روزنامه هفت صبح، محمد صابری| هنوز زود است که بخواهیم به سرمای خاک امید ببندیم و فراموش کنیم چقدر از کوچ ناگهانی کیومرث پوراحمد، بهتزدهایم. البته اگر دفترچه خاطراتمان را مرور کنیم، کم نیستند نوروزها و بهارهایی که با طعم تلخ یک خبر ناگهانی از جنس غروب ابدی یک هنرمند، در حافظهمان ثبت شدهاند. نه اینکه عادت کرده باشیم اما عزای بهاری را پیشتر هم تجربه کرده بودیم، اینبار اما انگار همه چیز ضریب پیدا کرد.
مگر راحت است پذیرش پایان زندگی فیلمسازی که تا همین چند ماه پیش و با شوروحالی که کمتر میتوان در میانه دهه هفتم زندگی، از کسی سراغ داشت، در تکاپو برای تکمیل فیلم تازهاش بود. هنوز صدای خشدارش در آخرین تماسی که چند هفته مانده با جشنواره داشتیم در گوشم هست. تماس گرفته بود تا از نگرانیاش بابت قضاوت مردم بگوید و اینکه چرا نمیخواهد فیلمش در جشنواره فجر حضور داشته باشد. حرفهایش از جنس «سیاست» نبود اما تکتک کلمههایش مزه «درد» داشت. کیومرث پوراحمد آنقدر صریح بود که نمیتوانست آنچه فکر میکند درست است را برزبان نیاورد، حتی اگر بعدها خودش هم پی میبرد که اشتباه کرده است.
او لابد چیزی درباره این اخلاق و ویژگی خود میدانست که نام کتاب زندگیاش را گذاشته بود «کودکی ناتمام». او پیشکسوت و باتجربه بود اما قلبش هنوز مانند یک کودک زلال بود و حساس. حالا دیگر قلبش از حرکت ایستاده و ما باید بدون او به دیدار شخصیتهایی برویم که خودش به آنها جان بخشیده بود. یادگارهایش را مرور میکنیم تا فراموش نکنیم اویی که امروز «مرگ» را انتخاب کرده است، سالها برایمان از «زندگی» گفته بود.
دنیای فیلمسازی کیومرث پوراحمد، دنیای ویژهای است. هرچند او از معدود کارگردانانی است که در تجربههای فیلمسازی و سریالسازی خود نیمنگاهی به ظرفیت اقتباس از آثار مکتوب هم داشته است اما ویژگی مهم او این است که خودش تبحر ویژهای در قصهگویی با ابزار دوربین و در قالب تصویر داشت. پوراحمد در عین رعایت سادگی و دوری از پیچیدهگویی، هم میتوانست فضایی ملموس و اصیل برای داستانهایش خلق کند و هم میتوانست در قالب همین فضا، شخصیتهایی را به تصویر درآورد که در حافظه مخاطب ماندگار شوند.
ویژگی مشترک شخصیتهایی که در آثار پوراحمد ماندگار شدهاند هم همین سادگی و باورپذیر بودن آنهاست. شخصیتهایی که تجربهها، دغدغهها، ترسها و نگرانیهایشان گویی برخاسته از تجربیات جمعی همه ماست و هیچ کدامشان با ما غریبه نیستند. آنچه در این بخش از پرونده مرور میکنیم، چیزی از جنس خاطرهبازی با یادگارهای او در سینما و تلویزیون است. 10کاراکتری که با قلم و هدایت کیومرث پوراحمد در سینما و تلویزیون جان گرفتند و هنوز هم فراموش نشدهاند.
مجید/ قصههای مجید/ 1370
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
تمام نوجوانیمان خلاصه شده است در همین کاراکتر و دنیای دوستداشتنیاش! «مجید» را هرچند هوشنگ مرادی کرمانی در فضایی کاملا متفاوت خلق کرد اما این کیومرث پوراحمد بود که تصمیم گرفت او لهجه غلیظ اصفهانی داشته باشد و شیطنتها، آرزوها و ترسهایش در مقابل دوربین به تصویر کشیده شود. «قصههای مجید» اینگونه یکی از ماندگارترین آثار کارنامه پوراحمد شد.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
قصههای فراوانی درباره انتخاب مجید باقربیگی برای ایفای نقش «مجید» روایت شده است اما فارغ از اینکه او چگونه برای این نقش انتخاب شد، باید اعتراف کنیم که حالا دیگر امکان ندارد بتوانیم بازیگر دیگری را به جاي او متصور شویم. مجید باقربیگی البته بعد از این نقشآفرینی دیگر نتوانست حرفه بازیگری را بهصورت جدی دنبال کند و بعدها عرصهای دیگر را برای اشتغال خود برگزید.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
اگر بخواهیم اصلیترین ویژگیهای شخصیت مجید را فهرست کنیم، قبل از هر چیز باید روی خلوص و سادگیاش انگشت بگذاریم؛ مجید در هر موقعیتی خودش بود و هیچ ابایی از قضاوت دیگران نداشت.
