روزنامه هفت صبح، محمد صابری| شاید عجیب باشد که حالا در فهرست پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینما، چهار رتبه اول را چهار نماینده از اکران سالهای 1400 و 1401 از آن خود کردهاند. صدرنشین هم فیلم «انفرادی» است با فروش رویایی 77میلیارد تومان! قبول که افزایش غیرمنطقی بلیت سینماها در افزایش مجموع فروش این فیلمها بیتأثیر نبوده و احتمالا در رنکینگ مرتبط با تعداد مخاطبان این آثار شرایط چندان ایدهآلی هم نخواهند داشت اما اینکه در یکی از نابسامانترین دورههای اکران سینمای ایران که اوج گرفتن قهر مخاطبان، بسیاری از فیلمسازان را نسبت به ورود فیلمشان به چرخه اکران بیرغبت کرد، چهار فیلم توانستهاند مجموع فروش خود را از 40میلیارد تومان فراتر ببرند و یکی از آنها تنها چند پله دیگر تا فتح قله 80میلیاردی فاصله داشته باشد، اتفاقی قابل تأمل است.
وجه مشترک «انفرادی»، «دینامیت»، «سگبند» و «گشت3» که حالا چهار فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران به حساب میآیند، «کمدی بودن» است اما آیا تنها دلیل توفیق آنها در گیشه هم همین است؟ در اکران سال 1401 هم سه جایگاه اول در فهرست پرفروشها را سه فیلم کمدی از آن خود کردهاند و این در حالی است که با احتساب فیلم «خط استوا» که به تازگی به چرخه اکران راه پیدا کرده است، از ابتدای امسال 12 فیلم کمدی روی پرده رفته است که حتی نیمی از آنها هم نتوانستهاند عملکرد قابل قبولی در گیشه داشته باشند. به بهانه آغاز اکران «خط استوا» که ظرفیت بالایی برای فروش هم دارد، مروری بر عملکرد 8 فیلم کمدی در چرخه اکران امسال داشتهایم.
انفرادی/ مسعود اطیابی
درباره کارگردان
حالا دیگر حسابی در جایگاهی که برای خود در سینما تعریف کرده، تثبیت شده است. مسعود اطیابی را میتوان در جرگه فیلمسازانی قرار داد که هر چند در دورهای 10ساله در ابتدای ورودش به فیلمسازی، بیشتر سراغ فیلمهای جدی با موضوعات بعضا ایدئولوژیک رفت اما در همان گامهای اولش با کارگردانی «خروس جنگی» و توفیق در گیشه ثابت کرد فرمول ساخت فیلمهای پرفروش را هم بلد است. او بعد از ساخت فیلم هنوز اکران نشدهاش یعنی «ماهگرفتگی» درباره حوادث سال 88، در میانه دهه 90 دیگر سراغ این دست سوژهها نرفت و با کارگردانی «تگزاس» به سمت همان سینمایی تغییر جهت داد که در آن تخصص هم داشت؛ ساخت کمدیهای پرفروش منطبق بر سلیقه و خواست مخاطبان عام سینمای ایران.
درباره داستان
اطیابی در راستای همان فرمولی که برای ساختن فیلمهای بفروش و گیشهپسند پیدا کرده بود، این بار هم با انتخاب چند بازیگر محبوب برای مخاطبان و در عین حال توانمند در حوزه طنز، سراغ یکی از سوژههای روز یعنی موسسات مالی و اعتباری رفت و اساس داستان فیلمش را بر همین پایه سوار کرد. یک شرکت مالی و اعتباری که رئیسش اسدالله کرامت با بازی برزو ارجمند است بنابر ادعای مسئولانش ورشکست شده است و کسانی که پولهای خود را در این مؤسسه گذاشتهاند دست به اعتراض زدهاند. در دل همین اعتراضات سه کاراکتر اصلی فیلم یعنی امیر با بازی مهدی هاشمی، بهرام با بازی احمد مهرانفر و جواد با بازی رضا عطاران با هم آشنا و همراه میشوند و همین همراهی زمینهساز شکلگیری موقعیتهای کمدی و گاه اغراقشده برای آنها میشود. اطیابی با تمرکز بر توانایی فردی هر یک از بازیگرانش در خلق موقعیتهای کمدی، خط سیر داستانش را تعیین میکند و به همین دلیل هم معمولا در آثارش، داستان اهمیت چندانی ندارد.
