روزنامه هفت صبح، ‌محمد صابری| هر چقدر هم مصادیق آن را محدود و استثنایی بدانیم اما اصل ماجرا آنقدر پیچیده و به قول سینمایی‌ها دراماتیک است که به‌سختی می‌توان نسبت به حتی یک مورد آن بی‌تفاوت بود. برای چند لحظه چشم‌های خود را ببندید و تصور کنید که با جسمی که سال‌ها در کالبد آن زیسته‌اید، غریبه‌اید. احساس کنید، دست و پا و سر و پوست تن خود را نمی‌شناسید و به‌رغم سال‌ها هم‌زیستی در کنار آن‌ها، هنوز برای‌تان حکم «دیگری» را دارند! تلخ‌تر اینکه احساس کنید من واقعی‌تان، جنسیتی متفاوت از جسم‌تان دارد؛ این ساده‌ترین تعریف از یک فرد ترنس است.

فردی که مرد به‌دنیا آمده و پس از سال‌ها متوجه نشانه‌هایی از زنانگی در روحیات و تمایلات خود شده است، یا بالعکس، فردی که زن به دنیا آمده و حالا خود را در محاصره احساسات و گرایش‌هایی کاملا مردانه می‌بیند! در این مرحله است که به حکم علم پزشکی و اصول فقهی، فرد می‌تواند سراغ گزینه «تطبیق جنسیت» برود و با تغییراتی بسیار سخت و دشوار، جسم خود را مطابق با گرایش‌های جنسی واقعی‌اش، بازسازی کند.

البته که حاصل فرآیند تطبیق، یک زن یا یک مرد صددرصد کامل نیست اما تغییر ظاهر فرصتی را فراهم می‌آورد تا فرد راحت‌تر بتواند در میان «دیگران» احساسات و تمایلات واقعی‌ خود را بروز دهد. موقعیت آدم‌های گرفتار در این مخمصه، آنقدر تراژیک است که گاهی فیلمسازان برای بازنمایی ناگفته‌های زندگی این افراد، روایت‌هایی را به تصویر درمی‌آورند تا بلکه گوشه‌ای از درونیات آن‌ها را با دیگرانی که ماییم، به اشتراک بگذارند. به بهانه اکران «پسر انسان» به‌عنوان تازه‌ترین نمونه از این روایت‌ها، سراغ بازخوانی روایت‌های سینمای ایران از این سوژه رفته‌ایم.

‌پسر انسان/ 1399
درباره کارگردان
کارگردانی فیلم سینمایی «پسر انسان» را سپیده میرحسینی برعهده داشته است. او هم از فیلمسازان برخاسته از سینمای کوتاه است که برای اولین ساخته بلند سینمایی خود، سراغ سوژه‌ای خاص رفته است. نکته جالب اینکه او فیلم را با حمایت وحید دلیلی در مقام سرمایه‌گذاری به سرانجام رسانده که او نیز یک سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده کاراولی در سینمای ایران محسوب می‌شود. میرحسینی تلاش داشته است که در روایت «پسر انسان» تا حد ممکن، قالب روایی خود را به فیلم‌های مستند نزدیک کند و همین تصمیم شاید در فرازهایی از فیلم، به آن آسیب زده باشد اما در ساختار کلی، می‌توان فیلم را تجربه‌ای قابل قبول به عنوان فیلم اول یک فیلمساز به حساب آورد. فیلمی که با مخاطب خاص خود ارتباط خوبی برقرار کرده است.

درباره فیلم
فیلم «پسر انسان» یکی از تکان‌دهنده‌ترین سوژه‌ها را برای پرداختن به موقعیت یک فرد ترنس انتخاب کرده است. فیلم روایت زنی است که پس از به دنیا آمدن فرزندش، تصمیم به جدایی از شوهر خود می‌گیرد و به‌واسطه تمایلاتی که از سال‌ها قبل از ازدواج در وجود خود حس می‌کرده، دست به عمل تطبیق جنسیت می‌زند. او البته از فرزند خود دل نمی‌کند و سال‌ها او را در مقام پدر، بزرگ می‌کند. موقعیت داستانی مادری که تبدیل به پدر می‌شود، آنقدر دراماتیک است که در همان دقایق اولیه ذهن مخاطب را با خود درگیر می‌کند. به‌خصوص که داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که فرزند این پدر (مادر) به سن 18 سالگی رسیده و حالا شوهر سابق او بازگشته تا بتواند فرزندی که از وجودش بی‌خبر بوده است را از آن خود کند. فیلم «پسر انسان» دست روی یکی از نادرترین موقعیت‌های یک فرد ترنس گذاشته و تلاش کرده است تا از معبر این موقعیت داستانی خاص، چالش درونی چنین افرادی را به تصویر درآورد.

