روزنامه هفت صبح | این مطلب مروری است بر بهترین بازیهای سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب. طبیعی است که سلیقه شخصیام و برداشت من از بازی کردن در سینما در این مطلب مشخص است. مشخص است که سبک بازی سرکار خانم سوسن تسلیمی در این دایره قرار نمیگیرد. در حالی که ستایشگران درجه یکی دارد. در این مطلب که احتمالا دو یا سه قسمت خواهد بود یکسری از اسامی مدام تکرار میشوند که به نظرم بهترین بازیگران سینمای ایران بودهاند و یکسری از فیلمسازان که متخصص گرفتن بازیهای استثنایی هستند.
دلم میخواست این مطلب دو یا سه قسمتی را از سینمای قبل از انقلاب شروع میکردم و با خیال آسوده از درخشش مری اپیک در بن بست مینوشتم و یا شهره آغداشلو در گزارش. از بازی دینامیک بهروز وثوقی در قیصر مینوشتم و یا فروزان دایره مینا. اما خب باید اقرار کرد که بازیهای خوب در سینمای قبل از انقلاب خیلی کم هستند و در آن چند تا بازی خاص هم نقش محمد اسماعیلی و چنگیز جلیلوند گاه از بازیگرهای اصلی هم بیشتر است و همینطور در مورد بازیگران زن هم صداهای یکنواخت و شارپ دوبلورها ماهیت نقشها را تغییر میداده.به نظرم وقتی درباره کیفیت بازیگری حرف میزنیم میتوانیم سینمای قبل از انقلاب را نادیده بگیریم.مشکلی پیش نمیآید…
و دیگر اینکه در این سلسله مطالب بازیهای تلویزیونی را در نظر نمیگیریم که خودش به یک پرونده مفصل جداگانه احتیاج دارد.
اجارهنشینها : این اولین تیم شگفتانگیز بازیگری در سالهای پس از انقلاب است. عزتالله انتظامی در نقش پسر حمیده خیرآبادی. با آنکه به لحاظ سنی از او بزرگتر است. این مادر و پسر شگفتانگیز هستند.با تکیه بر نوعی لهجه شیرین تهرانی که تاکید مهرجویی بر صدابرداری سر صحنه شیرینی آن را دو چندان کرده است.در آن کمدی زیبا رضا رویگری و اکبر عبدی و منوچهرحامدی و سیاوش طهمورث هم درجه یک هستند و چه نقشی دارد فردوس کاویانی.
ناخدا خورشید: داریوش ارجمند و سعید پورصمیمی توفان به پا میکنند. ارجمند حیرتانگیز است هرچند بخشی از درخشش او در نقش بدیل ایرانی هری مورگان به بازی با صدای محمد اسماعیلی مربوط است. سعید پورصمیمی اما صدای خود را دارد.در نقش دستیار کاپیتان که به لحاظ رعایت جزئیات پهلو به پهلوی کار بزرگ والتر برنان در داشتن و نداشتن هاوارد هاکس میزند. در این فیلم درخشان علی نصیریان و فتحعلی اویسی هم بینظیر هستند.
شیرسنگی: هماوردی علی نصیریان و عزتالله انتظامی به عنوان دو خان ایلیاتی در دوران جنگهای ضد استعماری چشمها را خیره میکند. بهخصوص مکالمه این دو نفر در کوهستان که با میزانسنهای خوب جعفری جوزانی نمایشی از همه آن چیزهایی است که از بازیگری انتظار داریم.
دندان مار: فرامرز صدیقی ازفیلم تیغ و ابریشم به بازیگر مورد علاقه کیمیایی برای بازی درنقش قهرمانهای خسته و میانسال بدل شده بود. دندان مار صدیقی را در اوج تواناییهای خود نشان میدهد و یکی از دوستداشتنیترین قهرمانان کیمیایی آفریده میشود.در این فیلم عالی،گلچهره سجادیه در نقش خواهر ستمدیده صدیقی یکی از ممتازترین نقشآفرینیهای زنانه تاریخ سینمای ایران را به نمایش میگذارد.
هامون: راهی برای گریز از جذبه دلچسب نقش حمید هامون وجود ندارد، حتی اگر ۳۲ سال از زمان ساخته شدنش گذشته باشد. این نقش بینظیر و بیبدیل نمایشی کامل از خصوصیات یک روشنفکر سرگردان و به بن بست رسیده است. پرشور،صادق و منفعل همراه با تلاشی عظیم برای خروج از این انفعال ناگزیر. هامون و بازی زیبای خسرو شکیبایی از ذهن ما خارج نخواهد شد. هرگز.
پرده آخر: سعید پورصمیمی اینجا بر قله بازیگری تاریخ سینمای ایران میایستد. چابک است و سریع با تسلطی چشمگیر بر بیان و حرکات بدن. در کنار او ماهایا پطروسیان ۲۰ ساله هم در اولین نقشآفرینی سینماییاش بهترین بازی همه کارنامه سینماییاش را بر جای میگذارد و این در حالی است که نه پطروسیان و نه پورصمیمی بازیگران اصلی این فیلم نیستند.