آنالیز فروش
فیلم «انفرادی» همه مواد لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم پرفروش را در اختیار داشت. علاوهبر فرمول فیلمسازی مسعود اطیابی که به آن اشاره کردیم حضور رضا عطاران در نقش اصلی یک فیلم هنوز هم میتواند تضمینکننده توفیق آن در گیشه باشد. حضور احمد مهرانفر و مهدی هاشمی هم در کنار عطاران ترکیبی جذابتر برای این فیلم رقم زده است. فیلم انفرادی که از اردیبهشت ماه امسال روانه پرده سینماها شده و همچنان هم اکرانش در سالنهای پراکنده ادامه دارد تاکنون نزدیک به دو میلیون و 500هزار نفر مخاطب داشته و رقم فروشش در گیشه هم به 77میلیارد و 500 میلیون تومان رسیده است. رقمی که این فیلم را تبدیل به پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران کرده است.
سگبند/ مهران احمدی
درباره کارگردان
تا همین چند هفته پیش بود که بخشی از مخاطبان سریالهای خانگی، هر هفته به انتظار مینشستند تا قسمت تازهای از سریال «بیگناه» منتشر شود. سریالی که اولین تجربه کارگردانی مهران احمدی در عرصه سریالسازی بهحساب میآمد و در لحن و روایت هم قرابتی با آنچه از احمدی در سینما دیده بودیم، نداشت. او کارگردانی را با فیلم سینمایی «مصادره» آغاز کرد که به مدد ایده جذاب و حضور بازیگرانی چون رضا عطاران توانست از فیلمهای موفق در گیشه هم باشد. در دومین گام کارگردانی در سینما هم او باردیگر سراغ تکرار همان فرمول موفقیت خود رفت و در همکاری مجدد با محمد حسین قاسمی، فیلم «سگبند» را کارگردانی کرد. فیلمی که برخلاف سریال «بیگناه» بازهم فضای کمدی و سرخوش داشت.
درباره داستان
«هیچ وقت گول اسم و ظاهر آدمها رو نخورید؛ ارتش هیتلر با اون عظمت، اسمش نازی بود!» این خلاصه داستان عجیبی بود که عوامل فیلم «سگبند» بهصورت رسمی آن را منتشر کردند و تا حدودی مضمون اصلی فیلم در طراحی موقعیتهای داستانیاش را عیان میکند. داستان این فیلم درباره مردی به نام داوود عیاران با بازی امیر جعفری است که سابق بر این کشتیگیر بوده و حالا تصمیم گرفته است برای پولدار شدن، یک گروه ویژه تشکیل دهد. او همراه با یکی از دوستانش به نام ابراهیم با بازی مهران احمدی شروع به نقشه کشیدن برای کسب ثروت کرده تا به اهدافش برسد. در این میان برادر داوود با بازی بهرام افشاری به همراه نامزدش سیما با بازی بهاره کیان افشار به او پیشنهاد میدهند که همگی به خارج بروند تا شاید بتوانند درآمد بیشتری کسب کنند. گزینه آنها برای سفر هم ارمنستان است. زمانی که این گروه وارد ارمنستان میشوند، حوادث غیرمنتظرهای برایشان رقم میخورد که بخشی از لحظات کمدی فیلم را رقم میزند.
آنالیز فروش
واقعیت این است که ترکیب بازیگران اصلی فیلم اصلا بهگونهای نیست که بخواهیم بگوییم برگ برنده فیلم در فتح گیشه بودهاند. البته بهرام افشاری طی یک سال گذشته به واسطه درخشش در سریال شبکه خانگی «راز بقا» به چهرهای محبوب برای مخاطبان تبدیل شده بود اما بعید بود بتواند فروش یک فیلم را تضمین کند. امیر جعفری هم که با تمام توانمندیهایش در عرصه بازیگری هیچگاه ستارهای پولساز برای سینما نبوده است. «سگبند» بیشتر بهواسطه تبلیغات درست و البته استفاده از جاذبه جوابپسداده فیلمسازی در خارج از کشور توانست مخاطبان را به سمت خود جلب کند. این فیلم که از اسفند سال گذشته اکران خود را آغاز کرد تاکنون با جذب یک میلیون و 300 هزار مخاطب، 42 میلیارد تومان فروش داشته است.
