تهران؛ پراسترسترین شهر کشور
فشار اقتصادی، گرانی مسکن و ترافیک زندگی روزمره پایتختنشینان را به میدان تنش تبدیل کرده است
هفت صبح| شهر تهران در حال حاضر با یکی از جدیترین چالشهای سلامت روان روبهروست که ابعاد آن فراتر از یک نگرانی ساده است. یافتههای پژوهشی اخیر سازمان بهزیستی نشان میدهد تهران پر استرسترین شهر در میان تمام شهرهای کشور است و یکپنجم از شهروندان پایتخت با سطحی از اضطراب و استرس بالا دست و پنجه نرم میکنند. این آمار نشاندهنده وضعیتی است که در آن فشارهای محیطی و اجتماعی به شکلی سیستماتیک بر روان تهرانیها اثر گذاشته است. در حالی که در بسیاری از نقاط دیگر کشور میزان اضطراب در سطوح پایینتری قرار دارد اما در تهران این پدیده به یک بحران عمومی تبدیل شده که میتواند پایداری اجتماعی و سلامت عمومی شهر را در آینده با چالشهای جدی روبهرو کند.
جزئیات پژوهش گسترده سازمان بهزیستی کشور
این پروژه که از اول خرداد ۱۴۰۵ آغاز شد با هدف ارزیابی آسیبهای روانی وارده به شهروندان به دلیل شرایط جنگی ۴۰ روزه انجام شده است. در این پژوهش از طریق پیامک و پرسشنامهای که برای شهروندان ارسال شده تلاش شده تا میزان اولیه اضطراب آنها سنجیده شود. این طرح به عنوان گستردهترین نمونهگیری از وضعیت روانی شهروندان ایرانی پس از یک سال شرایط بحرانی شناخته میشود. در این پیمایش ۶ هزار نفر از ساکنان تمامی مناطق ۲۲ گانه شهر تهران که بالای ۱۸ سال سن داشتند شرکت کردند تا تصویری واقعی از وضعیت روانی شهر ارائه شود.
تحلیل ویژگیهای جمعیتشناختی شرکتکنندگان در طرح
بررسی دادههای این پژوهش نشان میدهد که شرکتکنندگان از نظر ویژگیهای اجتماعی و تحصیلاتی تنوع بالایی داشتهاند. نسبت افرادی که شغل آزاد داشتند با کارمندان و خانهداران تقریباً برابر بود و در میان سطوح تحصیلات نیز تقسیمبندی میان افراد زیر دیپلم، دیپلم و کارشناسی توازن مشخصی داشت. از نظر وضعیت تأهل بیش از ۶۰ درصد شرکتکنندگان را افراد متاهل تشکیل میدادند. همچنین گروههای سنی ۱۸ تا ۲۵ سال و ۳۶تا ۴۵ سال بیشترین میزان مشارکت را در این سنجش داشتند و تفاوت چشمگیری میان تعداد مردان و زنان شرکتکننده مشاهده نشد. این تنوع آماری به محققان اجازه داد تا نتایج را با دقت بالایی به کل جامعه تهرانی تعمیم دهند.
تحلیل تخصصی دکتر حسین رفیعی از ابعاد نگرانیهای اجتماعی
دکتر حسین رفیعی مدیر گروه آموزشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در تحلیل این نتایج به نکات بسیار مهمی اشاره میکند. وی معتقد است که استرسهای موجود در میان شهروندان تهرانی بیشتر از آن چیزی است که ناشی از وقایع و رویدادهای مشخص باشد. به عبارت دیگر مردم تهران بیشتر از اینکه نگران اتفاقاتی باشند که افتاده است نگران اتفاقاتی هستند که ممکن است در آینده رخ دهد. دکتر رفیعی بیان میکند که در این تحقیق ۱۶۰ رویداد یا واقعه که موجب فشار روانی در تهران شده شناسایی شد اما تنش روانی و اجتماعی ناشی از نگرانیها درباره آینده بسیار بیشتر از استرسهای ناشی از وقوع رویدادها بود.
رتبهبندی دغدغههای اصلی شهروندان تهرانی
بر اساس یافتههای این پژوهش بیشترین نگرانی شهروندان تهرانی از آینده فردی و خانوادگی است و در رتبههای بعدی آینده مالی و اقتصادی و در نهایت نگرانی از گرانی مایحتاج اولیه قرار دارد. این سه مورد از میان ۲۰ مورد نگرانی ثبت شده در رتبههای اول تا سوم قرار گرفتهاند. رفیعی با بررسی جنسیتی این پژوهش خاطرنشان میکند که شایعترین نگرانیها در میان زنان به ترتیب سلامت اعضای خانواده آینده فردی و خانوادگی بیماری و مصدومیت و آینده مالی است. در میان مردان نیز محوریت نگرانیها به سمت مسائل معیشتی و تأمین آینده است. نکته جالب توجه در این میان این است که اشتغال در میزان استرس نقش چندانی ندارد و صرف داشتن شغل باعث کاهش استرس نمیشود.
