هفت صبح| برگی از تاریخ امروزمان ‌درباره روزهای سخت محمدرضا در اواخر حکومتش. در این چند روز سعی می‌کنیم بعد دیگری از روزهای آخر رژیم پهلوی را روایت کنیم که کمتر شنیده شده. فردا داستان ثروتی که محمدرضا ‌‌از ایران خارج کرد را بررسی می‌کنیم. ‌امروز اما به بخشی از خاطرات ژنرال‌ هایزر در ماجرای سولیوان و شاه می‌پردازیم؛ ارتش معتقد بود با خروج شاه از کشور، حکومت با فروپاشی مواجه خواهد شد و پیروزی انقلابیون حتمی می‌شود. از این رو تمام تلاش آنها جلوگیری از فرار شاه و حفظ او در داخل کشور بود. عمده انتقادات ارتش نیز متوجه این موضوع و عاملان طرح این تصمیم بود:


«ربیعی، از من استقبال کرد و استقبالش صمیمانه بود. قبل از آنکه من حرفی بزنم شروع به حمله به آمریکا کرد. من واقعا یکه خوردم. ربیعی در آمریکا دوره دیده بود. آمریکا را همیشه عاشقانه دوست داشت و بار‌ها اظهار تمایل کرده بود که در بازنشستگی به آمریکا برود. او در نیروی هوایی آمریکا، دوستان نزدیکی داشت. به نظر می‌رسید ‌حرف‌‌هایی که می‌زد ناشی از ناراحتی بود.‌ حملاتش، اول متوجه سولیوان بود و او را مقصر اصلی تصمیم‌گیری شاه برای سفر می‌دانست.

 

از من خواست، با تمام توان جلوی رفتن شاه را بگیرم. ارتش تصمیم گرفته بود جلوی خروج شاه را بگیرد و قرار بود در نشست فردای آن روز، مراتب را به شاه اطلاع دهند. به ربیعی گفتم که ‌ نظرش در مورد سولیوان تند بوده ‌ و خیلی افراد دیگر بوده‌اند که از شاه خواسته‌اند کشور را ترک کند. باز هم قانع نشد و دوباره از جای دیگری به آمریکا حمله کرد: «چرا آمریکا، بر ‌امام‌ خمینی فشار نیاورده است؟ برای موفقیت دولت جدید، این فشار لازم است‌ اما آمریکا در این زمینه کاری نکرده است».‌
‌منبع: ‌‌مأموریت در تهران/ خاطرات ژنرال رابرت‌ ‌هایزر‌