روزنامه هفت صبح، علی ملاصالحی | اگر تمام تولیدات کمپانی مارول اعم از فیلمها و سریالها را در چند وقت اخیر دیده باشید، یا خیلی بیکار هستید یا واقعا خوره کامیکبوک! دنیای سینمایی مارول که از سال 2008 شروع شده، حالا بعد از آنچه خود حماسه بینهایت (Infinity Saga) مینامد و با آخرین فیلم آن رکورد فروش تاریخ سینما را جابهجا کرد، حماسه چندجهانی (مالتیورس) را با فاز چهارم فیلمهایش بهراه انداخته است.
تاسیس سرویس دیزنیپلاس هم باعث شد تا مارول علاوه بر فیلمهای همیشگیاش (که تقریبا میشود دو یا سه فیلم در هر سال) سریالهایی 6 تا 9 قسمتی تولید کند که حتی بهعنوان یک علاقهمند به دنیای ابرقهرمانها هم دنبال کردن تمام آنها کاری سخت و زمانگیر به حساب میآيد. آنچه بیش از همه به نمود فاز چهارم بدل شده، اشباع روایتها با 8 سریال و 7 فیلم است. انگار هر جایی را که نگاه میکنید، دنیای سینمایی مارول در آن رسوخ کرده است.
انتقادات بزرگان سینما مثل مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، فرانسیس فورد کوپولا و حتی کوئنتین تارانتینو در چند وقت اخیر هم مزید علت شده که بسیاری از پیچیدگیها و وابسته بودن فیلمهای مارول به اطلاع از خطوط داستانی قبلی و البته وابستگی بیش از حدشان به جلوههای ویژه کامپیوتری و داستانهای نهچندان پیچیده و لذتبخش انتقاد کنند. انتقادی بحق برای کسانی که تمام عمرشان خوره کامیکبوک نبودهاند و نمیدانند رابطه هاوارد اردک با دست گمشده سرباز زمستان چیست و چرا باید یک فیلم سه پایان مخفی داشته باشد؟
بعد از شکست تجاری و انتقادی آثاری مثل «جاودانگان»، مارول خودش هم متوجه شد که فرمول همیشگی قبلی کار نمیکند و به همین دلیل دست به نوآوری زد. یکی از سنتهای برنامهسازی در خارج از کشور، اپیزودهای ویژه تعطیلات است. سریالهای محبوب مثل «اداره» یا «دکتر هو» همه اپیزودهایی تمدار با توجه به مناسبتهای سال دارند. مثلا برای کریسمس، هالووین یا روز استقلال آمریکا.
حتی در اوایل دهه هشتاد میلادی، «جنگ ستارگان» هم اپیزودی کریسمسی به روی آنتن برد. حالا دنیای سینمای مارول هم وارد این بازی شده و تا به حال دو اپیزود ویژه برای دو مناسبت تقویم غربی بر روی سرویس دیزنی پلاس عرضه کرده است. اپیزودهای سبک و کمتر از یک ساعت که قرار است بخش کوچکی از تفریح آن مناسبتها باشند.
«گرگینه در شب» اولین تجربه مارول در این عرصه، ویژهبرنامهای با تم ترسناک برای هالووین است. تمی که کمتر در دنیای سینمای مارول روی آن کار شده. مایکل جاکینو و آهنگساز برنده اسکار برای انیمیشن «بالا»، حالا لباس کارگردانی به تن کرده و این اپیزود را ساخته است. فیلم روایت گروهی شکارچی هیولاست که بعد از مرگ رهبر خود در قلعه او جمع میشوند تا در مسابقه هیولاکشی، جانشین منتخب او مشخص شود. اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
«گرگینه در شب» یکی از متفاوتترین آثار دنیای سینمایی مارول در تمام این سالها از لحاظ سروشکل است. این اثر کاملا سیاهوسفید، بیشتر ادای دینی به آثار ترسناک قدیمی یونیورسال و همر مثل «دراکولا»، «فرانکنشتاین» و «مومیایی» است تا یک فیلم ابرقهرمانی معمول و رنگارنگ.
گائل گارسیا برنال در نقش یک گرگینه حضوری متفاوت از تصویر همیشه آشنای گرگینهها دارد و فیلم از لحاظ فرم و قالب نفسی تازه در دنیای سینمای مارول میدمد، مخصوصا که تا الان کمتر به دنیای هیولاها، خونآشامها و شکارچیانشان و اصطلاحا دنیای تاریک مارول پرداخته شده. «گرگینه در شب» با وجود زمان کم، قصه سرراست و ارجاعات متعدد به شاهکارهای کلاسیک ترسناک، میتواند تجربه سرگرمکنندهای باشد حتی برای کسانیکه دنیای مارول را دنبال نکردهاند.
دومین ویژهبرنامه مارول به مناسبت تعطیلات کریسمس و بهتازگی منتشر شده است. با «نگهبانان کهکشان: ویژهبرنامه تعطیلات» شاهد بازگشت جیمز گان به دنیای سینمایی مارول هستیم، آن هم بعد از اینکه رسما کنترل خلاقانه دنیای سینمایی رقیب مارول یعنی دیسی به او سپرده شده.
نگهبانان بهتازگی جایی بهنام ناکجاآباد را از شخصیت کلکسیونر خریدهاند و در حال ساختوساز آن هستند که کریسمس روی زمین فرا میرسد. شخصیت مانتیس (پوم کلمنتیف) و درکس (دیو باتیستا) متوجه میشوند که پیتر (کریس پرت) در کودکی خواسته کریسمس را جشن بگیرد اما یاندو مرشد او جلویش را گرفته. حالا برای بازگرداندن روحیه کریسمس به پیتر آنها تصمیم میگیرند که هدیه ویژهای در کریسمس به او بدهند: شخص کوین بیکن بازیگر آمریکایی که اسطوره کودکی پیتر است. پس به روی زمین میآیند تا بیکن را از هالیوود بدزدند!
این ویژهبرنامه همه مواد لازم برای یک اپیزود ویژه کریسمس را دارد، لذت دور هم بودن، کادو، برف و شب زندهداری. زوج مانتیس و درکس، با نقشههای احمقانه اما خوشدلانهشان یادآور ابوت و کاستلو یا لورل و هاردی هستند که هرگز هم درسی از حماقتهایشان نمیگیرند، اما نهایتا در دنیای ابلهانهشان پایانی خوش را رقم میزنند.
حقیقت این است که این ویژهبرنامهها را نباید به چشم یک فیلم یا اپیزود روتین از سریال دید. نزدیکترین چیز به این محصولات، اپیزودهای ویژه عید «کلاه قرمزی» در تلویزیون است. مخاطب در دنیایی آشنا، با شخصیتهایی که از قبل آنها را میشناسد، ماجرای کوتاه تمدار و متناسب با تعطیلات را تماشا میکند؛ در انتها حس خوبی میگیرد و تمام.
داشتن انتظاری بیشتر از این محصولات اشتباه است و مارول هم این را میداند. و اتفاقا درست زمانی که خطوط درهم تنیده روایتها و ارجاعات و شخصیتهای مارول بیش از حد تحمل در حال زیاد شدن هستند، تماشای این ویژهبرنامهها که چیز زیادی از مخاطب نمیطلبند، تنوعی لذتبخش است.



