خرسها و جادههای بی رحم
طی یکسالونیم گذشته دستکم پنج خرس قهوهای در تصادفهای جادهای ایران تلف شدهاند
هفت صبح| دوم آبان یک خرس قهوهای در حوالی روستای قوامآباد شهرستان پاسارگاد واقع در استان فارس قربانی تصادف با یک نیسان آبی شد. خرس پاسارگاد، تنها مورد تصادفات حیات وحش نبود. بررسی رسانهای نشان میدهد که از ابتدای سال گذشته تاکنون، دست کم 9 حیوان دیگر هم در جادهها تلف شدهاند ولی پنج تصادف، مربوط به خرس قهوهای بوده است.
به این ترتیب در بیش از یک و نیم سال بخش عمده تصادفات جادهای مربوط به این گونه بوده است؛ اما چرا خرسها قربانی جادهها میشوند؟ به اعتقاد معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست غذا، آب و تغییر فرهنگ برخورد با حیاتوحش، مهمترین عواملی است که این گونه را به سکونتگاههای انسانی نزدیک میکند و میزان احتمال تصادفات جادهای را برایش افزایش میدهد.
اهالی روستایی در استان فارس، دوم آبان خود را با وقوع یک حادثه تصادف آغاز کردند. یک خرس قهوهای که برای تغذیه به حوالی روستای قوامآباد شهرستان پاسارگاد سرک کشیده بود، با وانتی آبی تصادف میکند و پس از وقوع جراحات جدی، اهالی تلاش میکنند که آن را به اداره حفاظت محیط زیست منتقل کنند و به کمک دامپزشکان نجاتش دهند اما در نهایت خرس قهوهای تلف میشود. این تنها حادثه برای خرس قهوهای که برخی آن را در طبقه در خطر انقراض (EN) در مقیاس ملی معرفی میکنند؛ نیست.
جستجویی رسانهای نشان میدهد که از ابتدای سال گذشته تاکنون افراد دیگری از این گونه هم آسیب دیدهاند. پنجم مرداد 1404 یک توله خرس در محور شاهرود بر اثر برخورد با خودرو تلف میشود. 16 آبان 1404 در محدوده چهارزبر، استان کرمانشاه یک خرس قهوهای از بین میرود. هشتم آبان 1404 هم در سرچهان استان فارس یک خرس ماده تصادف میکند و خرس ماده دیگری در 18 مهر 1405 در محدوده سیوند، بزرگراه شیراز ـ اصفهان از دست میرود؛ هشتم آبان 1404 هم در پاسارگاد شاهد جدیدترین مورد تلفات خرس بودیم.
البته تلفات جادهای فقط محدود به خرسها نمیشود بلکه در جستجوها مرگ یک آهو در اردیبهشت 1407 در محور شهراب ـ زواره اردستان، 18 آبان 1404 یک سیاهگوش در محور حسینآباد ـ سنندج، 22 فروردین یک گربه وحشی در حاشیه پناهگاه حیاتوحش یخاب، آرانوبیدگل و 24 مهر هم یک گرگ در شهرستان چرداول، استان ایلام تلف میشوند.
خرسهای قهوهای چرا بیشتر تصادف میکنند؟
در میان گونههایی که درگیر تصادفات جادهای شدهاند، خرسهای قهوهای بیشترین میزان تلفات را داشته و عمدتا در پاییز، قربانی جاده شدهاند اما چرا این گونه بیشتر دچار حادثه میشود؟ معصومه صفایی، معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست در گفتوگو با هفت صبح پاسخ به این پرسش را دشوار دانسته و نیازمند بررسی دقیق محل حادثه میداند زیرا بر این باور است که باید بدانیم محل تصادف به سکونتگاههای انسانی نزدیک بوده یا عوامل دیگر منجر به تصادف حیوان شده است.
او با اشاره به اینکه حیوان سه نیاز اساسی شامل غذا، پناه و آب دارد، در دسترس بودن آب در اطراف روستاها به دلیل ساخت آبشخور برای حیوانات را عاملی میداند که خرسها را به سمت سکونتگاههای انسانی جذب میکند. پسماندهای مردم و غذارسانی به حیوان عامل دیگری است که از نگاه صفایی منجر به حضور خرس در روستاها و تشدید آسیبهای جادهای میشود اما او به موضوع دیگری هم توجه دارد. ارتقای فرهنگ جامعه در برخورد با حیوانات و عدم ورود آسیب به حیات وحش باعث شده که حیوان برای حضور در میان انسانها احساس امنیت بیشتری کرده و البته دردسرهایی را برای خود و سایرین فراهم کند.