بخارست/ مسعود اطیابی
درباره کارگردان
درباره علایق مسعود اطیابی در فیلمسازی و تغییر مسیر او طی سالهای اخیر در همین گزارش و به بهانه «انفرادی» نکاتی را مطرح کردیم اما آنچه این کارگردان را تبدیل به یکی از چهرههای شاخص دو سال اخیر سینمای ایران کرده، استمرار توفیق او در ارائه فیلمهای پرمخاطب به چرخه اکران است. در اوج دوران کرونا و در شرایطی که هیچ فیلمسازی رغبت به اکران فیلمش نداشت، او روی یکی از فیلمهای توقیفی کارنامهاش ریسک کرد و «دینامیت» را روانه پرده سینماها کرد. فیلم خیلی زود صدرنشین گیشهها شد و همزمان اطیابی فیلم دیگر خود یعنی «انفرادی» را هم اکران کرد. همزمان با فروش چشمگیر این آثار او «بخارست» را کلید زد تا ثابت کند به فرمول فیلمسازی خود تسلط پیدا کرده است.
درباره داستان
اشاره کردیم که مسعود اطیابی در راستای همان فرمول جادوییاش برای ساخت فیلمهای بفروش، بلد است که دست روی چه سوژههای بگذارد. سوژههایی که البته تبدیل به داستان و قصه نمیشوند و تنها بستری را فراهم میآورد تا او کاراکترهایش را در موقعیتهای خندهدار قرار دهد. در فیلم «بخارست» هم اطیابی سراغ دو کلیدواژه پرکاربرد در فضای سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر یعنی «آقازادگی» و «فساد مالی» رفته است. داستان فیلم درباره دو برادر به نامهای جلیل و جلال است که یکی در تاکسی اینترنتی و دیگری در استخری به نام بخارست کار میکند. جلیل قصد دارد با پیج اینستاگرامیاش کسب درآمد کند، از این رو دست به گرفتن ویدئوهای دوربین مخفی و خطرناک میزند. یکی از این دوربین مخفیها که در استخر گرفته شده، او را در مخمصه بزرگی گرفتار میکند. فردی که در استخر او گرفتار دردسر شده، یک آقازاده و فرزند وزیر است که متوجه میشود گروهی از خلافکاران با هدایت معاون پدرش در حال فعالیتهای غیرقانونی هستند.
آنالیز فروش
همین چند هفته پیشتر بود که به بهانه آغاز اکران «بخارست» پروندهای درباره تمام زوجسازیهای پژمان جمشیدی منتشر کردیم. بازیگری که سال بسیار خوبی را در اکران سینماها پشت سر گذاشت. هم «علفزار» و هم «دوزیست» با نقشآفرینی جدی او فروش بسیار خوبی را تجربه کردند و «بخارست» هم با نقشآفرینی او در کنار حسین یاری توانست عملکرد موفقی در گیشه داشته باشد. «بخارست» از آبانماه روانه پرده سینماها شد و هنوز هم جریان استقبال از آن ادامه دارد. این فیلم تا همینجا توانسته یک میلیون و 200 هزار نفر را به سالنهای سینما بکشاند و رقم 38میلیارد تومان را در گیشه به نام خود ثبت کند. دور از انتظار نیست این فیلم مسعود اطیابی همزمان با اکران نوروز 1402 همچنان از مدعیان گیشه باشد.