درباره بازیگر
بهنام شرفی که ایفاگر نقش اصلی فیلم «پسر انسان» است را باید اساسا یک هنرمند تئاتری به حساب آورد. او تا پیش از این فیلم تنها ایفای نقش در «بی‌خود و بی‌جهت» را در کارنامه سینمایی خود داشت و چندان اهل حضور در مقابل دوربین سینما نیست. او البته از سال 97 و با ایفای نقش در سریال طنز «کامیون» بازیگری در تلویزیون را آغاز کرد و بعدها در «بچه مهندس» هم حضور داشت. ایفای نقش در سریال‌های «خاتون» و «جیران» در شبکه نمایش خانگی باعث شهرت مضاعف او در سال‌های اخیر شده است. شرفی در فیلم «پسر انسان» نقشی بسیار پیچیده را برعهده داشته است که می‌توان قدرت او در ایفای این نقش را یکی از برگ‌های برنده فیلم دانست.

آن دیگری/ 1398
درباره کارگردان
امیر توکلی کارگردان جوانی است که چهار سال پیش و در اولین دورخیز خود برای تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی، «آن دیگری» را مقابل دوربین برد. این فیلمساز جوان که پیش‌تر در حوزه سینمای کوتاه فعالیت‌هایی داشته در گفت‌وگویی درباره انگیزه‌اش برای رفتن سراغ سوژه‌ای تا این اندازه خاص، در اولین تجربه فیلمسازی‌اش گفته است: «خیلی‌ها گفتند فیلم کمدی بساز که فروش دارد و باعث شهرت و معروف شدنت می‌شود، اما این فیلم‌ها مدل من نیست. دوست دارم اجتماعی بسازم و ساختن فیلم کمدی در حیطه فکری من نیست.» توکلی که به گفته خودش از سال 86 با گروهی از جامعه تراجنسی ایران آشنا شده بود، در مواجهه‌ای بی‌واسطه در جریان دغدغه اعضای این جامعه قرار گرفته و دغدغه‌اش شده بود.

درباره فیلم
همین چند ماه پیش بود که خبر اکران عمومی فیلم «آن دیگری» در سینماهای کشور فرانسه در رسانه‌های داخلی منعکس شد، آن هم در شرایطی که این فیلم هنوز در داخل کشور به اکران درنیامده است. در خلاصه داستان رسمی این فیلم آمده است: «زندگی در کالبد دیگری عذاب‌آورترین شکل یک زندگی است» و همین خط داستانی به‌خوبی زاویه نگاه فیلم نسبت به سوژه تطبیق جنسیت را نشان می‌دهد. این اثر درباره یک خانواده و فرهنگ ایرانی حرف می‌زند و تلاش می‌کند در عین روایت یک معضل امید را هم زنده نگاه دارد. این فیلم حتی در ارائه راهکار برای عبور از این بحران، تلاش کرده است، بدون قضاوت و داوری عمل کند. امیر توکلی درباره دغدغه‌اش برای ساخت این فیلم گفته است: «به نظر من تن هر فرد وطن اوست. پس باید بنیان را درست کنیم که می‌شود روح و روان. نباید اجازه دهیم بنیان خانواده به‌خاطر ناآگاهی به فساد کشیده شود! اگر ما بتوانیم حتی جلوی یک معضل را بگیریم، برنده‌ایم.»

درباره بازیگر
مینا وحید با فیلم متفاوت «آتش سبز» به کارگردانی محمدرضا اصلانی به دنیای سینما و بازیگری وارد شد اما بخش عمده‌ای از شهرت خود در این عرصه را با ایفای یکی از نقش‌های اصلی در «دوران عاشقی» به کارگردانی علیرضا رئیسیان به دست آورد. او بعدها در سینما بازیگر چندان پرکاری نبود و فیلم «آن دیگری» را می‌توان یکی از تجربه‌های خاص در کارنامه بازیگری او به حساب آورد. او نقش کاراکتر ترنس را در این فیلم ایفا کرده است و مانند شخصیت‌های مشابه در فیلم‌هایی از این دست، چالش اصلی‌اش مواجهه با قضاوت و واکنش دیگران نسبت به احساساتی است که می‌خواهد بدون تعارف، بروز دهد. امین زندگانی دیگر بازیگر مطرح حاضر در فیلم سینمایی «آن دیگری» است.

