۱۷سالگی با پسر رضاخان - که ۱۹سال بیشتر نداشت - ازدواج میکند. به تاریخ ما در آخرین روزهای سال ۱۳۱۷. این ازدواج عمدتا یک اتحاد سیاسی بود که برای تقویت روابط بین مصر و ایران ترتیب داده شده بود. به محض ورود این زوج از قاهره به تهران، جشن عروسی دیگری برگزار شد که طبق گزارشها سه روز به طول انجامید.

دختری به نام پری
دو سال پس از ازدواج آنها، محمدرضا پهلوی به عنوان شاه ایران تاجگذاری کرد و پرنسس فوزیه ملکه ایران شد (اگرچه عنوان ملکه تا مدتها رسما در ایران استفاده نمیشد؛ در این دوره او به عنوان «ملکه فوزیه» شناخته میشد). با این حال، این ازدواج کوتاهمدت بود. فوزیه دوران سختی را پشت سر گذاشت و برای سازگاری با زندگی جدیدش در تهران تلاش میکرد.
او دربار ایران را محافظهکارتر و غیرشفافتر از قاهره یافت و گفته میشود که روابط پرتنشی با مادرشوهرش تاجرالملوک و خواهران شوهرش مخصوصا اشرف داشت و آخر سر هم با خیانت آشکار شاه روبهرو شد. وقتی محمدرضا هنگام زندگی با فوزیه، با دختری به نام پری دیوانسالار رابطه داشت و حتی در لسآنجلس خانهای وسیع و زیبا با امکانات مدرن در اختیار او گذاشته بود.
شاهدختها فائزه، فائقه و فوزیه، از چپ به راست -سال ۱۹۲۷ (1306 شمسی)

پایان یک ازدواج سیاسی
القصه او سال ۱۹۴۴ شروع به درمان افسردگی کرد و پس از یک دوره سخت رنج، به قاهره بازگشت و در سال ۱۹۴۵ تصمیم به طلاق گرفت. ثمره این ازدواج تولد تنها فرزندش از شاه - شهناز - شد که در اکتبر ۱۹۴۰ (5 آبان 1319) به دنیا آمد. طلاق رسما از طرف مصر قطعی شد اما ایران تا ۱۷ نوامبر ۱۹۴۸ آن را بهطور کامل به رسمیت نشناخت و یکی از شرایط اساسی این بود که شاهدخت شهناز در ایران بزرگ شود. درنهایت با اعلام رسمی طلاق در ۲۴ مهر ۱۳۲۷ در تهران، این ازدواج سیاسی رسما خاتمه یافت.
ازدواج با سرهنگ اسماعیل شیرینبک
در مارس ۱۹۴۹، (سال 1327) پرنسس فوزیه با سرهنگ اسماعیل شیرین بک که قبل از انقلاب ژوئیه ۱۹۵۲ به عنوان وزیر جنگ خدمت کرده بود، ازدواج کرد. فوزیه سال ۱۹۵۰ از او صاحب یک دختر به نام نادیا شد که چند وقت پیش سرگذشتش را اینجا نوشتم. او که با یوسف شعبان هنرپیشه معروف مصری که ۲۰ سال از او بزرگتر بود ازدواج کرد. و در سال ۱۹۵۵ صاحب یک پسر به نام حسین شد. این ازدواج دوم به طور گسترده به عنوان یک پیوند شاد و عاشقانه توصیف شد که به او آن رضایت شخصی را که به دنبالش بود، داد.
پرستار در جنگ فلسطین
پرنسس فوزیه عمیقاً به کارهای خیریه متعهد بود، در توسعه پناهگاهها مشارکت داشت، از بیمارستانها بازدید میکرد، در فعالیتهای بشردوستانه داوطلبانه شرکت میکرد و به نیازمندان کمکهای مالی و غیرنقدی ارائه میداد. او در دوران اقامتش در ایران، ریاست انجمن تازه تأسیس حمایت از زنان باردار و کودکان (APPWC) را برعهده داشت. پس از بازگشت به مصر، ریاست بنیاد خیریه محمدعلی را برعهده گرفت. او همچنین در طول جنگ فلسطین به عنوان پرستار در ارتش مصر داوطلب شد و به مجروحان و آسیبدیدگان خدمت کرد.
درگذشت
فوزیه سرانجام ۱۱تیر ۱۳۹۲ در سن ۹۱سالگی درگذشت و در قاهره به خاک سپرده شد. پس از انقلاب ۲۳ ژوئیه ۱۹۵۲، پرنسس تا زمان مرگش در اسکندریه زادگاهش ماند. درگذشت او به طرز چشمگیری بیسروصدا بود و به دلیل وقایع سیاسی مهمی که در آن زمان در مصر در حال وقوع بود، کمتر به آن پرداخته شد.