روزنامه هفت صبح| سینمای ایران به نوعی در سیسییو قرار گرفته و دچار یک انفارکتوس خفیف شده است. تداخلات سیاسی نفس سینما را گرفته است و از هر سویی مورد حمله قرار گرفته. گروهی با اسم رمز پولشویی و سینمای نفتی معرکه گرفتند و گروهی با عبارت مهوع وسط باز و مالهکش. در پیشبینی افول تدریجی سینمای ایران داشتههای این سینما در سالهای پس از انقلاب را برایتان ردهبندی کردهایم. بخوانید و سرگرم شوید و کمی هم به عاقبتمان فکر کنیم!
سینماگران نسل اول در سالهای پس از انقلاب
کیمیایی، مهرجویی، تقوایی، بیضایی، حاتمی، نادری، کیارستمی، فرمان آرا
سینماگرانی که در اواخر دهه چهل و دهه پنجاه چهره شدند. به عنوان سردمداران موج نو. عموما با بودجههای دولتی و کمکهای نهادهای نزدیک به حاکمیت. یا در مواردی با مشارکت تهیه کنندههای خصوصی و مساعدتهای وزارت فرهنگ و یا دفتر فرح، تل فیلم و سازمان گسترش سینمایی. فیلمهای پرفروش هم در کارنامه این گروه وجود داشت. مثل قیصر، گوزنها و یا حسن کچل و طوقی و سوته دلان. اما اکثرا فیلمهایشان در میان فهرست ده و یا بیست فیلم پرفروش سال قرار نمیگرفت.
در سالهای پس از انقلاب به تدریج کارشان را در سینمای پس از انقلاب پی گرفتند و با خو گرفتن با معیارها و ارزشهای جامعه جدید پس از انقلاب دوباره توانستند از حمایت مالی بخش فرهنگی حاکمیت سود ببرند. بخشی از همردهایهای خود را در کنار خود نمیدیدند(مثل شهید ثالث) اما با این حال ظرفیت شگفتانگیزی را به سینمای پس از انقلاب ایران هدیه کردند. اکثرا در دوران اوج خلاقیت و تواناییشان به سر میبردند و در دهه شصت و هفتاد بهترین کارهای خود را ساختند.
در این دوران بارها فیلمهای این گروه در میان ده فیلم پرفروش سال قرار گرفت. بهخصوص آثار مهرجویی که در سالهای پس از انقلاب نوعی رندی تماشاگرپسند در کارهایش قابل مشاهده بود. اجارهنشینها و هامون و لیلا از جمله فیلمهای موفق مهرجویی بودند. علی حاتمی هم با فیلم مادر یک اثر پرفروش ساخت. اما جدا از معیار فروش، این گروه در سالهای پس از انقلاب مجموعهای از فیلمهای ماندگار را برای حافظه سینمای ایران ثبت کردند.
در دهه هشتاد از فروغ این گروه از فیلمسازان کاسته شد و در دهه نود تقریبا به خاموشی رفت. به هرحال چند نفر از این گروه درگذشتهاند، یکی دو نفر مهاجرت کردهاند و بقیه هم در سن بالای هشتاد سال توان و حوصله ادامه روند فیلمسازی را ندارند.
بهترین فیلمهای این گروه: دندان مار از کیمیایی، مرگ یزدگرد و مسافران بیضایی، ناخدا خورشید و کاغذ بیخط از تقوایی، مادر و حاجی واشنگتن از حاتمی، دونده از امیر نادری، اجاره نشینها و هامون و سارا و لیلا از مهرجویی و البته مجموعه کارهای عباس کیارستمی که در سالهای پس از انقلاب آوازه جهانی پیدا کرد. بهخصوص با کلوزاپ و خانه دوست کجاست و زیردرختان زیتون و طعم گیلاس.
سینماگران نسل دوم
عیاری، جعفری جوزانی، مخملباف، افخمی، داوودنژاد، بنیاعتماد، حاتمی کیا، کریم مسیحی، تبریزی، مجیدی، ملاقلی پور، الوند، صدرعاملی، شورجه، جیرانی، میلانی، درخشنده، درویش، صمدی، داد، ژکان، پوراحمد، داوودی، میرباقری و …
سینماگران خوشبختی که در اوج جوانی در حمایت مالی بنیادهای سینمایی دولتی و حاکمیتی پس از انقلاب قرار گرفتند و ذهن پرآشوب و پردغدغهشان که حاصل حضور در انقلاب و جنگ بود را به تصویر کشیدند و شکارچی اکثر جوایز سینمایی داخلی بودند. مجموعهای از سینماگران وابسته به نسل انقلاب و حاضر در صحنههای جنگ و فارغالتحصیلان دانشکدههای سینمایی و دانش آموختههای سینمای جوان و دستیاران سینماگران نسل اول و این طور چیزها. این سینماگران عموما در دهه شصت و یا اوایل دهه هفتاد چهره شدند و نسل سینمای پس از انقلاب ما را رقم زدند.