هفت‌ونیم/ 1397
درباره کارگردان
برادران محمودی حالا دیگر به‌واسطه «پوست شیر» چهره‌هایی شناخته‌شده و حتی محبوب در میان طیفی از فیلم‌بازها به‌حساب می‌آیند. نوید و جمشید، فعالیت حرفه‌ای خود در عرصه تصویر را از سینما آغاز کردند و با فیلم «چند متر مکعب عشق» حسابی به‌چشم آمدند. آن‌ها بعدها سراغ سریال‌سازی در تلویزیون هم رفتند. تمرکز بر دغدغه مهاجران افغان یکی از ویژگی‌های اصلی فیلم‌های آن‌ها محسوب می‌شود. در تقسیم وظایف میان این دو برادر، هر گاه یکی کارگردانی را برعهده داشته باشد، دیگری مسئولیت تهیه‌کنندگی را برعهده می‌گیرد و در همین فیلم «هفت‌ونیم» نویسندگی و کارگردانی با نوید بوده و جمشید محمودی فیلم را تهیه کرده است. فیلمی که با وجود حضور موفق در جشنواره‌های خارجی، بدون اکران در سینماها راهی اکران آنلاین شد.

درباره فیلم
«هفت‌ونیم» یک فیلم اپیزودیک و محصول مشترک سینمای ایران و افغانستان است که برای اولین‌بار در جشنواره فیلم بوسان کره‌جنوبی رونمایی شد و مورد استقبال منتقدان هم قرار گرفت. فیلم از 6 اپیزود با داستان‌های مستقل تشکیل شده است که در هر اپیزود داستان روایت چالش‌های دختری هستیم که در آستانه ازدواج قرار دارد. از این منظر مسئله محوری فیلم ماجرای تطبیق جنسیت نیست اما در یکی از اپیزودهای تأثیرگذار فیلم که مربوط به روایت «نیلوفر» می‌شود، شاهد ماجرای دختری هستیم که به اصرار پدرش در آستانه ازدواج قرار دارد اما خودش می‌داند که یک «پسر» است! لحظه اوج روایت دراماتیک فیلم هم جایی که نیلوفر خطاب به پدرش می‌گوید:‌ «من نمی‌تونم ازدواج کنم، من دختر نیستم!» این اپیزود درواقع روایتگر گوشه‌ای از سختی‌های زندگی ترنس‌ها، تنهایی‌ها و درک‌نشدن‌‌های آن‌ها از سوی اطرافیان است. لحظاتی که خانواده سد راه آن‌ها می‌شود و پذیرش این موضوع برایشان سخت است، چراکه آن را لکه ننگ و یک بی‌آبرویی عظیم می‌دانند.

درباره بازیگر
بازیگر نقش نیلوفر در فیلم «هفت‌ونیم» شیدا خلیق است. بازیگر جوانی که از اواخر دهه 80 وارد عرصه بازیگری شد و پیش از همکاری با برادران محمودی در این فیلم، سابقه همکاری با کارگردان‌هایی همچون رضا میرکریمی و همایون اسعدیان را در کارنامه خود داشت و نقش نیلوفر را می‌توان یکی از چالش‌ها در مسیر حرفه‌ای بازیگری او به حساب آورد. نقش مقابل خلیق را علیرضا استادی به‌عنوان یک پدر سنتی ایفا کرده است که در پاسخ به دغدغه دخترش برای تطبیق جنسیت، تنها یک پاسخ قاطع دارد: «اگر این جمعه ازدواج کردی که کردی، وگرنه با همین دست‌های خودم خفه‌ات می‌کنم.» شیدا خلیق به خوبی توانسته است بحران درونی یک شخصیت ترنس را در ریزه‌کاری‌های ایفای نقش خود منعکس کند.