بیبی/ قصههای مجید/ 1370
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
عین قطعات یک پازل، نمیتوان از معجزه حضور مجید در قصههای مجید گفت و نقش «بیبی» را نادیده گرفت. کاراکتری که میتوان آن را شمایلی کامل و بینقص از مادران و مادربزرگهای ایرانی بهویژه در دهههای 60 و 70 بهحساب آورد که به رغم تمام سختگیریها و اصولی که برای تربیت فرزند خود مدنظر دارند، در برابر خواستههاي آنها هم هر ازگاهی کوتاه میآیند!
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
پرویندخت یزدانیان، بازیگر نقش «بیبی» بود که البته بیش از آنکه بخواهد این نقش را ایفا کند، تلاش کرد خودش باشد. او که علاقه ویژهای به دنیای سینما و فیلمسازی داشت، زمانی که با دعوت پسرش یعنی کیومرث پوراحمد برای ایفای نقش بیبی مواجه شد، از آن استقبال کرد و بعدها در چند فیلم دیگر هم همین کاراکتر را بازی کرد. او را میتوان یکی از محبوبترین مادربزرگهای سینمای ایران به حساب آورد.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
کیومرث پوراحمد دلبستگی ویژهای به مادرش داشت و نمیتوان کتمان کرد که ابتلای بیبی به آلزایمر در سالهای پایانی عمرش و تلختر از آن درگذشت این مادر، چه تجربه سنگینی برای این فیلمساز بوده است.
ناظم/ قصههای مجید/ 1370
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
یکی از امتیازات «قصههای مجید» تصویر کامل و واقعگرای ارائه شده در این مجموعه از زندگی روزمره آدمها در مقطعی از تاریخ معاصر ایران است. دورهای که نظام آموزشی برپایه تنبیه استوار بود و همین ویژگی تبدیل به یک هراس همیشگی در جان دانشآموزان شده بود. کاراکتر ناظم در این سریال را میتوان نماد و نمودی کامل از این وضعیت قلمداد کرد.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
جهانبخش سلطانی حضوری درخشان در «قصههای مجید» داشته و به واسطه همین همکاری موفق هم تبدیل به یکی از بازیگران محبوب کیومرث پوراحمد شد. او در سالهای بعد تجربههای متعدد دیگری را هم با این فیلمساز داشت اما همچنان هم برای بسیاری از کودکان و نوجوانان دهه 60 و 70 به عنوان ناظم قصههای مجید شناخته میشود.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
لهجه غلیط کاراکتر ناظم در کنار نگاه تحکمآمیز او به دانشآموزان هنوز هم از خاطره بسیاری از همدورهایهای ما پاک نشده است. او با ترکه چوبی در دست همواره به دنبال بهانهای برای تنبیه بچهها بود و باور داشت که فقط اینگونه آنها «آدم» میشوند!
بشیرو/ بهخاطر هانیه/ 1373
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
کیومرث پوراحمد شناخت ویژهای از نوجوانان بهویژه در دهههای 60 و 70 که اوج دوران فیلمسازیاش بود داشت و میتوان به جرأت گفت که بخشی از تصویر ثبتشده از نوجوانان این دههها در سینمای ایران را مدیون آثار او هستیم. بشیرو هم یکی از همین کاراکترهاست که در منطقه جنوب زندگی میکند و برای شفای خواهرش هانیه تصمیم میگیرد نذر پدر مرحومش را برای دمامنوازی بهجا بیاورد.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
عباس عالیزاده بازیگر نوجوانی است که نقش بشیرو را در فیلم «بهخاطر هانیه» ایفا کرده بود اما او هم مانند بسیاری دیگر از چهرههای نوجوان تحسینشده در سینمای ایران، در این هنر ماندگار نشد و بعد از این فیلم دیگر در هیچ فیلم دیگری به ایفای نقش نپرداخت.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
صحنه ماندگار دمامنوازی بشیرو در فیلم «بهخاطر هانیه» از صحنههای جذاب و ماندگار سینمای ایران است که سکانس مربوط به آن در بسیاری از بازخوانیهای تصویری خاطرات سینمایی مورد استفاده قرار میگیرد. ایثار و از خودگذشتگی بشیرو برای نجات خواهرش را میتوان اصلیترین ویژگی او به حساب آورد.
