روزنامه هفت صبح| بابیلون: شکست کامل : این دلخراشترین شکل شکست سینمایی است. وقتی که متوجه تلاش بی نهایت کارگردان برای پروژه جاهطلبانهاش میشوی و دلارها و استعدادهایی که پای پروژه جمع شدهاند اما فیلم دست آخر شکست میخورد. این که بعد از سه ساعت جستوخیز و جهد و جهش کارگردان، فیلم میخواهد احساسات شما را بر پایه حافظه و نوستالژی سینماییتان به غلیان بیاورد اما نمیتواند (کاری که در لالالند به انجام آن موفق شده بود). این که مجموعه شخصیتهای عجیب و غریبی که در نیمساعت اول داخل داستان میشوند هیچ تداوم احساسی و منطقی در ادامه داستان ندارند.
اینکه پارتهای دیدنی فیلم اینگونه پراکنده و بیارتباط با هم باقی میمانند. این که مارگو رابی باز هم نقش خود را با بیمسئولیتی بازی میکند. همان بلایی که به شکلی هولناکتر سر فیلم آمستردام هم آورد. وقتی در اواخر فیلم در تاریکی محو میشود هیچ کس نگران او نیست. او حتی به اندازه کافی جذاب هم نیست. آن هم در حالیکه همه امکانات موجود چه از سوی فیلمساز و چه از سوی خانم رابی به کار گرفته شدهاند. بابیلون روایتی جالب از اواخر سینمای صامت را به شما پیشنهاد میکند اما شزل نمیتواند از پس این پروژه بزرگ بر بیاید و حالا میرود در کنار دنیس ویلینو به عنوان یک استعداد معلق و مبهم برای آینده هالیوود جای میگیرد.
2022 / Babylon
4 از10
لبخندهایخانم ترزا
فکر کنید در بیست و سه سالگی از روی سن تئاتر وارد هالیوود بشوید و همان دو سال اول، سه بار نامزد اسکار بشوید و یک اسکار هم ببرید. این داستان ترزا رایت است. دختر خودساخته نیویورکی که هنگام اجرای تئاتر در برادوی توسط خود ساموئل گلدوین، مدیر ارشد متروگلدوین مایر کشف شد و رفت مستقیم در نقش دختر بت دیویس در فیلم روباهان کوچک ساخته ویلیام وایلر، اولین تجربه سینماییاش را انجام داد و بلافاصله نامزد اسکارشد.
دختر ظریف و تیزهوش با یکی از بهترین لبخندهای تاریخ سینما. اما آن موقع کسی نمیدانست او چه موارد عجیبی را در قراردادش با هالیوود گنجانده است: عدم عکس گرفتن با مایو، عدم عکس گرفتن در وان حمام، عدم عکس گرفتن با چتر آفتابگیر در ساحل، به هنگام غذا پختن، گل کاشتن و…..او به شکل عامدانهای راه را برای فرورفتن در تمام آن ژستهای تبلیغاتی هالیوودی بست. هرچند بعدها گاهی مجبور به همکاری شد اما عموما مقاومت میکرد.
یک سال بعد از روباهان کوچک با فیلم غرور یانکی نامزد اسکار نقش یک شد و همان سال برای فیلم خانم مینیور اسکار نقش دوم را برد. شروعی توفانی. سال بعد هم در حالیکه تازه بیست و چهار سال داشت در سایه یک شک آلفرد هیچکاک در یکی از پیچیدهترین کاراکترهای هیچکاک درخشید. دختری به نام چارلی که شیفته داییاش میشود. دوسال به خاطر بچهدار شدن سینما را کنار گذاشت و در بازگشت با بهترین سالهای عمر ما اثر مشهور ویلیام وایلر باز هم نشان داد که چه اعجوبهای است.
اما در اواخر دهه چهل رابطه او با کمپانی گلدوین مایر بحرانی شد. به او اتهام عدم همکاری با پیوستهای تبلیغاتی فیلمها را زدند و جریمهاش کردند و قراردادش را فسخ کردند و ازآن پس در مکانیسم پیچیده هالیوود به یک بازیگر مطرود برای محصولات درجه دو بدل شد. در حالیکه تازه سیسالگی را رد کرده بود. او به تلویزیون و تئاتر روی آورد و چندین بار نامزد جوایز امی و تونی شد. ترزا رایت در هشتادوشش سالگی و در سال دوهزار و چهار درگذشت. او را با همان چند فیلم دوره ابتدایی بازیگریاش در یادها داریم.
دختر آرام
شاید این سبک ایرلندیهاست. آدمهایی که آرام حرف میزنند. واکنشهایشان خفیف است. آدمهایی که به دقت به یکدیگر گوش میدهند و چهرهشان به ندرت آنچه در ذهن دارند را افشا میکند. فیلمها و سریالهایی درباره زمزمه، نگاه، نور و درخت و ناگهان انفجار عواطف و گاه امیال. اگر سریال گفتوگو با دوستان(کانورسیشن ویت فرندز) را دیده باشید این منظر پر از خلوص ایرلندی را حتی در روایت یک عاشقانه پرتب و تاب غیرمعمول دیدهاید.
دختر آرام از همان سبک پیروی میکند. خلوص برخی لحظات فیلم شما را اسیر میکند. و در انتهای فیلم منقلب میشوید. شخصا به یاد ندارم در سالهای اخیر فیلمی اینگونه احساساتم را درگیر کرده باشد و بدتر از آن اینکه نمیدانم این امتیاز فیلم محسوب میشود یا نکته منفی آن.
2022/ Quiet girl
6 از10