دم سرد/1396
درباره کارگردان
کارگردانی فیلم «دم سرد» را عباس رزیجی برعهده داشته است. کارگردان جوانی که علاوه‌بر سابقه فعالیت‌های تئاتری در عرصه سینما هم بازیگردانی و انتخاب بازیگر چند پروژه را برعهده داشته و بعد از دو فیلم «فراموشی» و «این زن‌ها»، فیلم سینمایی‌ «دم سرد» سومین تجربه کارگردانی او در سینمای بلند محسوب می‌شود. رزیجی با همین فیلم سوم، سابقه درخشانی از حضور در رویدادهای بین‌المللی برای خود دست و پا کرد چرا که «دم سرد» در بالغ بر 70جشنواره مختلف پذیرفته شد و توانست بیش از 10 جایزه بین‌المللی را هم از آن خود کند. با این همه اما رزیجی از سال 96 که این فیلم را کارگردانی کرد، تا به امروز فیلم دیگری را مقابل دوربین نبرده است.

درباره فیلم
فیلم «دم سرد» هم مانند دیگر فیلم‌های مرتبط با افراد ترنس، روایتی خطی درباره سرنوشت دختری به نام «مریم» دارد که با چالش‌هایی درونی برای کشف هویت واقعی خود و رسیدن به مرحله تطبیق جنسیت، مواجه است. از نکات مهم درباره «دم سرد» حضور گسترده آن در عرصه جهانی است که تصویری متفاوت از وضعیت ترنس‌ها در ایران به دنیا مخابره کرده است. زریچی درباره این ویژگی فیلم خود گفته است: «در بخش بین‌الملل نیز مخاطبانی که این فیلم را دیده‌اند بسیار متعجب بودند از اینکه ترنس‌ها در ایران آزاد هستند. آن‌ها تصور می‌کنند که اینجا با ترنس‌ها برخورد درستی صورت نمی‌گیرد و اینجا زجر می‌کشند و حتی شکنجه می‌شوند! تصور غرب نسبت به ترنس‌های ایرانی به این شکل است و به همین دلیل وقتی اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس فیلم را دیدند گفتند «دم سرد» می‌تواند سفیر فرهنگی ما باشد.» کارگردان «دم سرد» حتی درباره انتخاب نام «مریم» برای کاراکتر اصلی هم به جهانشمولی این نام در فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف اشاره کرده است.

درباره بازیگر
بازیگر نقش «مریم» در فیلم «دم سرد» بیتا بادران است. بازیگری که بیشترین شهرت خود را در میان منتقدان و مخاطبان خاص مدیون ایفای نقش همسر عباس در فیلم ماندگار «آژانس شیشه‌ای» است و مخاطبان عام بیشتر او را به‌واسطه نقش‌آفرینی در مقابل شهاب حسینی در فیلم «دل‌شکسته» به یاد می‌آورند. بادران در فیلم «دم سرد» ایفاگر نقش دختری است که هرچند در فضایی دخترانه رشد کرده اما در تمام سال‌های زندگی احساسات پسرانه را در درون خود حمل کرده است. عباس رزیجی برای ترکیب بازیگران این فیلم ایده‌های بلندپروازنه‌ای هم داشته و حتی برای یکی از نقش‌ها گزینه اصلی‌اش محمود دولت‌آبادی بوده که این نقش بعدها به عزت‌الله رمضانی‌فر رسید. مجید مظفری از دیگر بازیگران این فیلم است.

بیوگرافی/ 1395
درباره کارگردان
علی‌اکبر ثقفی از کارگردانان و تهیه‌کنندگان با سابقه سینمای ایران به‌حساب می‌آید که در سال‌های اخیر تمرکز ویژه‌ای بر فیلمسازی فرزندانش داشته است. بعد از امیرحسین ثقفی که چند فیلم را با حمایت و تهیه‌کنندگی پدرش کارگردانی کرد، نوبت به خواهرش رسید و فاطمه ثقفی هم در اولین تجربه کارگردانی بلند خود بعد از چند تجربه دستیاری فیلم «بیوگرافی» را کارگردانی کرد. فیلمی که البته فیلمنامه‌اش را برادرش امیرحسین نوشته بود اما به نسبت فضای خاص فیلم‌های برادر، فیلم او حال و هوایی قصه‌گوتر دارد. فاطمه ثقفی این فیلم را در سال 95 کارگردانی کرد تا یکی دیگر از اعضای خانواده ثقفی وارد جرگه کارگردانی سینما شود. او البته بعد از این فیلم تا به امروز فیلم دیگری را کارگردانی نکرده است.