نرگس و نسرین/ خواهران غریب/ 1374
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
دو خواهر دوقلو که بهشدت به یکدیگر شبیه هستند اما به دلیل جدایی پدر و مادر سالهاست که از هم دور افتادهاند. نرگس و نسرین، حالا بعد از سالها و براثر یک اتفاق، یکدیگر را پیدا میکنند و تصمیم میگیرند پدر و مادر خود را مجبور به بازنگری در تصمیم خود کنند. «خواهران غریب» یکی از موفقترین تجربههای سینمایی کیومرث پوراحمد محسوب میشود. فضای موزیکال این فیلم با هنرنمایی ناصر چشمآذر در این ماندگاری بیتأثیر نبوده است.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
الهه و الهام علییاری دو بازیگر کودک فیلم «خواهران غریب» بودند که طبیعتا بیش از هر چیز به دلیل شباهت به یکدیگر برای ایفای این نقش انتخاب شده بودند و با وجود نقشآفرینی بسیار شیرین و ماندگارشان در این فیلم، مانند بسیاری دیگر از بازیگران کودک و نوجوان سینمای ایران دیگر در هیچ فیلم دیگری مقابل دوربین نرفتند.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
نرگس و نسرین کاراکترهایی بسیار شیرین و دوستداشتنی در فیلم کیومرث پوراحمد داشتند که میتوان آنها را از ماندگارترین شخصیتهای نوجوان در سینمای ایران به حساب آورد.
امیرحسین اوصیا/ سرنخ/ 1375
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
کارآگاهها معمولا کاراکترهایی جذاب و دوستداشتنی در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی به حساب میآیند. در سریالهای ایرانی هم نمونه موفق از یک کارآگاه که در حافظه مخاطبان ماندگار شده باشد، چندان متعدد نیست و میتوان «امیرحسین اوصیا» را یکی از همین شخصیتها دانست. کارآگاهی با لهجه شیرین اصفهانی که با مادرش زندگی میکند و تبحر ویژهای در حل پروندههای پیچیده دارد.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
پیشتر اشاره کردیم که جهانبخش سلطانی همکاری درخشانی با کیومرث پوراحمد در مجموعه «قصههای مجید» داشت و او در سریال «سرنخ» هم ایفاگر نقش اصلی بود. بهزاد خداویسی در نقش «مصطفی» ایفاگر نقش دستیار اوصیا بود و بگومگوهای شیرینی میان این کاراکترها ردوبدل میشد.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
اصلیترین ویژگی اوصیا، سبک زندگی کاملا ایرانی او بود. در فضای قصههای پلیسی معمولا پایبندی به قواعد ژانر الزاماتی دارد که فیلمسازان به آن تن میدهند و ناخواسته بخشی از هویت ایرانی کاراکترها تحتتأثیر قرار میگیرند. پوراحمد اما به خوبی توانست یک کارآگاه کاملا ایرانی را در «سرنخ» خلق کند.
حامد/ شب یلدا/ 1380
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
برای بسیاری از فیلمبازهای ایرانی، فیلم «شب یلدا» از آن فیلمهای ماندگار بهحساب میآید. فیلمی که روایت آن درباره سرگذشت عجیب حامد و تنهایی پرهیاهوی او در یک حبس خودخواسته است. حامد بهرغم علاقهاش به همسر و فرزندش آنها را به خارج از كشور میفرستد اما همسرش از این مسافرت و دوری سوءاستفاده میکند و از او طلاق میگیرد تا با فرد دیگری در خارج از کشور ازدواج کند.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
محمدرضا فروتن را هنوز هم بسیاری از سینمادوستان با همین نقشآفرینی به یاد میآورند. فروتن در اوج توانمندی خود توانسته است کاراکتر حامد را در فضای کاملا بسته یک خانه، جان ببخشد و در چند مونولوگ طولانی این کاراکتر را به تصویر درآورده است.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
کیومرث پوراحمد «شب یلدا» را یکی از شخصیترین فیلمهای خود میداند که آن را براساس تجربه شخصی خود ساخته است. درباره بازی فروتن هم پوراحمد گفته است که تکتک موقعیتها را برای او بازی کرده تا او بتواند نقش را به درستی ایفا کند.