مسافران: نقش فاطمه معتمد آریا در مسافران نقشی کوتاه است اما در این فیلم پربازیگر و در حالی که دوربین و متن بیشتر روی جمیله شیخی و مژده شمسایی تمرکز دارد بازی فاطمه معتمد آریا نفسگیر است. با یک چگالی شدید از احساساتی که با مهارت بر روی پرده ظاهر و محو میشود.
سارا : نیکی کریمی بسیار جوان در اقتباس سخت داریوش مهرجویی از نمایشنامه خانه عروسکها و در نقشی که تمام بار درام روی دوش اوست حیرتانگیز ظاهر میشود. حساس، ظریف و با یک اشتیاق و انرژی باورنکردنی در هر صحنه. دو جایزه بینالمللی رهاورد این شاه نقش تکرارناشدنی برای نیکی کریمی ۲۱ساله بود. او آنقدر خوب است که بازیهای خسروشکیبایی و امین تارخ و یاسمن ملک نصر اصلا جلب توجه نمیکنند.
سلطان: فریبرز عرب نیا سال قبل در ضیافت نقش اول را بازی کرده بود و حالا در سلطان نشان میدهد که چه پتانسیل ذاتی به عنوان یک بازیگر دارد. میمیک و بیان و درک درستش از نقش بازی او را در نقش جیب بر عاشق پیشه آرمانگرا در یاد ما ثبت کرده است. بازیگر روبهرویش هدیه تهرانی است در اولین نقش سینماییاش.
لیلا: لیلا حاتمی اولین نقش مهم دوران بازیگریاش را ایفا میکند. نقشی که انگار برای او نوشته شده است. دخترکی جوان و درونگرا که شوهر جوان و عاشق پیشه خودرا به آزمون عشق و تحمل میکشاند و با ناباوری شاهد درهم شکسته شدن شمایل همسرش در این آزمون سخت میشود. لیلا آنقدر نقش کاملی بود که هنوز تن صدای لیلا حاتمی در این فیلم و جملاتش در گوش تماشاگران یک نسل از سینمای ایران زنگ میزند.
شوکران: تیم سلطان بار دیگر رو در روی هم. با این تفاوت که این بار این هدیه تهرانی است که موتور محرکه قصه است. اکتیو،ظریف و با اعتماد به نفس. اوست که در روابط دراماتیک فیلم بالا و پایین میشود و تلاطمات احساسیاش قلب تماشاگران را به درد میآورد و در عوض عرب نیا اینجا آرام است و درونگرا و منفعل و هردو درجه یک.
کاغذ بیخط: در کاغذ بیخط هدیه تهرانی به وضوح اعتماد به نفس خود را از دست داده است.آن زن سرد مسلط اینجا با کار فنی تقوایی به یک زن شکننده بدل شده که در بحران بیاعتمادی به همسرش غوطه میخورد. در روبهروی او خسرو شکیبایی با همان تواضع و فروتنی همیشگیاش بدون آنکه تلاشی کند تا صحنه را به نفع خود ضبط کند. رودررویی این دو بازیگر صحنههایی بینظیر را در سینمای ایران میآفریند.
من ترانه پانزده سال دارم: اولین فیلم و در حالی که تنها ۱۸ سال دارد. ترانه علیدوستی که شاه نقشی منحصربهفرد را در این فیلم رسول صدرعاملی ایفا کرد. با قدرت بیان درجه یک و نوعی معصومیت پخته و موثر. ترانه علیدوستی برای عبور از سطح بازیاش در این فیلم یک دهه صبر کرد.
مهمان مامان: در این فیلم پرستاره سخت است بازیگر اول و دوم را تشخیص داد اما هرچه هست امین حیایی و پارسا پیروزفر در این فیلم درخشان است و از نوعی سبکی و ملنگی خاص برخوردارند که بعدها در دهه نود در کارهای رضا عطاران و برخی فیلمسازان دیگر رویت میکنیم. حیایی و پارسا هیچ وقت اینقدر راحت و شوخ و جذاب نبودهاند. هیچ وقت!
چهارشنبه سوری: فیلم بیشتر حواسش به حمید فرخ نژاد و ترانه علیدوستی است اما این هدیه تهرانی است که یک شاه نقش خارقالعاده را ایفا میکند. نوعی جانفشانی و فرورفتن در نقش زن بحرانزده طبقه متوسط. صحنه گریه ناگهانی او جایی که سحر دولتشاهی در حال دلداری دادن به اوست بینظیر است. اینجا دیگر عبور از نقش و با آن یکی شدن که حد اعلای بازیگری در سینماست رخ داده است.
ادامه دارد