پیامدهای رفتاری و تغییرات الگوی زندگی تحت فشار استرس
استرس مزمن در تهران تنها یک حس درونی نیست بلکه منجر به تغییرات رفتاری و تخریب کیفیت زندگی میشود. به اعتقاد کارشناسان کاهش میزان خواب، کم شدن روابط اجتماعی، ورزش و کم اشتهایی از پیامدهای مستقیم این فشارهاست. همچنین کاهش تعاملات خانوادگی، مطالعه، رفتارهای دینی و معنوی و حتی کاهش تمرکز و تفکر مفید از دیگر آسیبها هستند. در برخی موارد استرس منجر به کاهش کارکرد روزانه مانند تمیز کردن محیط زندگی و کار و حتی بروز پرخاشگری در روابط با همکاران یا همکلاسیها میشود.
رابطه میان نوع نگرانی و نوع واکنشهای رفتاری
این پژوهش نشان میدهد که نوع استرس مستقیماً نوع واکنش رفتاری فرد را تعیین میکند. استرسهای مرتبط با مسائل فردی و خانوادگی، منجر به افزایش بازیهای اینترنتی میشود تا فرد از واقعیت فرار کند. استرسهای مربوط به مسائل تحصیلی محله و جامعه و نگرانی از آینده باعث افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی میگردد. در حالی که استرسهای مالی و شغلی مستقیماً با افزایش خشونت و پرخاشگری مرتبط هستند. همچنین استرسهای خانوادگی باعث کاهش مطالعه و استرسهای مالی منجر به کاهش خواب و از دست رفتن روابط با دوستان میشود.
عادیانگاری اضطراب و موانع روانی در مسیر درمان
یکی از بزرگترین چالشهای سلامت روان در ایران از دیدگاه متخصصین عادیانگاری است. دکتر مهدیه صالحی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران اشاره میکند که با وجود افزایش شیوع اضطراب این مسئله در جامعه ما عادی شده است. وقتی اضطراب در محیط خانواده رایج شود فرزندان نیز این الگو را میآموزند و تصور میکنند اضطراب بخشی از شخصیت آنهاست. بسیاری از والدین مضطرب نیز به جای دیدن اضطراب به عنوان یک مشکل آن را نشانهای از مسئولیتپذیری یا دوراندیشی تفسیر میکنند. علاوه بر این ترس از دست دادن کنترل بر شرایط زندگی و باور به اینکه اضطراب مانند یک سامانه هشداردهنده عمل میکند باعث میشود افراد حتی زمانی که عملکردشان مختل شده باز هم از درمان خودداری کنند.
موانع اجتماعی و اقتصادی در برابر درمان تخصصی
علاوه بر ریشههای فرهنگی فشارهای اجتماعی و هزینههای بالای درمان و ترس از انگ اجتماعی از عوامل اصلی بیمیلی مردم به درمان هستند. بسیاری از افراد با این باور که باید مشکلات خود را به تنهایی حل کنند از مراجعه به متخصص خودداری میکنند. دکتر صالحی تأکید میکند که این مسئله بیش از آنکه به موقعیت جغرافیایی مربوط باشد ریشه در نگرشهای فرهنگی دارد. همچنین در شرایط بحرانی مانند جنگ یا بحران اقتصادی افراد اضطراب را به عنوان یک سپر محافظ میبینند و تصور میکنند اگر کمتر مضطرب باشند در برابر تهدیدات غافلگیر خواهند شد. این نگرش باعث میشود که حتی در صورت اختلال شدید فرد باز هم به وضعیت مضطرب خود وابسته بماند.
نقش نهادهای شهری و ضرورت مدیریت سیستماتیک
شهرداری تهران نیز در این میان آمادگی خود را برای مشارکت در اجرای برنامههای پیشگیری و آموزش مردم در محلهها اعلام کرده است. دکتر نصیری مدیرکل سلامت شهرداری تهران اشاره کرد که برنامههای مربوط به سلامت اجتماعی در برنامههای کلان سالانه شهرداری گنجانده شده است. این نشان میدهد که مدیریت استرس دیگر تنها یک وظیفه پزشکی نیست بلکه یک وظیفه شهری و اجتماعی است. در نهایت دکتر احمدعلی نوربالا رئیس انجمن علمی پزشکی روانتنی ایران یادآوری میکند که بیش از ۸۰ درصد شهروندان تهرانی در یک سال اخیر حداقل یک رویداد استرسزا را تجربه کردهاند و این ضرورت یک نگاه سیستماتیک و جامع به سلامت روان را بیش از پیش برجسته میکند.
