هفت صبح| برگی از تاریخ امروزمان متعلق است به خرمشهر عزیز... اینجا از خرمشهر مظلوم می‌نویسم؛ ‌سوم خرداد سال۱۳۶۱ روز‌ تاریخی برای ایران خاصه مردم قهرمان خرمشهر بود. روزی که خونین‌شهر پس از ۵۷۸ روز اشغال توسط ارتش بعث عراق با رشادت مردم خوزستان و رزمندگان‌‌ آزاد شد.

 روزی که خرمشهر سقوط کرد


 چهارم آبان ۱۳۵۹ روزی دردناک برای مردم خرمشهر بود؛ مخصوصا برای پدر مرحومم که با شنیدن خبر سقوط خرمشهر، اشک از چشمانش سرازیر شد بس که خرمشهر را دوست داشت؛ روزی که بندر زیبا و مهم خرمشهر با همه موقعیت‌هایش از دست رفت... مقاومت مردمی در خرمشهر ۴۵ روز طول کشید. جایی که اهالی خرمشهر به‌ویژه نوجوان و جوانانی مثل شهید بهنام محمدی ایستادگی کردند اما خرمشهر زیبا و دوست‌داشتنی با سواحل دیدنی اروند‌رود و کارون؛ بازار صفا و بازار سیف و گعده‌‌های جوانان و خانواده‌ها زیر پل قدیم، رنگ خون گرفت...

مسجد جامع ویران ‌و بعد به مرکز مقاومت مردم و تلاش شبانه‌روزی جوانان ‌‌خرمشهری تبدیل شد. ‌ وقتی نیروهای ارتش بعثی با سازماندهی و تجهیز ۱۲لشکر تا بن‌دندان مسلح‌ به سمت خرمشهر روانه شدند ‌و هجومی وسیع و گسترده را به شهر آغاز کردند و پس از جنگی نابرابر، وارد خیابان‏‌های خرمشهر شدند. جنگی که ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با دستور صدام‌حسین جنایتکار آغاز شده بود، در سی‌و‌پنجمین روز با وجود تلاش ‌‌شبانه‌روزی مردم خرمشهر با دستان خالی و رشادت‌های تکاوران نیروی دریایی ارتش در خرمشهر، خونین‌شهر سقوط کرد و ۱۹ ماه در اشغال دشمن قرار گرفت. 

خیانت بنی‌صدر


‌برخی از سران نظامی مانند شهید دریابان علی شمخانی وزیر سابق دفاع صفت بی‌تدبیری را بیشتر از خیانت برازنده بنی‌صدر می‌دانستند یا حتی وقتی سران ارتش ‌مثل شهید صیادشیرازی به بنی‌صدر متذكر می‌شدند که: «آتش فتنه‌ای در منطقه در حال وقوع است و عراق آماده نبردی نابرابر با ایران است» بنی‌صدر باز هم ترتیب اثری نمی‌داد. یا وقتی جهان‌آرا به همراه همرزمانش شبانه‌روز به مرز می‌رفت و تحرکات عراق را زیر نظر می‌گرفت و گزارش‌های مستند به تهران می‌فرستاد‌ اما بنی‌صدر مستندات را قبول نمی‌کرد. 

جنگ با دستان خالی


یک هفته از جنگ می‌گذشت. جهان‌آرا و همرزمانش می‌گفتند ما با دست خالی در حال جنگیم و با تهران تماس می‌گرفتند و تقاضای مهمات می‌کردند؛ اما بنی‌صدر به تماس‌های آنان توجهی نمی‌کرد و فقط می‌گفت: «ما با یک حرکت گازانبری خرمشهر را آزاد خواهیم کرد.»  انگار می‌خواست بچه‌های خرمشهر را دست به سر کند. جهان‌آرا آمد تهران پیش امام. امام وقتی بنی‌صدر را به خاطر این موضوع بازخواست کرد بنی‌صدر در حضور امام‌ قول داد تدارکات را انجام دهد‌ اما شما بگو حتی یک گلوله!

 ترک خرمشهر


«محمد جهان‌آرا با شهید رجایی ارتباط برقرار کرد‌ اما تلاش‌های رجایی هم تأثیری در بنی‌صدر نداشت. اکثر مردم خرمشهر ‌‌از یک ماه قبل تدریجا شهر را ترک کرده‌ بودند اما به امید بازگشت سریع، وسایل خانه را نبردند اما خرمشهر با میلیارد‌ها ثروت به دست غارتگران بعثی افتاد. بنی‌صدر به مردم اعلام کرد که می‌خواهد شهر را برای پاکسازی نیروهای بعثی، بمباران کند و از آنها خواست تا شهر را ترک کنند ولی بنی‌صدر به وعده‌اش عمل نکرد وگرنه مردم این دیار هیچگاه میدان جنگ را ترک نمی‌کردند؛ به‌گونه‌ای که صدام گفته بود «اگر یک جهان‌آرا و نیروهای خرمشهر را داشتم، کل دنیا را تصرف می‌کردم.»

