روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان| این هفته محصول جدید مارول در شرایطی جدول فروش را به سختی حفظ کرد که حواس همه به رویدادهای مهم سینمایی بود؛ در برلین خرس طلا برندهاش را شناخت و در آمریکا انجمن بازیگران و تهیهکنندگان جوایز خود را به «همهچیز همهجا در آن واحد» تقدیم کردند تا رقابت برای اسکار به اوج برسد. البته دیگر اتفاق قابل بحث اهدای جایزه به تام کروز از سوی انجمن تهیهکنندگان بابت نقش او در حفظ صنعت سینما با اکران «تاپگان: مَوریک» بود.
«انتمن و وسپ: کوانتومینیا» در دومین هفته متوالی صدرنشین جدول باکسآفیس باقی ماند اما افت فروش قابل توجه فیلم بهاندازهای هست که مارول را نگران پروژههای آتی نگه دارد و موفقیتی قابل توجه را در پی نداشته باشد. قسمت سوم «انتمن» فعلا در مجموع چیزی نزدیک به دویست میلیون دلار فروخته و بهنظر میرسد که در هفتههای آتی قافیه را خیلیزود به رقبایی چون «کرید 3»، «جیغ 6» و «جان ویک: بخش 4» واگذار کند.
ردههای بعدی گیشه در هفته گذشته بهترتیب به کمدی-ترسناک عجیب «خرس کوکائینی» با 23 میلیون دلار و درام مسیحی «انقلاب عیسی» با 15 میلیون دلار فروش اختصاص پیدا کرد. تداوم استقبال از «خرس کوکائینی» که حسابی مورد توجه قرار گرفته، خیلیزود میتواند این فیلم را به سود برساند. اما فراتر از اکران، اخبار مهم هفته را باید در جشنها و جشنوارهها دنبال کنیم.
هفتادوسومین جشنواره فیلم برلین برگزار شد و خرس طلایی به مستند «روی لادما» ساخته نیکلا فیلیبر فیلمساز فرانسوی رسید و البته جای غافلگیری نداشت، چون برلین در سالهای اخیر این رویه را پیش گرفته که به تجربیات رادیکال سینمایی توجه کند. مستند درباره یک مرکز مراقبت و درمان بیماریهای روانی شناور روی آب است که به گفته خود هیات داوران آنها را حسابی تحتتاثیر قرار داده.
احتمالا مشهورترین نامی که در برلین امسال مورد تقدیر قرار گرفت کریستین پتزولد آلمانی برای «روتر هیمل» بود که جایزه بزرگ هیات داوران را به خود اختصاص داد. فیلم آمریکایی «واقعیت»، «برزخ» محصول استرالیا و «اکو» ساخته تاتیانا هوئزوی مکزیکی از جمله دیگر آثاری بودند که بیش از هیات داوران، منتقدان را سر ذوق آوردند و بهنظر میرسد که بهواسطه پخشکنندههای قدرتمند در فصل جوایز سال آینده ازشان بیشتر خواهیم شنید.
این هفته دو جشن سینمایی مهم باقیمانده از فصل جوایز هم برگزار شد تا شمارش معکوس برای اسکار رسما آغاز شود. انجمن تهیهکنندگان آمریکا (PGA) جایزه اصلی خود در بخش سینما را به «همهچیز همهجا در آن واحد» اهدا کرد و انجمن بازیگران سینما (SAG) هم در مورد پدیده امسال با تهیهکنندگان کاملا موافق بودند و جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی، مکمل زن و مرد در کنار بهترین ترکیب بازیگری به ساخته دنیلز رسید تا گام آخر بهسوی اسکار بلندتر از قبل برداشته شود.
پیش از اینهم انجمن کارگردانان آمریکا (DGA) جایزه بهترین کارگردانی را به «همهچیز همهجا در آن واحد» اهدا کرده بود. با وجود اینکه گلدنگلوب «اشباح اینیشرین» و «خانواده فیبلمن» را تحویل گرفت و بفتا هم «در جبهه غرب خبری نیست» را. حمایت قاطع قویترین صنفهای سینمایی از محصول پرسروصدای A24 این احتمال را تقویت میکند که باید شاهد پیروزی قاطع حماسه بینجهانی دنیلز در اسکار باشیم و بنا به سابقه، شانس دریافت جوایز متعدد توسط این فیلم بالا بهنظر میرسد.
با این وجود کمتر از دو هفته دیگر همهچیز مشخص میشود و در شب اسکار رقابتهای نزدیکی را در چند رشته شاهد خواهیم بود: کیت بلانشت و میشل یئو (بهترین بازیگر زن)، مارتین مکدونا و دنیلز (بهترین فیلمنامه اریژینال)، استیون اسپیلبرگ و دنیلز (بهترین کارگردانی) و آستین باتلر و استیون فریزر (بهترین بازیگر مرد).
