روزنامه هفت صبح| ‌«اُپرای عروسکی حافظ» بی‌‌شک یکی از تاثیرگذارترین اپراهای گروه «اُپرای عروسکی آران» است که با آواز پر درد و تکان‌دهنده این شاعر شروع می‌‌شود. به دنبالش فریادها و ناله‌‌های جمعیت هراسان شنیده می‌‌شود که در حال فرار از حمله «امیر مبارزالدین» هستند.

با به قدرت رسیدن این حاکم ظالم، دستور آتش زدن کتاب‌‌هایی از‌جمله اشعار حافظ صادر می‌‌شود. وی شاعرانی مانند «عبید زاکانی» و «حافظ» را رنج داده و کاری می‌‌کند که راهی جز هجرت برای حافظ باقی نمی‌‌ماند. در این اُپرا، «محمد گلندام» (گرد‌آورنده اشعار حافظ) در بیشتر صحنه‌‌ها در کنار او حضور داشته و در صحنه بی‌‌نهایت تاثیرگذارِ هجرت حافظ، او را از رفتن باز می‌‌دارد.

گفته می‌‌شود که «محمد گلندام» از کسانی که غزلی از حافظ یافته‌‌اند، می‌‌خواسته که این غزل را به او تحویل دهند و در ازایش سکه بگیرند. به این علت بسیاری از اشعاری که از شاعران دیگر بوده نیز به حافظ نسبت داده شده که بعدها محققان اشعار اصلی را جدا کرده‌‌اند. در این اُپرای عروسکی اما جمع‌‌آوری شعرهای حافظ با حفظ کردن این اشعار توسط «محمد گلندام» و دیگر مریدان اتفاق می‌‌افتد و این اشعار نسل به نسل منتقل گشته و در نهایت مکتوب می‌‌شود.

«اُپرای عروسکی حافظ» شاید در مورد اتفاقات قرن هشتم حرف زده و از رنج‌‌های حافظ سخن بگوید، اما مهم‌‌ترین ویژگی‌‌اش نزدیک بودن این داستان‌‌ها به زمانه فعلی است. گویی در این چند صد سال هیچ تغییری در اوضاع مردم ایران حاصل نشده و هنوز هم همانند گذشته در رنج به‌سر می‌‌برند؛ رنجی دائمی و بی‌‌پایان. اگر نگاه کنیم جای خالی بسیاری از هنرمندان را می‌‌بینیم که به دلایلی دیگر به کار تن نمی‌دهند. برخی از آنها نیز همچون حافظ بخت خود را در این شهر آزمودند و تصمیم گرفتند رخت‌‌شان را از آن بیرون بکشند، اما «محمد گلندام» نداشتند تا مانع رفتن‌‌شان شود.

حافظ از درد تنهایی‌‌اش می‌‌نالد. «ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی» و چه بسیارند کسانی که در حالی‌که این فیلم‌تئاتر را می‌بینند از تنهایی به ستوه آمده‌‌اند. تنهایی نیز رنجی مختص به همه ایام است همانند عشق؛ «درد عشقی کشیده‌‌ام که مپرس». حافظ هم مانند بسیاری از مردمانِ امروز، در سوز عشق گریسته و در غم تنهایی زیسته. نمایشِ این رنج‌‌های همیشگی، «اُپرای عروسکی حافظ» را تبدیل به اُپرایی برای تمام دوران می‌‌کند؛ آن‌‌قدر که می‌‌شود هر سال به تماشایش نشست و هر بار با آن همذات‌‌پنداری نموده و متاثر شد.

«اُپرای عروسکی حافظ» فراتر از یک اُپرا عمل می‌‌کند. شعرهای حافظ که ممکن است تا به حال بارها شنیده شده باشد، وقتی با سوز صدای آواگرانِ این اُپرا همراه می‌‌شود، رنگی دیگر به خود گرفته و عمیق‌‌تر به نظر می‌‌رسد. «بهروز غریب‌‌پور» با اجرا بردن این اُپرا نه تنها به موسیقی و نمایش خدمتی بزرگ کرده، بلکه در ادبیات نیز گامی درست برداشته است که به آشنا کردن بیشتر مردم با اشعار حافظ ختم می‌‌شود؛ اشعاری که زمان و جغرافیا ندارد و گویی برای همه ایام سروده شده است.

نویسنده، طراح و کارگردان: بهروز غریب‌پور
بازی‌‌دهندگان عروسک: مریم اقبالی/ علی پاکدست/ علی ابوالخیریان/ مرجان احمدی/ مرضیه سرمشقی/ نسیم امیرخسرو/ هانی حسینی/ سارا اقبال/ مهرنوش صادقیان/ صدف بیگدلی/ زینب اشرف‌زاده/ الهام وفایی/ مائده مدنی/ نیلوفر ساسانی

آواگران: علیرضا قربانی/ اسحاق انور/ وحید تاج/ علی زند‌وکیلی/ هاله سیفی/ سحر محمدی/ امین هدایتی/ بابک صبوری/ اسماعیل محمدی/ حسین رضا اسدی/ حسن برکتی/ علیرضا سعیدی/ وصال علوی/ مهدی شجاعی/ حامد کاظمی/ مهدی هدایی/ آزاده فرپور و …

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.