فقط مقاومت کنید!


خرمشهر بیش از هفت بار در آستانه سقوط قرار گرفت و همین نیرو‌های ازجان‌گذشته نجاتش دادند و هر بار فریادشان بلند که ما برای تار و مار کردن و سرکوب دشمن احتیاج به پشتیبانی و نیرو‌های کمکی داریم؛ نیاز به توپخانه داریم که ما را زیر پوشش بگیرد؛ که متأسفانه این فریاد‌ها را جدی نگرفتند و تأکید می‌کردند که مقاومت می‌کنید تا نیرو‌های کمکی برسد.  وعده می‌دادند ۷۲ ساعت یا ۴۸ ساعت و گاهی ۲۴ ساعت مقاومت کنید که نیرو‌ها برسند.

یک بار شخصا با رئیس جمهور (بنی‌صدر) تماس گرفتم؛ گفت ۴۸ ساعت مقاومت کنید تا نیرو‌های اعزامی برسند و خرمشهر به جای ۷۲ساعت یا ۴۸ ساعت، ۴۰ روز مردانه ایستاد و نیرو‌های تازه‌نفس و مجهز صدامی را منکوب کرد؛ ولی افسوس که به دادش نرسیدند و از نیرو‌های اعزامی خبری نشد.‌ سربازان تکاور و پاسدار دلیر نیرو‌های رزمی روحیه خود را از دست داده و متفقا می‌گویند ما با تفنگ ژ-۳ نمی‌توانیم به جنگ توپ و خمپاره برویم. ‌( نوشتم تا بماند / خاطرات آیت‌الله جمی)


آزادسازی پس از ۵۷۸ روز اشغال


در فاصله ماه‌های مهر تا دی ۱۳۵۹‌‌، نزدیک به سه ماه عملیات‌های مختلفی برای آزادسازی خرمشهر از طرف ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی انجام شد‌ اما فایده‌ای نداشت. پس از ماه‌ها تصرف و اشغال خونین‌شهر، درنهایت ‌‌طی عملیات گسترده‌ای با نام ‌«بیت‌المقدس» که ۲۵ روز ‌‌طول کشید و در چهار مرحله اجرا شد، شهر به محاصره کامل نیروهای ایرانی درآمد و پس از انهدام قوای عراقی و اسارت هزاران نفر از نیروهای آن، در سوم خرداد سال۱۳۶۱‌ خرمشهر به‌طور کامل آزاد شد و پرچم جمهوری اسلامی ایران برفراز مسجد جامع این شهر به اهتزاز درآمد.

 

‌یادی از محمد جهان‌آرا


سید محمدعلی جهان‌‌آرا معروف به ممد جهان‌آرا؛ متولد سال 1333 در خرمشهر بود. عضو گروه حزب‌‌الله خرمشهر که سال 1351 زندان‌های ساواک را هم تجربه کرده بود؛ جایی که توسط ساواک دستگیر و به یک سال زندان محکوم می‌شود.

‌تحصیلکرده رشته مدیریت بازرگانی‌ در مدرسه عالی بازرگانی تبریز، سال 1357‌ به خرمشهر باز‌می‌گردد و در تشکیل سپاه پاسداران این شهر نقش مهمی ایفا می‌کند و با آغاز جنگ ‌که ‌‌فرمانده‌ سپاه خرمشهر هم بود، مسئولیت سازماندهی و هدایت نیرو‌های مردمی را در دفاع از خونین‌شهر برعهده می‌گیرد و تنها با 600 نفر نیروی رزمنده در خرمشهر مقاومت جانانه‌ای مقابل ارتش عظیم صدام می‌کند و درنهایت 7 مهر 1360 هنگامی که ‌‌به همراه جمعی از فرماندهان برای ارائه گزارش به امام خمینی عازم تهران بود، هواپیمای سی-130حامل آنها در نزدیکی کهریزک سقوط می‌کند و به شهادت می‌رسد. حتما با نوحه « ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته...» آشنا هستید که اولین بار حسین فخری مداح دوست‌داشتنی‌ام بعد از آزادسازی خرمشهر به یاد ‌‌جهان‌آرا برسر مزارش خواند...