درباره فیلم
«قضاوت نکنیم! بلاتکلیفی و جست‌وجوی هویت فردی، دردی به غایت بزرگ است. درد بر درد نگذارید و به تماشای تنها بخشی از دغدغه‌های ترنس‌ها، در بیوگرافی بنشینید»؛ این یادداشت کوتاهی است که در زمان اکران عمومی فیلم «بیوگرافی» از طرف فاطمه ثقفی کارگردان فیلم منتشر شد تا معرف رویکرد محتوایی فیلم باشد. البته نکته کلیدی در داستان فیلم «بیوگرافی» است که بیش از کاراکتر ترنس فیلم یعنی «سعید» تمرکز اصلی فیلمنامه و فیلم بر کاراکتر «راحله» است. او خواهر سعید است و تلاش دارد با نگاهی مادرانه فضای پرسوءتفاهم موجود در پیرامون برادر خود را مدیریت کند تا آسیب‌ها و زخم‌های او را به حداقل برساند. از این منظر فیلم «بیوگرافی» را می‌توان از آثاری دانست که دوربینش بیشتر از شخص ترنس، بر روی اطرافیان او متمرکز است و تلاش دارد تا الگویی از رفتار صحیح با این افراد را به تصویر درآورد. این فیلم در سال 96 و به صورت محدود در گروه هنروتجربه روی پرده رفت و کمتر دیده شد.

درباره بازیگر
بازیگر نقش سعید در فیلم «بیوگرافی» اشکان مهری است. بازیگر جوانی که پیش‌تر هم تجربه ایفای نقش در فیلم‌هایی همچون «هلن»، «هاری» و «خنده‌های آتوسا» را داشته است و نقش‌آفرینی او در نقش یک کاراکتر ترنس در این فیلم را می‌توان یکی از چالش‌ها در کارنامه بازیگری‌اش محسوب کرد. سعیدِ فیلم «بیوگرافی» آرزو دارد تا رها شود. او مانند بسیاری از ترنس‌های دیگر تصمیم گرفته است تا عمل تغییر یا تطبیق جنسیت را انجام بدهد. مسیری که شبیه به هفت‌خان رستم است و در هر مرحله باید علاوه‌بر مواجهه با دغدغه‌های درونی خود، با واکنش‌ها و بازخوردهای اطرافیان هم مواجه شود. بهار کاتوزی ایفای نقش خواهر سعید یعنی راحله را در فیلم برعهده داشته است؛ خواهری که برای رهایی برادر، می‌جنگد.

گیلدا/ 1395
درباره کارگردان
امید بنکدار و کیوان علیمحمدی در آخرین تجربه کارگردانی مشترکشان فیلم «گیلدا» را در سال 95 کارگردانی کردند و بعد از آن تا به امروز فیلم‌های دیگری را مستقل از هم کارگردانی کرده‌اند. بنکدار البته از سینمای داستانی فاصله گرفته و سراغ مستندسازی رفته است اما علیمحمدی با همراهی علی‌اکبر حیدری دو فیلم «سینما شهرقصه» و «2888» را کارگردانی کرده است که تا به امروز هیچ یک به اکران عمومی نرسیده است. ویژگی مشترک فیلم‌های بنکدار و علیمحمدی تلاش آن‌ها برای بازی‌های فرمی و رسیدن به تجربه‌های روایی و بصری متفاوت در هر فیلم است که آثار آن‌ها را تبدیل به فیلم‌هایی برای مخاطبان خاص کرده است. بیشتر فیلم‌های این دو کارگردان در برقراری ارتباط با مخاطب عام ناموفق بوده‌اند.