زیرا معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست به خاطر میآورد که یک خرس در یکی از روستاهای استان گیلان، شبها آرد نانوایی را میخورده و صبحها هم در وسط میدان روستا، غذاهای اهدایی روستاییان را مورد استفاده قرار میداده است. اداره کل محیط زیست استان هم به دلیل سیربودن حیوان، نمیتوانسته از مدل تلهگذاری برای انتقالش از داخل روستا استفاده کند چون اگر خرس گرسنه نباشد، جلب طعمه داخل تله نمیشود و استفاده از روش بیهوشی هم با توجه به اینکه اثر کردن ماده بیهوشی به 20 دقیقه زمان نیاز دارد، میتوانسته برای مردم روستا مخاطره ایجاد کند.
آماده شدن خرسها برای خواب زمستانه
معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست پاییز را فصلی معرفی میکند که خرسها برای خواب زمستانه آماده میشوند و به همین دلیل به تغذیه بیشتری نیاز دارند. آنها قاعدتا باید از دانههای روغنی، میوههای درختان جنگلی و ... تغذیه کنند اما ممکن است بخشهایی از جنگل تخریب شده باشد، بوتههای دانههای روغنی بیش از حد چرا شده باشد و یا مردم در طبیعت اقدام به چیدن میوهها کرده باشند. مثل صحنهای که او در یکی از استانها در رابطه با درخت گلابی جنگلی دیده است.
میوه این درخت اندازه زالزالک بوده و برای انسان چندان خوش خوراک نیست اما غذای مطلوبی برای خرس به حساب میآید و صفایی نمیداند مردم با چه هدفی اقدام به جمعآوری میوه این درخت میکنند. معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست توضیح میدهد که اگرچه گزارشهایی از حمله خرس به دامهای اهلی وجود دارد اما این گونه در اغلب موارد خودش مستقیما به شکار دام اهلی نمیپردازد و چون همه چیزخوار است، بقایای لاشه شکار شده سایر گونهها را میخورد.
وقتی هوا سرد میشود، دام به داخل روستا منتقل شده و به دنبالش سایر گوشتخواران و در نهایت خرس به سکونتگاههای انسانی نزدیک میشوند تا از این منبع غذایی تغذیه کنند. ضمن آنکه پاییز معمولا فصل رسیدن میوههایی مثل سیب و گردو است. بخشی از گردوهایی که پای درخت میریزند، توسط مردم جمعآوری نمیشوند و به منبع غذای خرسها تبدیل شده و بهانه حضورشان در روستا را فراهم میکنند. همه این موارد منجر میشود حیوان به جاده نزدیک شده و تصادف کند.
دلایل متفاوت برای تلفات جادهای
صفایی که در پایاننامهاش روی تصادفات جادهای در پارک ملی گلستان کار کرده، دلیل تصادفات در هر نقطه از این جاده را متفاوت توصیف میکند. مثلا در پیچ سلیمان کشته پارک ملی گلستان دو مورد تلفات پلنگ طی پنج سال به دلیل دید نامناسب رانندگان به ثبت میرسد. پلنگهای تلف شده بین هشت تا 9 ماه سن داشتهاند. یعنی در مقطعی که از مادر جدا میشوند و میخواهند به سمت پایین بیایند، دچار مشکل شده بودند.
او توضیح میدهد که خفاشها و پرندگان به این دلیل جذب جادهها میشوند که نور ماشین و نورافکنهای حاشیه جاده، حشرات را جذب کرده و بقیه حیوانات برای تغذیه از این حشرات، به سمت جاده میآیند و تصادف میکنند. معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان محیطزیست درباره راههای کاهش تلفات جادهای هم بر این باور است که در محور میامی کاهش سرعت ماشینها به میزان 20 کیلومتر در ساعت و نصب نورافکنها بر افت تلفات یوزپلنگها بیتاثیر نبوده است و همین اقدامات کوچک توانسته جان این گونه را نجات دهد.
به اعتقاد صفایی وجود نورافکنها ممکن است یوز را از جاده فراری دهد یا دید راننده را بیشتر کرده و تلفات را کاهش دهد اما دلیل کاهش تلفات هرچه باشد، یک تاثیر مثبت بر حفاظت از یوزپلنگ آسیایی داشته است. آماری که بر مبنای جستجوی تلفات در میان اخبار به دست آمده، قطعا دقیق و کامل نیست؛ زیرا برای اطلاع از تلفات جادهای باید به گزارشهای استانی محیطزیست و آمار ثبتشده در بانک اطلاعات حیاتوحش دسترسی داشته باشیم.
از آنجا که بسیاری از تصادفات مربوط به جانوران کوچک، پرندگان و خزندگان است که اصلا خبری نمیشوند، قطعا میزان تلفات جادهای بسیار بیشتر از آن چیزی است که در رسانهها میآید. بر اساس مطالعهای علمی که در سال ۱۴۰۵ با تجمیع پژوهشهای سالهای 1384 تا 1403 انجام شده، طی دو دهه، 2425 مورد تلفات جادهای استخراج شده که این نشان میدهد سالانه بیش از 121 حیوان در جادهها تلف میشوند.