بحران معیشت و لرزش زیربنای امنیت روانی
دکتر محمد نجفی، روانشناس و آسیب شناس اجتماعی معتقد است اگر بخواهیم ریشه استرس در تهران را پیدا کنیم، باید اول به سفرههای مردم نگاه کنیم. فشار اقتصادی، تورم و بهویژه قیمتهای سرسامآور مسکن و اجارهبها، زندگی در پایتخت را به یک دغدغه دائمی تبدیل کرده است. او در گفتوگو با «هفتصبح» با استناد به نظریه «مزلو» اشاره میکند که وقتی نیازهای اصلی یک انسان مثل خوراک و مسکن تأمین نشود، در واقع زیربنای امنیت روانی انسان میلرزد و وی استرس میگیرد. در تهران، تأمین نیازهای اولیه دیگر یک روال عادی نیست، بلکه یک جنگ روزمره است و همین موضوع باعث شده استرس، به یک همراه همیشگی برای شهروندان تبدیل شود.
شهر عجلهها؛ وقتی ترافیک روح را فرسوده میکند
اما استرس در تهران فقط ناشی از فشار جیب شهروندان نیست بلکه فشارهای محیطی هم در آن نقش دارد. ازدحام جمعیت و ترافیک خستهکننده پایتخت، آدم را در حالتی از عجله دائمی قرار میدهد که حتی فرصت کوچکترین اشتباهات را از او میگیرد. نجفی میگوید در تهران، رد کردن یک خروجی یا یک پیچ اشتباه، فقط نیم ساعت به زمان شما اضافه نمیکند، بلکه تمام برنامه روزتان را به هم میریزد و شما را در یک فشار عصبی شدید قرار میدهد. این استرسهای کوچک اما تکراری، ذرهذره روح انسان را میخورد و در نهایت منجر به یک فرسودگی روانی میشود که فرد را در برابر هر اتفاق سادهای، عصبی و بیتاب میکند.
تله رقابت و حس ترسناک عقب ماندن از دیگران
یکی دیگر از لایههای استرس در تهران که نجفی به آن اشاره میکند، فضای شدیدا رقابتی شغلی و اجتماعی در این کلانشهر است. متمرکز شدن تمام فرصتها در پایتخت، یک «فشار عملکرد» بیپایان ایجاد کرده است. این روانشناس میگوید تهرانیها مدام در حال مقایسه خود با دیگران هستند؛ با همکار، با همسایه یا حتی غریبهای که در خیابان میبینند. این فضای رقابتی باعث شده تا حس «عقب افتادن» درونی شود. فرد مدام فکر میکند دیگران با سرعت بیشتری در زندگی پیش میروند و همین شکاف روانی، منجر به سرزنشگری شدید و اضطرابی میشود که ریشهاش در همین تکاپوی بیامان شهری است.
کمرنگ شدن حمایتهای خانوادگی
در لایههای دیگر، نجفی به موضوع «تنهایی شهری» به عنوان یکی دیگر از عوامل استرسزا برای تهرانیها اشاره میکند:«در شهرستانها، زندگی فرزند با خانواده عجین شده و هر مشکلی یک پشتوانه عاطفی دارد، اما در تهران، مهاجرت برای شغل باعث شده بسیاری از مردم از کانون خانواده جدا شوند. این جدایی، حمایتهای اجتماعی را کمرنگ کرده است». به گفته وی وقتی فرد در برابر ضربات سخت زندگی، تکیهگاهی از خانواده در کنارش ندارد و در محیطی غریب و مستقل زندگی میکند، استرسها را با شدت بیشتری تجربه میکند. در واقع، فقدان آن «گره خوردگی خانوادگی»، سپر دفاعی تهرانیها را در برابر اضطراب شکسته است.
دو راهکار عملی
اما راه نجات چیست؟ دکتر نجفی معتقد است اولین قدم باید این باشد که بیمهها وارد میدان شوند و خدمات روانشناختی را تحت پوشش قرار دهند تا درمان دیگر یک کالای لوکس نباشد و هر کسی، فارغ از وضعیت مالیاش، بتواند به متخصص مراجعه کند. در کنار این موضوع، او بر لزوم یک «انقلاب آموزشی» تأکید میکند؛ یعنی استفاده از رسانهها، صدا و سیما، مطبوعات و حتی آموزش و پرورش برای آموزش همگانی تابآوری. از نظر وی، وقتی مردم یاد بگیرند چگونه چالشهای روزمره را مدیریت کنند و مسئولیت اجتماعی در تمام ارگانها بیدار شود، میتوان جامعهای ساخت که در برابر توفانهای استرس، توانمندتر و مقاومتر باشد.
پیشنهادهای سیاستگذاری برای کاهش تنشهای روانی در تهران
برای مقابله با این وضعیت متخصصان راهکارهای مختلفی را پیشنهاد میدهند. آنها خواستار توسعه نظام جامع رفاه اجتماعی و توسعه خدمات همگانی مدیریت استرس و تسهیل دسترسی به فعالیتهای آرامشبخش مانند ورزش و مطالعه هستند. به اعتقاد آنها باید از سه مدل اجتماعی بومشناختی با نگاه به علل فردی و اقتصادی مدل بررسی ریز فاکتورها و مدل تغییر ساختار نهادها و سازمانها استفاده کرد. همچنین آنها بر اجرای برنامههای پیشگیرانه و آموزش مردم تأکید دارند و خواستار بازنگری در سیاستگذاریها و تدوین بستههای آموزش خود مراقبتی هستند.