درباره فیلم
فیلم سینمایی «گیلدا» از فیلم‌های اپیزودیک است که کاراکتر محوری آن شخصی به همین نام است. فیلم از نظر سبک و سیاق بصری، فضایی تجربه‌گرا دارد اما در زمینه خلق کاراکترهای ملموس برای مخاطب، تلاش کرده است سلیقه مخاطب عام را هم مدنظر داشته باشد. فیلم در هر اپیزود، از مواجهه شخصیت اصلی داستان با یک کاراکتر خاص می‌گوید که یکی از این کاراکترها «راد» است. فردی که یک زن ترنس است و قصد دارد عمل تطبیق جنسیت را انجام دهد. راد هویتش را از نظر ظاهری تغییر داده و آشکار کرده، لباس و آرایش زنانه دارد و اسم زنانه «رامش» را برای خود انتخاب کرده است. علیمحمدی درباره این اپیزود گفته است: «در ابتدا از ما می‌خواستند که قصه رامش را از فیلمنامه حذف کنیم که نپذیرفتیم. بعد گفتند این فرد اروتیک است و باید پلان‌های او سیاه‌وسفید باشد، این کار را هم انجام ندادیم. اما از آنجا که پروانه نمایش به‌شرط تغییر رنگ بود، رنگ برخی از پلان‌ها را تغییر دادیم.»

درباره بازیگر
بازیگر اصلی فیلم «گیلدا» مهناز افشار است و اتفاقا این فیلم به‌واسطه مهاجرت این بازیگر و حواشی مربوط به آن، در مقطعی برای عرضه عمومی دچار دست‌اندازها و چالش‌هایی هم شد اما بازیگر کاراکتر «راد» یا همان «رامش» در فیلم مرتضی اسماعیل کاشی بود. بازیگری که بخش عمده‌ای از فعالیت‌هایش مربوط به تئاتر می‌شود و در سینما بسیار گزیده‌کار است. او پیش‌تر با علیمحمدی و بنکدار در «ارغوان» همکاری کرده بود و در فیلم «اژدها وارد می‌شود» ساخته مانی حقیقی هم ایفای نقش داشت اما حضور در «گیلدا» تجربه‌ای متفاوت برای این بازیگر بود. اسماعیل‌کاشی دیالوگی کلیدی در فیلم دارد که می‌تواند بخشی از دشواری بازی در این نقش را عیان کند، آنجا که راد می‌گوید: «نمی‌تونم بیشتر از این وانمود کنم.»

صدای آهسته/ 1393
درباره کارگردان
افشین هاشمی تا به امروز تجربه‌های متفاوتی در مقام کارگردان داشته و به سختی می‌توان وجه اشتراکی به‌لحاظ مضمونی و یا ساختاری میان ساخته‌هایش پیدا کرد! او که کارگردانی سینما را به‌صورت مشترک با محسن قرایی در فیلم «خسته نباشید» تجربه کرد، بعدها فیلم کودکانه «خاله قورباغه» را ساخت و بعدترها سراغ «خداحافظ دختر شیرازی رفت» و این روزها هم سریال «شبکه مخفی زنان» را در شبکه خانگی در حال پخش دارد! در این مسیر می‌توان «صدای آهسته» را یکی از متفاوت‌ترین آثار او در مقام کارگردان توصیف کرد. فیلمی تجربی که نسبتی مستقیم با دغدغه‌های تئاتری هاشمی هم دارد. افشین هاشمی این فیلم را در سال 93 و در شرایطی ساخت که بعد از «خسته نباشید»، دومین فیلم او به حساب می‌آمد.

درباره فیلم
اکثر فیلم‌ها و مستندهایی که سراغ موضوع ترنس‌ها رفته‌اند غالبا از منظر اجتماعی و فرهنگی به این موضوع پرداخته‌اند تا بلکه بتوانند نگاه دیگران نسبت به افراد تراجنسی را تغییر دهند اما فیلم «صدای آهسته» ترجیح داده است داستان خود را از منظر نگاه یک فرد ترنس نسبت به دیگران روایت کند. فیلم تمرکز ویژه‌ای بر مفهوم انزوا و تنهایی دارد و این همان حس مشترکی است که این افراد، سال‌ها در زندگی خود تجربه می‌کنند و کمتر می‌توانند درونیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. متن فیلمنامه «صدای آهسته» در واقع اقتباسی است از متن نمایشنامه‌ای به همین نام از محمد رضایی‌راد که افشین هاشمی تلاش کرده است روایتی کاملا تجربی از آن را در قالب یک فیلم سینمایی به تصویر درآورد. نکته مهم فیلم هم ساختار روایی آن است که شاید دایره مخاطبان فیلم را محدودتر هم کرده باشد. این فیلم که در خارج از کشور تصویربرداری شده است، در سال 98 در گروه سینمایی هنروتجربه روی پرده رفت.

