روزنامه هفت صبح| بازی با لخویاست. ورزشگاه آزادی. اسفند سال 1393. در جام باشگاههای آسیا. حمید درخشان سرمربی پرسپولیس است و روزی است که اگر وا بدهد از نیمکت اخراج خواهد شد. در همین بازی است که معجزه رخ میدهد. یک پاس عرضی به داخل هجده قدم فرستاده میشود و بازیکن 22 ساله و گمنام بوشهری در حرکتی عجیب پاس پشت پای شگفتانگیزی را براي هادی نوروزی آماده میکند. چطور توانست این لحظه را تصور کند؟
خیلی از کسانی که شاهد این حرکت مهاجم بلندبالای پرسپولیس بودند جا خوردند. بازیکنی با چشم سوم؟ بازیکنی که تصور محیطی از میدان بازی دارد؟خصیصه بزرگان دنیای فوتبال؟در سالهای بعد طارمی آنقدر برایمان گل زد و آنقدر برایمان گل هدر داد و آنقدر حرصمان داد و آنقدر روی اعصابمان رفت و آنقدر بیمسئولیتی نشان داد که آن خصیصه جادوییاش از یادمان رفت.
خوب سر میزد، به راحتی در فضاهای خالی حرکت میکرد، برای خودش موقعیت ميساخت، دریبل میزد و پنالتی میگرفت و بعد در مهمترین لحظات توپها را از دست میداد. با این حال سه بار پیاپی آقای گل شد اما مهرش هنوز بر دل طرفداران فوتبال ننشسته بود. در کلیدیترین لحظات یادش میرفت آن بازیکن سرنوشتساز باشد.
به قطر هم که رفت آنجا هم طرفداران تیم الغرافه را به مرز جنون رسانده بود. چیپ از فاصله سیمتری میزد داخل گل و بعد مثل مور و ملخ تک به تک از دست میداد. در مهمترین تصمیم عمرش رفت پرتغال و حالا چهار فصل است که در لیگ پرتغال میدرخشد. دوبار آقای گل شده و دوبار در جایگاه دوم قرار گرفته. آن سربه هوایی کلافهکنندهاش در انضباط سنگین و سهمگین پرتغالیها از بین رفته است.
در چهار فصل100 گل در باشگاههای پرتغال زده است. فصلی 25 گل !53 تا هم پاس گل داده است. 100گل و 53 پاس گل در190 بازی. همین امسال در46 بازی براي پورتو 30 تا گل در همه رقابتها زده است و 13 تا پاس گل داده است و البته از این 30 گل 9 گل را با ضربه پنالتی زده اما چه باک که تقریبا همه پنالتیها را هم خودش گرفته است و مضاف بر این که پنالتی زدن خودش یک تخصص ویژه است.
به نظر من این مهدی طارمی کاملترین فوتبالیستیست که در فوتبال ما ظاهر شده است. بهتر و کاملتر از علی دایی و علی کریمی و علی پروین و مهدی مهدویکیا و کریم باقری و حسن روشن و پرویز قلیچخانی و خداداد عزیزی. نکته مهمش همان نگاه سوم، همان احاطه محیطی است که از جریان بازی دارد.
پریشب درآخرین بازی پورتو او یک گل خوب و حرفهای زد اما حرکت مهمترش پاس گلی بود که صادر کرد. توپی که به سمتش آمد و بدون ذرهاي تعلل توپ را نرم و قوسی برای مهاجم پورتو در فضای خالی فرستاد. این حرکت فقط محصور در تکنیک نیست، مسئله احاطه محیطی است. داشتن ویژن. چیزی که در حدی اکستریمم در اختیار بزرگانی مثل مسیو زیدان و مارادوناست
و طارمی هم از این موهبت برخوردار است. طارمی باید خودش را به عنوان بهترین و کاملترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران به همه بقبولاند. باید در لباس تیم ملی گلهای مهمی بزند. باید در یک فینال یا در یک نیمه نهایی نشان دهد که چه بازیکن سرنوشتسازی است. در جام جهانی 2018 تقدیر دوبار این فرصت را در اختیار طارمی قرار داد.
وقتی که سانتر وحید امیری را (پس از همان لایی معروف) با ضربه سر به بالای دروازه اسپانیا فرستاد و وقتی که در بازی با پرتغال دقیقه 90 پاس عمقی سامان قدوس را به کنار دروازه پرتغال زد. او باید مثل علی دایی و خداداد عزیزی یک لحظه خارقالعاده براي فوتبالدوستان ایرانی بیافریند. او باید بانی یک لحظه شادمان ملی باشد.