عمو رحیم/ اتوبوس شب/ 1384
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
داستان محوری فیلم «اتوبوس شب» اقتباس از داستانی به قلم حبیب احمدزاده است و ماجرای آن درباره دو رزمنده ایرانی است که قرار است گروهی از اسرای عراقی را جابهجا کنند. عمورحیم راننده اتوبوسی است که با این گروه همراه شده است و در مقاطعی با این دو رزمنده به واسطه رفتارشان با اسرای عراقی دچار چالش میشود.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
زندهیاد خسرو شکیبایی یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای کارنامه خود را در قالب همین فیلم «اتوبوس شب» به یادگار گذاشت. او در این فیلم با آن صدای خشدار، با زیرپوش و عینک ته استکانیاش به طرز ماندگاری خوب بازی کرده است و سکانسهای بگومگوی او با عیسی، رزمنده نوجوان، فراموششدنی نیست.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
کیومرث پوراحمد در «اتوبوس شب» بازیهای درخشانی از بازیگرانش گرفته است. در کنار خسرو شکیبایی، حضور محمدرضا فروتن در نقش یک اسیر عراقی به نام فاروق هم برای برخی فیلمبازها فراموش نشدنی است. پوراحمد بعد از این فیلم در همکاری مجدد با حبیب احمدزاده، «پنجاه قدم آخر» را ساخت که یک شکست برای او بود.
عیسی/ اتوبوس شب/ 1385
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
عیسی نوجوانی است که به اتفاق همرزم مجروحش مسئولیت چهل اسیر عراقی را به عهده دارند و قرار است آنها را از آبادان به بندر ماهشهر ببرند که در میانه راه اتفاقاتی ماجرا را تحتتأثیر قرار میدهد.«عیسی» به نوعی کاراکتر اصلی فیلم «اتوبوس شب» به حساب میآید که پوراحمد تمرکز ویژهای بر طراحی شخصیت او داشته است.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
مهرداد صدیقیان یکی از بهترین نقشآفرینیهای کارنامه خود را در همین فیلم ارائه کرده است. بازیگر نوجوانی که کیومرث پوراحمد علاقه ویژهای هم به او داشت و در همان زمان که «اتوبوس شب» رونمایی شد، با تعبیرهای ویژهای صدیقیان را یکی از بهترین بازیگران آینده سینمای ایران معرفی میکرد. صدیقیان این روزها با سریال «پوست شیر» مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
فیلم «اتوبوس شب» اساسا فیلمی بود که به واسطه بازی بازیگران و کاراکترهای متفاوتش در میان تجربههای دفاعمقدسی سینمای ایران ماندگار شد. عیسی یکی از معدود قهرمانان نوجوان سینمای دفاع مقدس است.
حبیب کاوه/ کفشهایم کو؟/ 1394
درباره شخصیتش چه میدانیم؟
واقعیت این است که فیلم «کفشهایم کو؟» را هم باید در کنار فیلمهای متأخر کیومرث پوراحمد، جزو تجربههایش در دوره ناکامیاش در سینما قرار دهیم. با این همه اما حبیب کاوه بهعنوان کاراکتر اصلی این فیلم ویژگیهایی داشت که هرچند از نظر سینمایی نمیتوان آن را ماندگار دانست اما بخشی از مهمترین دغدغههای آقای فیلمساز در دهه پایانی عمرش را نمایندگی میکند.
درباره بازیگرش چه میدانیم؟
رضا کیانیان بازیگری است که نقشهای متنوع و ماندگار در کارنامهاش کم ندارد. او در فیلم «کفشهایم کو؟» نقش یک مرد آلزایمری را ایفا میکند. کارخانهداری که زندگی بسامانی داشته اما خانوادهاش او را ترک کردهاند و حالا هم گرفتار فراموشی شده است. کیانیان در این فیلم نقشآفرینی قابل قبولی نداشته است.
نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
کیومرث پوراحمد از همان سالهایی که مادرش، بیبی، گرفتار بیماری آلزایمر شد و عوارض این بیماری هولناک را از نزدیک تجربه کرد، همواره از این بیماری میهراسید و درباره این ترس صحبت هم میکرد. بیراه نیست اگر بگوییم این «کفشهایم کو؟» را برای مواجهه با همین ترس ساخت.



