رونامه هفت صبح، گروه تلویزیون | اینکه مخاطب تلویزیون ریزش کرده، امر پنهانی نیست و شخص اول صداوسیما هم به آن اشاره دارد. اینکه صاحبان برخی فیلمهای در حال اکران، آثار خود را بینیاز از تبلیغات تلویزیونی میدانند هم بحثی است قابل تامل. هیچکدام اما دلیل نمیشود که بیتوجهی سیما به سینما را نادیده بگیریم.
بهویژه آنکه هنوز مدت زیادی از جشنواره فیلم فجر نگذشته که ویژهبرنامههای متعدد سینمایی تلویزیون با دست و دلبازی به فیلمها میپرداختند و محدودیتی در نمایش چهره بازیگران نداشتند. آن زمان در گزارشی با تیتر «دل سیما با سینما نیست» نوشتیم این اتفاق صرفا در راستای گرم کردن تنور جشنواره است و حالا آن حرف، عینیت یافته.
مورد اول| بیتوجهی به غریب
عجیبترین مواجهه تلویزیون با فیلمهای در حال اکران را میتوان در شیوه پخش تیزرهای «غریب» دید. فیلم محمدحسین لطیفی بخشی از شیوه فرماندهی شهید محمد بروجردی در ابتدای انقلاب را روایت میکند که از قضا در جشنواره فجر مورد تحسین منتقدان و مجریان ویژهبرنامههای سینمایی تلویزیون قرار گرفت.
بهنظر میرسید «غریب» به دلیل برخورداری از سوژه همسو با سیاستهای صدا و سیما و مهمتر اینکه منطبق با سیاست کلان نظام است، حمایت ویژه تلویزیون در زمان اکران را به خود ببیند. در آستانه اکران، چند بخش خبری، گزارشهایی درباره «غریب» منتشر کردند اما در روزهای ابتدایی نوروز، به عنوان یک بازه طلایی، خبری از تیزرها و زیرنویسها نبود.
بعد از آن هم آنچه روی آنتن رفته، معدود است و به همین خاطر اثری که باید ندارد. حال آنکه بخش زیادی از مخاطبان بالقوه چنین فیلمهایی، مخاطبان وفادار تلویزیون هستند و اینجاست که تاثیر پخش مستمر تیزرها به کمک فیلمها میآید. نوروز سال پیش شبکههای مختلف پر بودند از تبلیغات «موقعیت مهدی» که محصول خود تلویزیون است و این اتفاق را نمیتوان در فروش آن فیلم نادیده گرفت.
این ماجرا اما برای «غریب» رخ نداده؛ فیلمی که محصول سازمان اوج است و سوژه آن مطلوب صدا و سیما. دلیل این اتفاق چیست؟ آیا رابطه تلویزیون و اوج شکرآب است؟ اصلا چرا تلویزیون به وظیفه ذاتی خود در حمایت از فیلمهای اکران عمل نمیکند؟ واقعا دل سیما با سینما نیست؟!
مورد دوم| دهنکجی فسیل
صدا و سیما در حالی به فیلمهای اکران بیتوجه است که فروش برخی فیلمها تعبیر به «انزوای تلویزیون» شده است. گفتوگوی اخیر تهیهکننده فیلم 50 میلیاردی «فسیل» نشانه گویای دیگری است از وضعیت نهچندان خوب تلویزیون و نیز اینکه توجه به سینما در جشنواره فجر مقطعی بوده.
او گفته: « برای تبلیغات تلویزیونی فیلم اساساً اقدامی نکردیم چراکه پیشتر برای فیلمهای دیگر اقدام کرده و به نتیجه نرسیده بودیم. در سه چهار فیلم اخیر بنده، تلویزیون همکاریای برای پخش تبلیغات نداشت. با توجه به ظرفیتهایی که در فضای مجازی برای تبلیغ فیلمهای خود در اختیار داریم، دیگر نیازی به تلویزیون هم نداریم.»
مورد سوم| وضعیت دیگر فیلمها
علاوه بر دو فیلم مذکور، «عروس خیابان فرشته» و «بچههای طوفان» دیگر فیلمهایی هستند که در آستانه نوروز روی پرده رفتند. پیشتر هم «چپ راست»، «خط استوا» و «ملاقات خصوصی» کار خود را آغاز کردند. غالب این آثار محروم از تبلیغ تلویزیون هستند و سهم موردی مثل «بچههای طوفان» اندک بوده است. پخشکننده «چپ راست» گویا انتظار چنین برخوردی را داشته و چند ماه پیش گفته بود:« موضع صداوسیما با فیلمهای سینمایی مشخص نیست و معلوم نیست به تبلیغات فیلمها به عنوان تبلیغ فرهنگی نگاه میکند یا تجاری.»
مورد چهارم| تب تند تلویزیون
حالا بخشهایی از گزارشی که در زمان برگزاری چهل و یکمین جشنواره فجر منتشر کردیم را مرور کنیم. آنجا نوشتیم: «امسال، تلویزیون بیتوجه به حواشی سینماگران، تصویر بازیگران را پخش میکند. در حالی که پیشتر اجازه پخش تیزر فیلمهایشان به دلیل حواشی اجتماعی داده نمیشد. بهنظر میرسد این تصمیم مقطعی و در راستای گرم کردن تنور جشنواره است. بهزودی اکران نوروز آغاز میشود و باید دید آیا تلویزیون همان سیاست باز را پیش خواهد گرفت یا ایام جشنواره استثنا بوده است.» اکران نوروزی نشان داد پیشبینیمان درست بوده و دل سیما با سینما نیست.
مورد پنجم| وعدهای که عملی نمیشود
آبان سال گذشته خبری جالب در اختیار رسانهها قرار گرفت با این محتوا که فصل تازهای از همکاریهای دوجانبه سازمان سینمایی و صدا و سیما آغاز خواهد شد. این تصمیم هم موقت بود و حالا درِ تلویزیون بر همان پاشنه میچرخد. با این تفاوت که دیگر شاهد اعتراضهایی از جنس حرفهای تند داریوش مهرجویی و دیگران نیستیم و این اتفاقی تلخ است و نشان میدهد سینماییها نه به قدرت تلویزیون ایمان دارند و نه دیگر وعده مدیران را باور میکنند.