چپ، راست/ حامد محمدی
درباره کارگردان
واقعیت این است که هنوز نتوانسته است از زیر سایه پدرش خارج شود. حامد محمدی که پیشتر در فیلمهایی به تهیهکنندگی پدرش یعنی منوچهر محمدی فیلمنامهنویسی را تجربه کرده بود در اولین ورود خود به عرصه کارگردانی سینما با «فرشته با هم میآیند» عملکرد موفقی را از خود نشان داد اما از جایی که تصمیم گرفت سراغ سینمای کمدی آن هم از نوع گیشهای برود، آرامآرام از استانداردهای خود فاصله گرفت و کمتر و کمتر با توفیق مواجه شد. بعد از «اکسیدان» و «چهارانگشت» ورود حامد محمدی به عرصه سریال سازی و ناکامی مطلق «قبله عالم» وضعیت او را در این عرصه بغرنجتر هم کرد. او اما همچنان اصرار دارد که بخت خود را در ساخت فیلمهای کمدی بیازماید!
درباره داستان
منوچهر محمدی در کارنامه تهیهکنندگی خود فیلمهای شاخص بسیاری دارد که فراتر از امضای کارگردانان آنها باید امضای او را هم پای این آثار دید. از «زیر نور ماه» و «ارتفاع پست» گرفته تا «طلا و مس» و «مارمولک»! او همواره جزو تهیهکنندگانی بوده است که جسارت خاصی برای انتخاب قصههای بهظاهر خط قرمزی دارند و تمام قد هم پشت فیلم خود میایستند. احتمالا به استناد همین پشتوانه نمیتوان رد پای او را در انتخاب خط داستانی فیلم «چپ راست» هم نادیده گرفت. فیلم همانطور که در عنوانش بهصورت مستقیم به دو گروه سیاسی شاخص در تاریخ معاصر ایران اشاره دارد، روایتی از وضعیت دو خانواده با فرهنگها و باورهای کاملا متفاوت و در مواردی حتی متعارض است که در پی یک اتفاق فرزندانشان باهم جابهجا شده است! کشمکش این دو خانواده که با نگاه انتقادی به هر دو طیف همراه است، داستان محوری فیلم را شکل داده و بخش عمدهای از موقعیتهای کمدی فیلم حاصل کنایه به باورهای کلیشهای هر دو گروه است.
آنالیز فروش
فیلم «چپ راست» فرآیند پرحاشیهای را برای ورود به چرخه اکران عمومی طی کرد و بهعنوان یک اثر توقیفی میتوانست شرایط بسیار ایدهآلی را در گیشه بالا تجربه کند اما هنوز اتفاقی که انتظار میرفت برای آن رقم نخورده است. فیلم ترکیب بازیگران ویژهای دارد. حضور رامبد جوان در کنار پیمان قاسمخانی میتواند به توفیق فیلم کمک کند و ویشکا آسایش و سارا بهرامی هم از بازیگران موفق در گیشه بهحساب میآیند. فیلم اما بهرغم ظرفیت بالایی که دارد به دلیل ضعف شدید در تبلیغات و اطلاعرسانی از کمدیهای ناکام در اکران امسال قلمداد میشود. فروش «چپ راست» پس از نزدیک به دوماه اکران هنوز از مرز 10میلیارد تومان عبور نکرده است و تنها 300هزار نفر برای تماشای آن به سینما رفتهاند.
شادروان/ حسین نمازی
درباره کارگردان
حسین نمازی را تا پیش از این فیلم با فیلم «آپاندیس» میشناختیم. فیلمی که البته با پروانه ویدئویی ساخته شد، بعدها از سوی هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر پذیرفته نشد و بهفاصله چند ماه بعد توانست جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره معتبر سینمایی مونترال و جایزه ویژه داوران را از جشنواره آسیاپاسیفیک شکار کند! نمازی به پشتوانه همین موفقیت توانست سریال «حوالی پاییز» را با سوژهای حساس مرتبط با شهدای منا مقابل دوربین ببرد. سریالی که البته در قاب تلویزیون توفیقی برای او به همراه نیاورد. «شادروان» را از این منظر میتوان اولین تجربه جدی حسین نمازی در کارگردانی یک فیلم سینمایی به حساب آورد. فیلمی که با سرمایهگذاری بنیاد سینمایی فارابی به تولید رسید و در جشنواره فجر رونمایی شد.