درباره بازیگر
«من در سفر بودم و قصد داشتم در آنجا یک فیلم کار کنم که روی این متن تمرکز کردم. البته دوست داشتم بازیگران ایرانی هم در این فیلم حضور داشته باشند و با چند نفر هم مذاکراتی داشتم اما یا نشد و برنامه‌ها هماهنگ نبود یا دوست نداشتند در این تجربه شریک باشند. به هر حال آنجا فضایش با فضای ما متفاوت است و غریبه‌تر که فکر می‌کنم به این فیلم حال و هوای بهتری می‌دهد.» این روایت افشین هاشمی از ترکیب بازیگران فیلم «صدای آهسته» است. فیلمی که گروهی بازیگر غیرایرانی در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند و اشکان خطیبی و رؤیا تیموریان نیز با صدایشان در این فیلم حضور دارند. احتمالا به دلیل همین ویترین خاص، فیلم مخاطبان چندانی پیدا نکرد.

آینه‌های روبه‌رو/ 1388
درباره کارگردان
فیلم سینمایی‌ «آینه‌های روبه‌رو» را نگار آذربایجانی با تهیه‌کنندگی زنده‌یاد فرشته طائرپور کارگردانی کرد. فیلمی که اتفاقا اولین تجربه کارگردانی این فیلمساز در سینما به حساب می‌آمد و فیلمنامه‌اش را هم خودش نوشته بود. آذربایجانی که پیش‌تر بازیگری را در فیلم «نسل سوخته» از زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور تجربه کرده بود، خیلی زود از بازیگری کناره گرفت و مسیر فعالیت حرفه‌ای خود را به سمت کارگردانی تغییر داد. «آینه‌های روبه‌رو» به دلیل سوژه ملتهبی که داشت می‌توانست نقطه شروع بسیار خوبی برای یک کارگردان فیلم‌اولی باشد، به‌خصوص که فیلم در بازه رونمایی در جشنواره و اکران عمومی هم مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت، با این همه اما آذربایجانی تا چند سال فیلم دیگری نساخت و دومین ساخته‌اش یعنی «فصل نرگس» هم اثری ناامیدکننده بود.

درباره فیلم
فیلم «آینه‌های روبه‌رو» یکی از فیلم‌های خط‌شکن در طرح موضوع تطبیق جنسیت و یا حضور یک کاراکتر ترنس بر پرده سینمای ایران محسوب می‌شود. فیلمی که در سال‌های پایانی دهه 80 ناگهان سراغ سوژه‌ای رفت که تا آن زمان پرداختن به آن در تریبون‌های رسمی و حتی محافل رسانه‌ای هم چندان فراگیر نبود و از سوی گروهی از مردم به عنوان یک تابو شناخته می‌شود. داستان این فیلم درباره دختری به نام آدینه است که از هویت جنسی خود ناراضی است و به همین دلیل قصد تطبیق جنسیت دارد. پدرش به‌شدت با این تصمیم مخالف است و حتی برنامه‌ریزی کرده است تا او را به عقد یکی از بستگان درآورد تا بلکه شرایطش تغییر کند! داستان فیلم از آشنایی آدینه با دختری به نام رعنا آغاز می‌شود که شخصیت مستقل او بهترین مکمل برای کاراکتر رعنا در مواجهه با موقعیت تراژیکی که در آن گرفتار شده به حساب می‌آید. دو بازیگر اصلی فیلم، در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ شدند.

درباره بازیگر
شایسته ایرانی بازیگری است که به دلیل چهره سردی که دارد، پیش‌تر و در فیلم «آفساید» نقش دختری که خودش را به هیبت یک پسر درآورده است، ایفا کرده بود اما او در فیلم «آینه‌های روبه‌رو» ایفای نقش یک ترنس را برعهده داشت. او در این فیلم نقش «آدینه» را بازی می‌کند و ایفای نقش مقابل او یعنی رعنا را هم غزل شاکری برعهده دارد. شایسته ایرانی به معنای واقعی در نقش یک ترنس خوش درخشید و به خوبی توانست چالش‌های چنین دختری را در فضای روایی فیلم به تصویر درآورد. سیمای پسرانه این بازیگر و گریم متناسب او هم در تأثیرگذاری این نقش موثر بوده است. همایون ارشادی، هنگامه قاضیانی، صابر ابر و سارا بهرامی دیگر بازیگر این فیلم سینمایی هستند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.