پرتعداد، تازه نفس و جاه طلب. فیلمهای خوبی هم ساختند و در دهه هفتاد به اوج دوران سینمایی خود رسیدند و بعد همراه با نسل قبلی خود، افول تدریجی را آغاز کردند و به سمت بیزینسهای دیگر اطراف سینما کشیده شدند. شرکت زدند و تهیه کننده شدند و از این جور کارها. موفقیت این فیلمسازها، شاکله و جهتگیری سینمای سالهای بعدی را شکل دادند. نوعی روایت همراه با پیامهای اخلاقی و انسانی و گاه معنوی با ضربات عاطفی و یک گرایش مخفی چپگرایانه به نئورئالیسم تلخ که گاه پرفروش هم میشدند اما عموم سینماگران این دسته به گرفتن کمکهای مالی و لجستیکی از حاکمیت و دولت عادت کرده بودند.
از سینماگران این گروه این روزها عیاری و حاتمیکیا همچنان فعال هستند و تبریزی و افخمی فعالیتهای پراکندهای دارند و بقیه از جریان اصلی سینمای ایران دور شدهاند. از این گروه مخملباف که محبوبترین سینماگر دهه شصت ایران بود در دهه هشتاد به خارج از کشور مهاجرت کرد و به اپوزیسیون پیوست. در میان این گروه سیروس الوند و داوودنژاد سینما را از دهه پنجاه آغاز کردند اما به لحاظ ساختاری و محتوایی به جرگه همین نسل دوم سینماگران تعلق دارند.برخی فیلمهای این گروه بسیار پرفروش شدند. مثل عروس، شوکران، از کرخه تا راین، آژانس شیشهای، آدم برفی، لیلی با من است،گلهای داوودی و….
بهترین فیلمهای این گروه: بودن یا نبودن، خانه پدری، شوکران، پرده آخر، آژانس شیشهای، بچههای آسمان، نرگس، نیاز، عروسی خوبان، من ترانه 15 سال دارم.
سینما گران نسل سوم
اصغر فرهادی، جعفر پناهی، پرویز شهبازی، مانی حقیقی، حمید نعمت الله، محسن امیریوسفی، نیکی کریمی، همایون اسعدیان، بهرام توکلی، رامبد جوان، مازیار میری، مهدی کرم پور، بهمن قبادی، علی اکبر باشه آهنگر.
فیلمسازانی که در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد چهره شدند. نامهای هیجان انگیز و سینماگرانی عموما کمالطلب. فیلمسازانی که از محدودههای نسل دوم گذشتند و خودشان را به همسایگی بزرگان نسل اول رساندند. به سرعت هم آدرس جشنوارههای خرجی را پیدا کردند. و در میان سینمادوستان به شدت محبوب شدند. فیلمهایشان به نوعی زبان طبقه متوسط ایران بود که کم کم شروع به ابراز نارضایتی از شرایط موجود سیاسی و اجتماعی کشور میکرد.
سبک مورد علاقهشان ملودرام بود و چهرههای محبوبشان کاراکتر زن جوان در کشاکش سنت و مدرنتیه. اتودهای درخشان مهرجویی و افخمی در این ژانر، توسط سینماگران این نسل توسعه پیدا کرد. و به تدریج الگوهای دیگر روایتی را نیز تجربه کردند و خطوط قرمز را آگاهانه شکستند. آنها اسکار گرفتند، شیرطلای ونیز را تجربه کردند، در کن درخشیدند و نام خود را گاه فراتر از سینماگران نسل اول به دنیا شناساندند.
اکثر آنها همچنان فعال هستند و اکثرا به شدت درگیر جبهه بندیهای سیاسی این سالهای ایران. در دوران اوج خلاقیت خود به سر میبرند اما به نظر میرسد باید این جوشش خلاقیت را پای درگیریهای ناگزیر سیاسی قربانی کنند. ساخت فیلم در ایران در سالهای نزدیک برای فرهادی و حقیقی و جعفر پناهی تقریبا غیرممکن شده است. شاید حمید نعمتالله هم در این دسته قرار بگیرد. دیگر درباره بهمن قبادی حرفی نمیزنیم که خودتان مطلع هستید.
بهترین فیلمهای این گروه: جدایی نادر از سیمین، درباره الی، قهرمان، اژدها وارد میشود، طلای سرخ، رگ خواب، زمانی برای مستی اسبها، آتابای، چه کسی امیر را کشت، سعادت آباد، اینجا بدون من، نفس عمیق .
سینماگران نسل چهارم
نرگس آبیار، آیدا پناهنده، شهرام مکری، مجید برزگر، فرید صاحبالزمانی، علی مصفا، صفی یزدانیان، محمدحسین مهدویان، سعید روستایی، هومن سیدی، سروش صحت، پیمان قاسمخانی.
مجموعهای از سینماگران با استعداد در رنجهای سنی مختلف که عموما از اواخر دهه هشتاد به فیلمسازی روی آوردند و توانستند سینمای ایران را در ژانرهای مختلف و متنوعی پیش ببرند. آنها عامدانه الگوهای روایتی سینمای ایران را دور زدند و به شیوههای جدیدی دست یافتند. تواناییهایشان در جذب سرمایه چه از بخش خصوصی و چه بخش دولتی و حاکمیتی بسیار قابل توجه است. نسلی که در سکوی پرش به سوی افتخار قرار داشت اما ناگهان خود را درگیر ساخت سریال براي ویاودیها دید و موانع سیاسی و اجتماعی که روند فیلمسازی را سخت کرده است.
بهترین فیلم های این نسل: تی تی، نفس، جنایت بیدقت، ماهی و گربه، چیزهایی هست که نمیدانی، پله آخر، در دنیای تو ساعت چند است؟ ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز، جهان با من برقص، ابد و یکروز.