درباره داستان
حسین نمازی در روزهای منتهی به رونمایی فیلمش در جشنواره فیلم فجر در گفتوگوهایی که با رسانهها داشت، تأکید میکرد که فیلمش را نباید در ژانر کمدی قرار داد. او معتقد بود یک فیلم اجتماعی با شخصیتهایی شیرین ساخته است که از نظر قواعد ژانری، نسبتی با سینمای کمدی ندارد. البته نمازی بیراه هم نمیگفت اما سرمایهگذاران و پخشکنندگان فیلم روی وجه کمدی آن حساب ویژهای باز کردند و هم در طراحی پوستر و هم در تیزرسازی این فیلم را بهعنوان یک اثر کمدی به مخاطبان معرفی کردند. فیلم داستان خانوادهای در طبقه پایین جامعه را روایت میکند که پدر خود را از دست میدهند اما در فرآیند برگزاری مراسمهای عزاداری و خاکسپاری او، با واقعیتهایی تازه درباره گذشته پدرشان مواجه میشوند. بخشی از بار کمدی و طنز فیلم البته مربوط به شرایط اقتصادی این خانواده و چالشهای تأمین هزینه مراسمهای مرتبط با ختم و خاکسپاری است و باید اعتراف کنیم که در این زمینه هم موفق عمل کرده است.
آنالیز فروش
«شادروان» امید بسیار زیادی به گیشه داشت، البته فقط امید، چون نه در زمینه ترکیب بازیگران و نه در حوزه داستان، حرف چندانی برای عرض اندام در چرخه اکران عمومی را نداشت. البته بازیگران اصلی فیلم از سینا مهراد و نازنین بیاتی گرفته تا رویا تیموریان و بهخصوص بهرنگ علوی، حضوری قابل دفاع در فیلم دارند و بهخوبی توانستهاند موقعیتهای شیرین و بامزه فیلم را اجرا کنند اما هیچ یک از این بازیگران از چهرههای تضمینکننده گیشه به حساب نمیآیند. فیلم «شادروان» که از اسفندماه سال گذشته و بهعنوان یکی از امیدهای اکران نوروزی سینماها روی پرده رفت، در نهایت توانست تنها 280هزار مخاطب را به سالن بکشاند و فروشش در مرز 9.5میلیارد تومان متوقف ماند.
چند میگیری گریه کنی؟2/ علی توکلنیا
درباره کارگردان
هر چند در کارنامه حرفهایاش در سینما آغاز فعالیتش به عنوان بازیگر به دهه 60 بازمیگردد اما در اواخر دهه 80 وارد عرصه کارگردانی هم شد. علی توکلنیا البته هیچگاه نه در مقام بازیگر و نه در مقام کارگردان، چهرهای رسانهای در ویترین سینمای ایران نبوده است اما همزمان علاوهبر این دو حوزه در زمینه تهیهکنندگی هم فعالیتهایی داشته است. او بعد از سه فیلم «مدیوم»، «نفرین» و «جابهجا» که همگی آثاری متوسط در سینمای ایران بودهاند، برای کارگردانی قسمت دوم یک فیلم موفق اعلام آمادگی کرد و «چند میگیری گریه کنی؟2» را که قسمت اول آن را محسن تنابنده نوشته و شاهد احمدلو کارگردانی کرده بود، در مقام کارگردان مقابل دوربین برد تا شاید اینبار بتواند فیلمی باب طبع مخاطبان بسازد.
درباره داستان
حتما داستان قسمت اول «چند میگیری گریه کنی؟» را به یاد دارید، ایدهای جذاب که محسن تنابنده آن را تبدیل به فیلمنامهای مفرح کرده بود. گروهی که شغلشان ارائه خدمات صوری برای مراسم عزاداری است و حالا با سفارش عجیب یک پیرمرد مواجه میشوند که میخواهد پیش از مرگ، برای خودش مراسم عزاداری واقعی برگزار کند. داستان «چند میگیری گریه کنی۲؟» دقیقا از جایی آغاز میشود که پسر پیرمرد ثروتمند قسمت اول، بعد از سی سال به ایران بر میگردد تا ارث پدرش را بگیرد اما با وصیت عجیب پدرش روبهرو میشود: او برای به دست آوردن ارث، باید هفت مراسم ختم برای هفت خانواده نیازمند برگزار کند، با این شرط که خودش هم نقش موثری در این مراسمها داشته باشد. واقعیت این است که ایده مرکزی این فیلم برای دنبالهسازی یک فیلم موفق، ایده جذابی بوده اما در فرآیند تبدیل این ایده به داستان و فیلمنامه، بهشدت جای خالی نویسنده خلاقی مانند محسن تنابنده احساس میشود!
