
هفت صبح| فردا 26 دی سالروز فرار تاریخی شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم پهلوی را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد.داستان خروج شاه از کشور به مصر و بعد مراکش و باهاما و تلاش ناکام برای گرفتن پناهندگی سیاسی از انگلستان و سفر به مکزیک و آمریکا و درنهایت بازگشت به مصر و درگذشت او در این کشور را بارها شنیدهاید اما برگی از تاریخ امروزمان را به روایتهایی درباره ثروت خاندان پهلوی که از ایران خارج کردند، اختصاص دادیم. روایتی از احمدعلی مسعود انصاری پسرخاله فرح دیبا که از ۱۵سالگی بعد از ازدواج فرح با محمدرضا وارد دربار و خاندان سلطنت شد. در ادامه خلاصه گفتوگوی قدس با پسرخاله فرح درباره شایعات و حقایق خروج ثروت خانواده پهلوی از ایران را بخوانید:
ثروت شاه هنگام خروج از کشور شامل چهار بخش بود:
بخش اول: ۶۲میلیون دلار
بخش نخست آن، مبلغی درحدود ۶۲میلیون دلار بود که تا زمانیکه شاه زنده بود، قسمتی از آن را خرج کرد و ۵۰میلیون دلار یا کمتر باقی ماند که رضا و علیرضا و فرح هرکدام ۲۰درصد، لیلا و فرحناز هرکدام ۱۵درصد، شهناز ۸درصد و مهناز نوه شاه (دختر اردشیر زاهدی) ۲درصد از این پول را ارث بردند.
بخش دوم: 4 صندوق جواهر
بخش دوم داراییها را جواهراتی تشکیل میدهد که خاندان پهلوی از کشور خارج کردند. شنیدم که بخشی از این جواهرات (حدود ۴صندوق) را فریده دیبا و شهبازی در بانکهای سوئیس به امانت گذاشتند. بهخاطر دارم یک سال بعد از فوت شاه وقتی تصمیم داشتم برای شرکت در سالگرد فوت شاه و دیدار و صحبت با رضا پهلوی که مدام سراغم را میگرفت از آمریکا به قاهره سفر کنم، حدود ۱۶۰چمدان توسط سرهنگ محمدی از اعضای گارد شاهنشاهی به اسم بنده در هواپیما بارگیری کردند که به قاهره ببرم؛
البته باید بگویم من از محتوای داخل چمدانها اطلاعی ندارم که چه چیزی بود اما احتمالا خاندان شاه از این مسئله نگران بودند که بعد از پذیرفته نشدن شاه در آمریکا و براساس قرارداد الجزایر که احتمال استرداد وی به ایران ممکن بود، مقامات این کشور نسبت به مصادره برخی داراییهای خاندان هم اقدام کنند؛ البته آمریکاییها هیچ وقت این کار را نکردند.
بخش سوم: تاسیس بانک
بخش سوم هم مربوط به تراستی است که شاه ایجاد کرده بود. چیزی که بهخاطر دارم و شنیده بودم، رقمی در حدود ۲۰ تا ۲۲میلیارد است.
بخش چهارم: مستغلات
بخش چهارم ثروت خاندان پهلوی که کمتر به چشم میآید، مربوط به مستغلات این خاندان است که خب بخشی از آن دیده میشود و بخشی از آن پنهان مانده است اما مستغلات ویلایی که در سنت موریتس سوئیس و نامش «سوورتا» بود که بله واقعیت دارد و دادگاهی در این رابطه هم بهواسطه درخواست از سوی دولت ایران برگزار شد و چند سالی این دعوای حقوقی به طول انجامید اما در نهایت موفق به بازپسگیری این ویلا نشدند و این ویلا درنهایت توسط خاندان پهلوی فروخته شد.خود بنده هم چند باری در این ویلا سکونت کردم و مهمان خانواده شاه بودم.
اما در رابطه با زمینهای اسپانیا که در بخش جنوبی اسپانیا (کوستادلسول) واقع شده است، باید بگویم تعداد این زمینها بسیار زیاد بودند و اینطور نبود که به تعداد اندکی زمین محدود باشد که یکی از این زمینها روبهروی جبلالطارق واقع شده بود اما از اینکه این زمینها چه سرنوشتی پیدا کردند، بنده اطلاع دقیقی ندارم. جزیرهای هم واقع در سیشل بود که مربوط به شهرام پسر اشرف بود اما در مورد املاک یا مستغلاتی که خاندان در کشور انگلیس داشتند تا جایی که مطلع هستم، خاندان پهلوی در انگلیس زمین و املاکی داشتند اما من درباره جزئیات آن اطلاعی ندارم. همانطور که در مورد «باغ کاپری» چیزی نشنیدم.
برجی در منتهن راکفلرسنتر نیویورک مربوط به بنیاد پهلوی بود که شریف امامی- در آن هنگام رئیس هیات مدیره بنیاد بود - بدون دعوای حقوقی تحویل دولت ایران داد. البته درباره برج بنیاد پهلوی باید این را هم اضافه کنم که قرار بود برای پیگیری مسئله بنیاد از سوی رضا پهلوی بنده مأمور پیگیری مسئله شوم که آقای هوشنگ انصاری به بنده گفتند اگر دنبال بازپسگیری این ساختمان بروید، خون به راه خواهد افتاد.یکی دو سال بعد از انقلاب وکلای سوئیسی آقای پهلوی به ما گفتند اگر اموالی که او دارد به اسم بانک باشد، دیگر جمهوری اسلامی نمیتواند به راحتی بیاید و اموال یک شرکتی که ذینفعان بسیاری دارد را بازپس بگیرد و در نتیجه ما تصمیم به تأسیس این بانک گرفتیم و از آنجایی که در کار خرید و فروش ارز هم فعالیت داشتیم، این بانک کار ما را هم تسهیل میکرد.
سرمایه این بانک از دو قسمت تأمین شد؛ ۷میلیون دلار از سعودیها گرفت و مقداری از ۶۲میلیون دلاری که او میگفت از پدرم مانده و سهم رضا ۲۰درصد آن حدود ۱۰میلیون دلار بود که ۵میلیون دلار آن در این بانک سرمایهگذاری شد. نام این بانک Mid continental bank and trust بود. باید بگویم که یکی از دلایلی که من با رضا به مشکل خوردیم، دعوای ما سر همین بانک بود؛ چون بعد از اینکه (اوضاع خراب شد) رضا پهلوی نمیخواست پول مردم را پس بدهد و نظر بنده این بود که مردم در این بانک سرمایهگذاری کردند، پولشان را که به شما نبخشیدهاند که تصمیم گرفتید پول آنها را پس ندهید.
درواقع رضا نمیخواست پول مردم را پس بدهد و این ماجرا به دعوای حقوقی منجر شد و در نهایت دیگر مجوزهای قانونی برای تمدید فعالیت این بانک صادر نشد و این بانک از میان رفت.