بهغیر از درخشش «همهچیز همهجا در آن واحد» در ایستگاه یکی مانده به آخر از فصل جوایز، نکته مهم جایزه انجمن تهیهکنندگان آمریکا به تام کروز بود، بابت اینکه موفق شد به مدد شمایل ستارهای خودش بعد از رکود ناشی از کرونا با «تاپگان: موریک» صنعت سینما را نجات دهد و مردم را دوباره برای تماشای فیلمها به سالنها بکشاند.
جالب اینجاست که اولین رویداد مهم سینمایی در سال 2022 جشنواره کن بود که نخل طلای افتخاری خود را به کروز اهدا کرد و در پایان سال، بعد از موفقیت گسترده قسمت دوم «تاپگان» که از فتح گیشه فراتر رفت و به درخشش در فصل جوایز و نامزدی اسکار رسید، هالیوود هم با این جایزه مجددا به قدردانی از ستاره تمامنشدنی پرداخت. کسی که به قول استیون اسپیلبرگ جان صنعت سینما را نجات داده. برای همین از حالا بهبعد باید بپذیریم که تام کروز با شمایلی فراتر از یک ستاره سینما، شاید بزرگترین ستاره زنده، حکم کاپیتان جدید هالیوود را پیدا کند.
در این میان چیزی که خیلیها ازش خبر نداشتند و در حاشیه رویدادهای فصل جوایز افشا شد، رابطه شکرآب میان اسپیلبرگ و کروز است که به حدودا بیست سال قبل برمیگردد. بعد از «گزارش اقلیت»، اسپیلبرگ دوباره نقش اصلی فیلمش را در «جنگ دنیاها» به تام کروز سپرده بود و از قضا حضور کروز در نقش پدر بیدستوپایی که برای نجات بچههایش وسط هجوم موجودات فضایی تلاش میکند، برگی برنده بود. اما رفتارهای کروز در زمان اکران و کمپینهای تبلیغاتی فیلم صدای اسپیلبرگ را درآورد.
برای مثال کروز در شوی اپرا وینفری حاضر شده بود تا از «جنگ دنیاها» بگوید اما ناگهان بحث رفت سمت عشق آتشینش به کیتی هلمز که کروز را به پشتک زدن وسط استودیو وا داشت! بعد هم در گفتوگویی دیگر حملات کروز به بروک شیلدز بر سر مصرف داروهای آرامبخش دوباره جنجال بهپا کرد. رفتارهایی که ناراحتی اسپیلبرگ و بعدا کدورتی ریشهدار را بین آنها موجب شد. جالب اینجاست که اسپیلبرگ و کروز در هالیوود بابت روی باز و اخلاق خوششان شهرت دارند و اختلافشان دور از ذهن بهنظر میرسید. در هر صورت موفقیت «تاپگان: مَوریک» این مشکل را هم حل کرد!
به غیر از آشتیکنان اسپیلبرگ و تام کروز، دیگر خبری که این روزها در شهر پیچیده، ماجرای ارتباط عاشقانه میان تیم برتون و مونیکا بلوچی است! فیلمساز و بازیگری که در دهه نود ستاره اقبال هر دو نفر شروع به درخشش کرد و کمتر کسی انتظارش را داشت که عاقبت کارشان به همدیگر بیفتد. بعد از موفقیت سریال «ونزدی» که باعث شد تا پس از دوازده سال برتون دوباره به سطح اول دنیای سرگرمی برگردد و از کابوس شکستهای متوالی نجات پیدا کند، بهنظر میرسد که بازگشت او فقط به عرصه فیلمسازی محدود نشده است!
دیگر سینماگر کهنهکاری که این روزها دارد روی برنامه بازگشت کار میکند، آرنولد شوارتزنگر است. برخلاف رقیب دیرینهاش سیلوستر استالون که هیچوقت دوست نداشته به بازنشستگی نزدیک شود و هرچند سال یک بار راهی پیدا کرده برای به چشم آمدن دوباره، از راه انداختن فرنچایز «بیمصرفها» گرفته تا حضور در «کرید» که جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مکمل را برایش به همراه داشت و حتی همین امسال که سریال موفق «سلطان تولسا» را بازی کرده، آرنولد خیلی زود از دور خارج شد.
شاید چون به دلیل رسواییهای خانوادگی، نقشههایش برای ورود به سیاست ناکام ماند و بعد از آن بیشتر حضورش را در قالب سلبریتی در دنیای سرگرمی ادامه داده تا ستاره سینما. اما نتفلیکس برنامههای دیگری دارد. سریال اکشن/ جاسوسی «فوبار» که بهار امسال منتشر میشود، داستان یک مامور عملیاتی سیآیای را روایت میکند که در تمام عمر شغل حقیقیاش را از خانواده پنهان کرده و ناگهان متوجه میشود که دخترش هم راز مشابهی دارد و در اصل یک مامور امنیتی است! ایدهای که حداقل میتواند برای طرفداران قدیمی آرنولد جالب باشد و بازگشت موفقی را برای او رقم بزند.



