روزنامه هفت صبح، آرتین ابراهیمی| اگر بخواهیم کریم بنزما را بعد جدایی غیرمنتظره از رئال مادرید، در یک جمله توصیف کنیم، باید به کلام محاورهای بگوییم:«حمایت شدن چه ثمره بزرگی داره؛ فقط ایرادش اینه که شامل حال خیلیها نمیشه!» و نکته اینکه مرد فرانسوی خارج از این چارچوب «خیلیها» بود. به عنوان نویسنده این مقاله شخصاً مخالفتی با بنزما ندارم بهخصوص در فصول درخشان BBC و سال 2018 به بعد که رونالدو از رئال رفت و نقش او از مهاجم مکمل به اصلی ارتقا یافت.
اما با وجود همه ناکامیها و موفقیتها، بنزما در چهارده فصل حضور در خط حمله رئال مادرید، بسیار مورد حمایت رختکن تیم (به مسئولیت سرمربیها) و مدیران باشگاه (به سرکردگی فلورنتینو پرز) بود. این حمایت دائمی باعث شد بنزما از بازیکنی آرام به گلزنی قهار تبدیل شود و در نهایت با خلق رکوردهای ویژه و کسب توپ طلای فرانس فوتبال، قوهای سپید مادرید را به مقصد صحرا ترک کند.
12 سال پیش…
در آنالیز بازی کریم بنزما، سال 2011 نقطه اوج و تلاطم این مهاجم فرانسوی بود؛ سالی که میتوانست باعث جدایی زودهنگام او از جمع رئالیها شود؛ سالی که ژوزه مورینیو سرمربی رئال بود و در خط حمله تنها دو مهاجم تخصصی داشت؛ بنزما و گونزالو هیگواین. مربی پرتغالی مدام نگران مصدومیت یکی از این دو بازیکن بود و در فصل نقل و انتقالات تابستانی اصرار زیادی برای استخدام یک مهاجم دیگر داشت اما مدیران باشگاه به درخواست او توجهی نکردند.
فصل شروع شد، هیگی در دسامبر آن سال از ناحیه دیسک کمر با مصدومیت سخت مواجه شد و بعد عمل جراحی 4 ماه خانهنشین شد. پیشگویی تاریک مورینیو محقق شده بود و رئال تنها با بنزما به جنگ حریفان میرفت. روزنامه گاردین همان سال در مقالهای نوشت: «وقتی هیگواین رفت، بحث کیفیت خط حمله رئال بیشتر مطرح شد. بنزما روحیهای سرد، ساکت، منزوی و بیحوصله داشت و بسیار آرام و به ظاهر متعهد بازی میکرد که این به مذاق مورینیو خوش نمیآمد. او مدام به سرپرست باشگاه شکایت میکرد که نمیتواند تمرین تیم را بعد ساعت 10 صبح برگزار کند، چون بنزما هنوز خواب است…»
گربه و بنز
گلهای کم بنزما در آن سال، خیلی مهم و امتیازآور نبودند. او هشت گل کم اهمیت به تنریف، خرز، ساراگوسا و دپورتیوو زده بود؛ در حالی که گلهای هیگی قبل آن مصدومیت سخت 27 امتیاز به حساب رئال ریخته بود. به همین سبب مورینیو برای حضور یک مهاجم جدید اعلام نیاز کرده بود. او با سرسختی با تیم مدیریتی باشگاه در جنگ و جدل بود تا اینکه آن جمله معروف خود را بر زبان آورد و تیتر یک همه رسانهها شد: If I Can't Hunt with a Dog, I Will Hunt with a Cat اگر نتوانم با سگ شکار کنم، با گربه به شکار میروم.
روزنامه مادریدی مارکا همین جمله را تصویرسازی کرد و روی جلد خود برد و نوشت: «مورینیو ژاکت مومیاش را پوشید، تفنگ ساچمهای خود را روی شانه انداخت، به قصد شکار بیرون از خانه زد، دستش را به سمت ماشه برد، در جای خود ایستاد، به بچه گربه خوابآلود نگاه کرد، عصبانی پرسید: لعنتی! من چطور باید شکار کنم؟» بیاعتمادی مورینیو به بنزما ادامه داشت و رسانهها با حمله به مهاجم گلنزن فرانسوی، از واژه ترکیبی Benzena)Benzema+na) استفاده کردند که به معنای استعاری «نه به بنزما» است.
پاپا پرز!
فلورنتینو پرز مدیر موفق باشگاه رئال مادرید، مهمترین نقش را در حمایت 14 ساله از کریم بنزما برعهده داشت. او مدیری بود که شخصاً به در خانه پدری بنزما در حومه شهر لیون رفته بود تا از وی بخواهد به رئال ملحق شود. پرز در سال 2011 با چند چالش بزرگ مواجه بود؛ ناکامی پروژه کاکا، بنزمای در حال شکست و اوجگیری رونالدویی که توسط رئیس قبلی آمده بود. همه اینها باعث شده بود تا پرز به ایده شخصی خود که حمایت تمام و کمال از بنزما بود، اصرار کند؛ حمایتی که سالهای بعد نیز ادامه داشت تا این مرد فرانسوی خود را پیدا کند و به یکی از اسطورههای باشگاه تبدیل شود.