آنالیز فروش
هر چند ابوالفضل پورعرب زمانی ستارهای بیرقیب در سینمای ایران بود اما مدتهاست که از آن سالهای اوج فاصله گرفته و دیگر حضورش در یک فیلم نمیتواند تضمینکننده فروش آن باشد. شاید انتظار میرفت حضور او بهعنوان یک بازیگر پیشکسوت، تأثیر حضور زندهیاد منوچهر نوذری در قسمت اول «چند میگیری گریه کنی؟» را داشته باشد اما همین اندازه هم نتوانست در ترغیب مخاطبان به سالن سینما موثر واقع شود. حضور کمدینهای دیگری مانند حمید لولایی و عباس جمشیدیفر هم طبیعتا نمیتوانسته تأثیری در فروش فیلم داشته باشد. فیلم «چند میگیری گریه کنی؟2» یکی از کمدیهای شکستخورده اکران امسال به حساب میآید که تنها 300 هزار مخاطب داشته و رقم فروش گیشه آن هم در مرز 9.5 میلیارد تومان متوقف مانده است.
بانکزدهها/ جواد اردکانی
درباره کارگردان
تا همین چند سال پیش یکی از ارزشیسازهای سینما به حساب میآمد. کارگردانی که ورود به عرصه فیلمسازی را در سال 79 و با تهیهکنندگی مسعود اطیابی آغاز کرد و حالا پس از دو دهه با یک فیلم کمدی به عرصه رقابت با او وارد شده است؛ رقابتی که البته از پیش باخته باید آن را میدانست! اردکانی در سالهای فیلمسازیاش در سینما طی دهه 80 تمرکز ویژهای در فیلمهای دفاع مقدس داشت و دو فیلم «به کبودی یاس» و «شورشیرین» را با محوریت دو شهید شاخص به تولید رساند که هر دو هم از آثار شکستخورده در این حوزه بودند. حالا او در یک چرخش عجیب به سمت سینمای کمدی آمده و فیلم تازهاش در فضایی به معنای واقعی کلمه، غیرمنتظره روانه پرده سینماها شده است!
درباره داستان
اینکه جواد اردکانی مانند همکار سابق خود یعنی مسعود اطیابی تصمیم به تغییر فاز در عرصه فیلمسازی گرفته و سراغ یک فیلمنامه کمدی رفته است، اصلاً فینفسه عجیب نیست و از منظر اقتصادی میتواند یکی از منطقیترین تصمیمات برای یک فیلمساز هم بهحساب بیاید اما وقتی با سروشکل «بانکزدهها» مواجه میشویم نمیتوانیم این پرسش را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است کارگردانی «شورشیرین» توانسته با خودش کنار بیاید و سراغ یکی از زردترین فرمولهای کمدیسازی در سینمای ایران برود!؟ آن هم با حضور سحر قریشی در یکی از نقشهای اصلی! داستان فیلم «بانکزدهها» همانطور که از اسمش مشخص است درباره چند سارق بانک است. آنها یک سرقت کلان انجام دادهاند و اکنون باید پولی را که به چنگ آوردهاند تقسیم کنند اما یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن هم این است که هیچ کدام به دیگری اعتماد ندارد. آنها راه چاره را در این میبینند که از یک شخص قابل اعتماد کمک بگیرند.
