
هفت صبح| برگی از تاریخ امروزمان را به اشرف ربیعی اختصاص دادیم؛ ۱۹ بهمن سال 1360 ضربهای بزرگ به بدنه سازمان منافقین وارد شد که تبعات سنگینی در پی داشت. در این ضربه، خانه تیمی مرکزیت سازمان در داخل کشور که در منطقه زعفرانیه تهران واقع بود، هدف قرار گرفت و موسی خیابانی قائممقام مسعود رجوی و نفر دوم سازمان، اشرف ربیعی، همسر مسعود رجوی و موسی خیابانی و آذر رضایی، همسر موسی خیابانی، در یک درگیری مسلحانه کشته شدند. علاوه بر خانه تیمی اصلی که در زعفرانیه واقع بود، سه خانه تیمی دیگر نیز هدف قرار گرفت. در سه خانه ۲۳ نفر کشته و چند نفر دستگیر شدند.

از اشرف ربیعی چه میدانیم؟
در سال 1331 در تهران متولد شد. بعد از دبیرستان در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد. او سال 51 توسط خلیل رفیعی طباطبایی با سازمان ارتباط گرفت. در تابستان 52 رفیعی توسط ساواک دستگیر و در نهایت به قتل رسید. اشرف نیز در ارتباط با او دستگیر شد ولی چون عامل مهمی در سازمان نبود، بعد از مدتی آزاد شد. برادرش جواد ربیعی پس از ضربه شهریور 1350 مخفی و در زمستان 1352 به علت تصادف در اصفهان کشته شد. او در همان سال با اکبر نبوینوری، از کادرهای بالای سازمان آشنا و دوباره به سازمان وصل شد.
ربودن شهرام پهلوینیا
اکبر نبوی در کنار محمد سیدیکاشانی و... عضو تیم عملیاتی بود که در یکم مهر 1350 عملیات ربودن شهرام پهلوینیا پسر اشرف پهلوی را اجرا کردند. نبوی در همان سال در پی ضربه سنگین ساواک در شهریور آن سال به سازمان، به همراه محمد حنیفنژاد دستگیر شد ولی به واسطه نفوذ پدربزرگش که یک روحانی سرشناس بود، کمی بیش از یک سال در زندان ماند. بعد از آزادی از زندان بود که با اشرف آشنا شد. اکبر نبوی که با انگیزههای شدید اسلامی به سازمان پیوسته بود، نتوانست این فضا را تحمل کند و با مرکزیت مارکسیست تقابل پیدا کرد. آن دو بعد از مدتی در به دری به تبریز رفتند و تعدادی را هم عضوگیری کردند.
فریاد خلق
آنها اسم گروه جدید خود را «فریاد خلق» گذاشتند. در اواخر سال 54، خانه مخفی گروه در تبریز لو رفت و نبوی و اشرف به مشهد رفتند. سپس با لو رفتن و دستگیری سه نفر از گروه آنها، آن دو در قزوین مستقر شدند. در اول خرداد 55، اشرف در حال آمادهسازی یک بمب در خانه تیمی واقع در خیابان هادیآباد شهر قزوین، در اثر انفجار ناگهانی آن زخمی شد. در همین انفجار یک چشم اشرف از کار افتاد، چراکه ظاهرا پس از انقلاب به سفارش رجوی، شاخه سازمان در لندن برای او چشم مصنوعی خریداری میکند.
ازدواج با مسعود رجوی
در همین مقطع، همسر او، علیاکبر نبوی هم در یک درگیری مشکوک با اداره مبارزه با مواد مخدر شهربانی مجروح و با خوردن سیانور خودکشی کرد. یک ملاقات مرموز با مسعود رجوی در زندان اوین، اشرف را کاملا دگرگون کرد و او به یکی از سرسختترین مبلغان مسعود در زندان تبدیل شد. اشرف و مسعود رجوی در تیرماه 1358 با هم ازدواج کردند و ظاهرا خطبه عقد آنها را آیتالله طالقانی خواند. ثمره این ازدواج فرزند پسری بهنام مصطفی است. تنها چند هفته بعد از شکست مفتضحانه شورش مسلحانه منافقین علیه جمهوری اسلامی، رجوی فرار را برقرار ترجیح داد و اشرف را رها کرد.
چشم فتنه کور شد
بالاخره در ساعات اولیه روز 19 بهمن 1360، بعد از چند ماه کار مستمر توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، مقر اصلی منافقین در زعفرانیه مورد هجوم قرار گرفت و اصطلاحا چشم فتنه مسلحانه منافقین کور شد. در این عملیات 20 نفر ساکن خانه از جمله موسی و اشرف به هلاکت رسیدند. با این حال، همین مسعود رجوی که تنها چند ماه بعد از هلاکت همسرش در تهران با «فیروزه» دختر 18ساله ابوالحسن بنیصدر ازدواج کرده بود، پادگانی را که صدامحسین در سال 1365 به او و سازمان تروریستی تحت امرش هبه کرده بود، به یاد اشرف ربیعی، «پادگان اشرف» نامید.