اوج با آدبا
اصرار ژوزه مورینیو در استخدام مهاجم با خرید زمستانی امانوئل آدبایور از سیتی همراه شد؛ مهاجم بلندبالایی که در لیگ برتر درخشیده بود و حال به رئال آمده بود تا جای خالی هیگی و نقش کمرنگ بنزما را برطرف کند. به نظر میرسید که حضور آدبا، نقطه پایان بنزما است؛ اما برعکس نقطه آغاز او شد و ناگهان موتور گلزنی کریم رئالیها روشن شد تا بسیاری متعجب شوند. او در قدم اول دروازه اتلتی را در دربی مادرید فرو ریخت تا نشان از طلوع بنزمای جدیدی بدهد؛
هر چند که ثبات لازم را نداشت و این باعث تردید به بازی بنزما در همه سالهای پس از این فصل سخت میشد. آدبایور نیم فصل در کنار بنزما بازی کرد، به او اعتماد به نفس داد و در پایان فصل به شکلی غیرمنتظره چمدانهای خود را بست و برای همیشه از مادرید رفت تا بازهم پرز و رئال، پروژه مستقل بنزما را پیش ببرند. آنها فصل بعد به دو عضو آکادمی رئال، موراتا و خسه روی آوردند، اما این دو یار مهم کاستیایی کنار بنزما جواب ندادند تا سال 2013 ستاره جدیدی از راه برسد…
بی.بی.سی
شاید به جرات بتوان گفت که ترکیب بنزما-بیل-کریس رونالدو ملقب به بی.بی.سی، رویاییترین سهگانه خط حمله در تاریخ معاصر فوتبال جهان است؛ ترکیبی بینظیر که به رئال مادرید اجازه داد مقابل تیکی-تاکای بارسای قدعلم کند و قهرمانیهای زیادی را بهدست آورد. بنزما در این ترکیب، همکاری خوبی بهویژه با رونالدو داشت و به یک گلزن-گلساز کمنظیر در فوتبال جهان تبدیل شد.
ژوئن 2015
کریم بنزما بزرگترین سطح حمایتی از پرز و رفقای مادریدی را سال 2015 تجربه کرد؛ زمانی که در ماه ژوئن این سال به پرونده اخاذی از متئو والبوئنا گره خورد و فرانسه را علیه خود دید اما با وجود نقش او در این ماجرای پیچیده، رئالیها بازهم از وی حمایت کردند که در غیر این صورت شاید فوتبال او تمام میشد. در این داستان «سه کریم» نقش داشتند؛ «کریم بنزما» که معرف حضور هست، «کریم جزیری» مدیر برنامه بنزما و «کریم زناتی» دوست دوران کودکی بنزما که فیلمی خصوصی از والبوئنا به چنگ آورده بود و از این طریق قصد باجگیری از هافبک- مهاجم سابق لیون و تیم ملی فرانسه را داشت. آقای بنزما هم توصیه کرده بود که پول را بپردازد.
یار شماره 9.5
بنزما با حمایت همهجانبه پرز، از این چاه عمیق رفقای دوران کودکی خود گریخت، اما کنار گذاشته شدن از تیم ملی فرانسه باعث بحران روحی او شد که در بازی وی هم مشهود بود. او در این فاصله دیدیه دشان را به نژادپرستی هم متهم کرد! طرفداران رئال از فرصتسوزیهای بیشمار بنزما خسته شده بودند، اما دو ضلع دیگر BBC جور او را کشیدند تا فصل جدایی رونالدو فرا برسد و از سال 2018 گویی بنزما از قفس رها شده، ناگهان طلوع کرده و در نقش مدرن شماره 9.5 به عنوان یک بازیساز و گلزن متبحر ظاهر شود.
حمایت علنی زینالدین زیدان هم مزید بر علت شده بود تا با خیال راحت در خط حمله رئال توپ بزند. او بعدها در اوجگیری وینیسیوس هم نقشی موثر ایفا کرد و با گلهای خود، قهرمانی سهگانه رئالیها در UCL را باعث شد. آخرین فصل حمایت از بنزما هم همین چند روز پیش رقم خورد؛ جایی که باشگاه رئال مادرید بدون مانعتراشی و سختگیری به او اجازه داد پای قرارداد 200 میلیون دلاری الاتحاد را امضا کند و در اوج نیاز رئال یه یک گلزن تا آمدن امباپه در سال 2024، تیم را بدون مهاجم رها کند. بهراستی رئال مادرید میتواند هری کین را استخدام کند؟