آنالیز فروش
یکی از آخرین نقشآفرینیهای زندهیاد علی انصاریان با گریمی متفاوت در فیلم «بانکزدهها» رقم خورده است و اتفاقا تیم تبلیغاتی این فیلم هم در روزهای منتهی به اکران آن تلاش کردند از موج تبلیغاتی آن بهره بگیرند. حضور سحر قریشی با توجه به حاشیههای مجازی این بازیگر هم میتوانست به جنجالهای مرتبط با فیلم دامن بزند و حتی منجر به فروش بیشتر آن شود. اعتراض طرفداران گروه موسیقی کرهای که در تیرز فیلم به آنها اشاره میشود هم مدتی برای فیلم حاشیهساز شد اما همه این اتفاقات هم نتوانست گیشه فیلم را نجات بدهد! بانکزدهها تنها 75هزار مخاطب داشت و توانست در بازه 6 ماه اکران عمومی رقم دو میلیارد تومان را در گیشه به نام خود ثبت کند.
خط استوا/ اصغر نعیمی
درباره کارگردان
تا سالها بهعنوان یک منتقد و روزنامهنگار در حوزه سینما فعال بود. او از اواخر دهه 60 فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد و هنوز جوان بود که بهعنوان دستیار کارگردان و برنامهریزی پایش به پشت صحنه فیلمهای سینمایی باز شد. او با تکیه بر توانمندی خود در نگارش خیلی زود فیلمنامهنویسی را در پیش گرفت و آرامآرام به مرحلهای رسید که وسوسه کارگردانی هم به جانش افتاد. نعیمی در سال 85 با فیلم سینمایی «بیوفا» وارد عرصه کارگردانی شد و بعد هم مسیرش در این عرصه را با تمرکز بر داستانهای ملودرام و خانوادگی ادامه داد. از این منظر شاید انتظار نداشتیم او برای فیلم تازهاش فیلمنامهای طنز را در دست بگیرد. «خط استوا» اولین تجربه کمدیسازی اصغر نعیمی به حساب میآید.
درباره داستان
در روزهایی که تنور بحث و گفتوگوها درباره جامجهانی به واسطه حضور تیم ملی فوتبال حسابی گرم بود، بهانهای دست داد تا ما هم در این صفحات به یادگارهای ماندگار فوتبالی در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی بپردازیم. واقعیت این است که سوژههای مرتبط با فوتبال همواره جذاب بودهاند و طبیعی است فیلمنامهنویسی مانند اصغر نعیمی هم برای ساخت یک فیلم کمدی، به سادگی از کنار این ظرفیت عبور نکند. این فیلم طنز درباره رئیس و نایب رئیس فدراسیون فوتبال است که در آستانه اجلاس سالانه یک ناهماهنگی ایجاد شده و تمام برنامههایشان به هم میریزد و موجب میشود که دردسر بزرگی برای آنها به وجود بیاید. همین خط داستانی نشان میدهد که بخش زیادی از موقعیتهای کمدی فیلم میتواند مبتنیبر همان فرمول مرسوم در سینمای کمدی سالهای اخیر، یعنی قرار گرفتن چند کاراکتر بیربط در یک محیط غیرمنتظره شکل بگیرد. نعیمی در این روایت البته نقدهای گزنده خود را محدود به ماجراهای فوتبالی نکرده و نگاهی کنایهآمیز به عملکرد مدیران داشته است.
آنالیز فروش
فیلم «خط استوا» از چهارشنبه هفته گذشته یعنی چهارم اسفندماه، روانه پرده سینماها شده است و هنوز خیلی زود است که بخواهیم درباره عملکردش در گیشه حکم صادر کنیم اما تا همینجا و با ثبت رقم فروش نیم میلیارد تومانی در گیشه آن هم در اولین آخر هفته اکران، میتوان پیشبینی کرد که فیلم شرایط مساعدی را برای فروش در پیشرو خواهد داشت. حضور سیامک انصاری و فرهاد اصلانی بهنظر میرسد که ترکیب ایدهآلی را برای این فیلم فراهم آورده و احتمالا به پشتوانه فضاسازی تبلیغاتی مناسب برای فیلم در محافل رسانهای و سینمایی، فیلم بتواند در روزهای آینده عملکرد بهتری هم داشته باشد. «خط استوا» از همین امروز یکی از اصلیترین مدعیان فتح گیشه سینماها در نوروز 1402 است.



