روزنامه هفت صبح، سینا بحیرایی | یک: هیولاهای ترسناک یونیورسال و فیلمهای ترسناک فراوانی که براساس آنها ساخته شد، نقش مهمی در تاریخ سینمای هالیوود داشتهاند. اما در میان اینهمه هیولای مختلف، سه موجود بودند که منبع ادبی مستقیمی نداشته و از ذهن نویسندههای این شرکت فیلمسازی نشأت گرفته بودند. این سه هیولا عبارت بودند از مومیایی، موجود باتلاق سیاه و مرد گرگنما. در میان این سه موجود هراسناک، میتوان گفت گرگنما از دو مورد دیگر مشهورتر بود. هیولایی که با «مرد گرگنما»، فیلم محصول ۱۹۴۱ جرج وگنر، به شهرت فراوانی رسید.
دو: فیلم داستان مردی بهنام لری تالبوت (لان چینی) است که به زادگاه خود در لیانولی برمیگردد تا دوباره با پدر خود آشتی کند. او در این شهر با دختری زیبا بهنام گوون کانلیف آشنا میشود. یک شب که در جنگل با هم قرار گذاشتهاند، تالبوت با یک گرگ درگیر میشود و او را میکشد و خودش هم زخمی میشود. بعدا معلوم میشود موجودی که آن شب تالبوت از میان برده یک گرگنما بوده نه یک گرگ معمولی، و زخمی که به بدن او وارد شده باعث میشود او هم بهزودی یک گرگنما شود. او خیلیزود به یک خطر جدی برای تمام مردم شهر تبدیل میشود.
سه: «مرد گرگنما» اولین فیلمی نبود که شرکت یونیورسال براساس شخصیت گرگنما ساخت. این شرکت پیشتر یک فیلم دیگر بهنام «گرگنمای لندن» (استوارت واکر- ۱۹۳۵) ساخته بود که آنچنان که باید، مورد توجه قرار نگرفت. این فیلم سال ۱۹۴۱ جرج وگنر بود که این موجودات خیالی را به فیلمبینها شناساند و به محبوبیت فوقالعادهای رسید. فیلم بهفروش خوبی رسید و دنبالههای زیادی براساس آن ساخته شد. در تمام دنبالهها خود لان چینی در نقش اصلی ظاهر میشد و همیشه میگفت مرد گرگنما مثل بچهاش میماند!
چهار: جالب این است که گرگنما با وجود اینکه به محبوبیتی افسانهای در دنیای سینما رسید، هیچوقت یک دنباله مستقل برای خودش نداشت و بیشتر در فیلمهای هیولاهای دیگر یونیورسال ظاهر میشد. «فرانکشتاین با گرگنما دیدار میکند» (روی ویلیام نیل- ۱۹۴۳) و «خانه فرانکشتاین» (ارله سیکنتون- ۱۹۴۴)، از معروفترین نقشآفرینیهای بعدی لان چینی در قالب مرد گرگنما هستند.
پنج: «مرد گرگنما» از معدود فیلمهای تاریخ سینماست که کاملا خلاف پیشبینی کارشناسان عمل کرده است. فیلم قرار بود چند وقت بعد از حمله پرل هاربر (حمله هواپیماهای ژاپنی به پایگاه دریایی آمریکا) اکران شود. خیلیها پیشبینی میکردند که الان زمان مناسبی برای نمایش یک فیلم ترسناک نیست. چرا که مردم آمریکا همچنان در شوک این حمله هستند و بعید است استقبال خوبی از یک فیلم ترسناک داشته باشند. اما یونیورسال این خطر را کرد و «مرد گرگنما» را هرطوری بود اکران کرد. اتفاقا فیلم مورد استقبال زیادی قرار گفت و یکی از پرفروشترین فیلمهای آن سال یونیورسال شد.
شش: وقتی فیلمهایی مثل «مرد گرگنما» را میبینیم، متوجه میشویم سینمای امروز چقدر محافظهکار و محتاط شده است. آنزمان برای رسیدن به موفقیت و خلق فیلمهای پرفروش، دست به هر ریسکی زده میشد. هر پروژهای ممکن بود مورد تایید قرار بگیرد و تولید شود. حتی پروژهای مثل «مرد گرگنما» که آن زمان اصلا امکان تولیدش هم به آن صورت وجود نداشت و برای پیادهسازیاش کلی ترفند و دوز و کلک زده شد.
اما سینمای امروز، با این همه امکانات فیلمسازی و شرایطی که راحتتر از همیشه است، مملو از دنبالههای سینمایی مختلف شده است. باید سالها بگذرد تا یک شخصیت بکر و تازه در دنیای سینما و تلویزیون خلق شود، شاید بتوان «مندلورین» (جان فاورو- ۲۰۱۹) را یک محصول تازه در نظر گرفت، ولی چند مورد مشابه دیگر میتوان پیدا کرد؟
هفت: مسلما یکی از مهمترین سوالهایی که در مورد این فیلم به ذهن میرسد، این است که جلوههای ویژه آن با توجه به سال تولیدش، به چه صورتی انجام شد. جک پیرس که جلوههای ویژه «گرگنمای لندن» را انجام داده بود، برای این پروژه هم استخدام شد. او برای «گرگنمای لندن» یک گریم سنگین و عالی آماده کرده بود، ولی هنری هال، بازیگر نقش گرگنما در آن فیلم معتقد بود این گریم بیش از حد سنگین است و هیچ اثری از چهره بازیگر اصلی در آن دیده نمیشود. نتیجه این شد که پیرس تغییراتی صورت داد و یک طراحی تازه ترتیب داد، به نحویکه چهره بازیگر اصلی هم مشخص باشد. او این تجربهها را در فیلم «مرد گرگنما» هم دوباره به کار گرفت.
هشت: جلوههای ویژه فیلم به آن صورت دردسر چندانی نداشتند، تنها باید یک لباس طراحی میشد. تنها دو صحنه چالشبرانگیز بود که عوامل و البته لان چینی را خیلی بهدردسر انداخت. یکی از آنها جایی است که تالبوت برای اولینبار تبدیل به گرگ میشود، دومی هم مربوط به پایان فیلم است که تالبوت از کالبد گرگ به حالت انسان درمیآید.
۹ : در سال ۲۰۱۰ و در ادامه تلاشهای یونیورسال برای احیای فیلمهای ترسناک کلاسیک خود، بازسازی از «مرد گرگنما» صورت گرفت. این بازسازی که همین نام را داشت، توسط جو جانستون کارگردانی شده بود و بنسیو دلتورو، آنتونی هاپکینز و امیلی بلانت بازیگران اصلی آن بودند. یونیورسال روی این فیلم حساب زیادی باز کرده بود و دوست داشت دنبالههای مختلفی از آن بسازد. ولی فیلم هم در گیشه هم در نظرات منتقدان بسیار ضعیف عمل کرد، به حدی که پروژه ساخت دنبالهای برای آن برای همیشه متوقف شد.



