روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | برخلاف تصورات عامه، ‌وضعیت ورزش قهرمانی در ایران قبل از انقلاب چندان روبه‌راه نبوده است. نتایج تیم‌های ورزشی ایران در سال‌های 55 و 56 و 57 در رشته‌های مختلف از والیبال و بسکتبال تا واترپلو و بوکس و کشتی و وزنه‌برداری نشانه‌های واضح افول و رکود را نشان می‌دادند.

در واقع جاذبه فوتبال به‌حدی بود که تمام چشم‌ها به زمین‌های چمن بود. علاقه مفرط رضا پهلوی نوجوان به فوتبال (او به‌شدت طرفدار پرسپولیس و علی پروین بود و گاه‌به‌گاه هدایایی را برای پروین می‌فرستاد) و همین‌طور سابقه فوتبالی ژنرال خاتم که شوهر فاطمه پهلوی بود و فرمانده نیروی هوایی و پشتکار ژنرال خسروانی که مالک باشگاه تاج بود،‌ موجب شده بود تا رسانه‌ها با فراغ‌بال و بدون عذاب وجدان درباره ستاره‌های فوتبال ایران در دهه پنجاه داستانسرایی کنند و نتایج تیم‌های باشگاهی در بازی‌های دوستانه مقابل تیم‌های بزرگی که به‌شکل توریستی به ایران می‌آمدند را با توصیفاتی حماسی همراه کنند.

فلان شوت رعدآسای پای چپ و گل زدن به بزرگ‌ترین دروازه‌بان دنیا و دریبل زدن آن یکی مدافع قدرقدرت و گل برگردان زدن به فلان دروازه‌بان پرآوازه انگلیسی. این درحالی بود که این تیم‌ها در اقامت‌های 24 یا 48 ساعته خود بیشتر در پی کاسبی مالی و دریافت دستمزدهای کلان بودند و خستگی سفرهوایی را به شب‌نشینی با رقاصه‌های کاباره‌های تهران و نوشخواری با نوستاره‌های سینمای ایران پیوند می‌زدند و عموما با درصدی از آمادگی ایده‌آل جلوی فوتبالیست‌های ایرانی می‌ایستادند.

موفقیت‌های فوتبال این ورزش را از میانه دهه چهل (قهرمانی در جام ملت‌های آسیا در سال 1347) به‌شدت در نگاه عامه عزیز کرده بود و این درست همزمان شده بود با افول نسل طلایی و بدون بازگشت قهرمانان بزرگ کشتی ایران که با خودکشی غلامرضا تختی بزرگ‌ترین و مردمی‌ترین چهره خود را از دست داده بودند.

این شیوع فوتبال دقیقا همزمان بود با رشد اقتصادی شگفت‌انگیز میانه دهه چهل. و درست هم‌زمان با فوتبال، سینمای ایران هم به یک صنعت فراگیر بدل شده بود. به این ترتیب ورود سینمای ایران و فوتبال ایران به فرهنگ عامه دقیقا هم‌زمان با موفقیت‌های بزرگ اقتصادی دهه چهل بود که با برنامه علینقی عالیخانی شکل گرفته بود.

این‌که این موفقیت‌ها چقدر در چارچوب عدالت اجتماعی شکل گرفته بود یک داستان دیگر است چراکه شیوه خاص این اصلاحات اقتصادی موجب ورود پول به سمت بخشی از سرمایه‌داران برگزیده و معتمد شده بود و هم‌زمان در بخش‌های بهداشت و تغذیه و متوسط عمر شرایط چندان بهبود پیدا نکرده بود و البته بخشی از همین عواید هم خواه‌ناخواه به سمت دربار راهش را کج می‌کرد.

با این حال تولید و زایش سرمایه، رونقی به جامعه داده بود و سینما و فوتبال و همین‌طور معماری و موسیقی پاپ، فرزندان غیرقابل اجتناب این ثروت ناگهانی بودند. جشن هنر شیراز، جشن‌های دو هزار و پانصد ساله و جشنواره فیلم تهران نشانه‌های این ثروت ناگهانی بودند و مهم‌تر از همه میزبانی بازی‌های آسیایی تهران در سال 1353. محمدرضا آماده بود که توسعه تهران را به رخ همتایان آسیایی‌اش بکشد و ساخت مجموعه ورزشی بزرگ آریامهر بخشی از این پروژه بود.

یک مجموعه غول‌آسا که ظرفیت‌های ورزشی پایتخت را به چندین برابر افزایش داد. تهران ناگهان سعی کرد خودش را برای این اتفاق مهم آماده کند. خط‌کشی‌ها و جدول‌کشی‌ها و پل‌های هوایی در سراسر تهران به وجود آمدند و… برگزاری موفق بازی‌های آسیایی در تهران و حضور ایران در رده دوم جدول با 36 طلا (23تای آن از کشتی و وزنه‌برداری به‌دست آمده بود و البته یک طلای شمشیربازی بانوان و فوتبال و سه طلای دوومیدانی و…) انگار مراسم اختتامیه آن جوش و خروش اقتصادی دهه چهل بود.

هم‌زمان با همین بازی‌هاست که افزایش ناگهانی بهای نفت، ‌اقتصاد ایران را از ریل‌هایی که عالیخانی و دوستانش با دقت چیده بودند خارج کرد و محمدرضا در قامت یک دیکتاتور همه‌چیزدان، ‌یک‌به‌یک مشاوران اقتصادی را از دور خارج می‌کرد و به تصویر رمانتیک خود از یک ایران پیشرفته پروبال می‌داد.

بعد از سال 53 دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نبود. تورم و خاموشی برق و کمبود مسکن و‌ بازگشت رکود اقتصادی و چگالی مهاجرین به تهران و کاهش نمایش فیلم‌های معتبر در سینماها و به جایش کمدی‌های درجه دو و سه ایتالیایی و فرانسوی با حضور استارلت‌های بین‌المللی مثل ادویژ فنک و الکه زومر و باربارا بوش. افزایش شدید واردات و بالا گرفتن سفته‌بازی و بورس‌بازی و زمین‌خواری.

شاید تنها بخش روشن‌تر ماجرا تجربه یک موسیقی پاپ متعالی در این سال‌هاست که هنوز هم با شگفتی می‌توان کیفیت و نبوغ نهفته در آن قطعات را تحلیل کرد. حضور ایران در جام‌جهانی 1978 خارج از جریان ورزش ایران و در ادامه تصویر ستاره‌وار و سینمایی از این ورزش قابل تحلیل است.

سایر اخبارکاربران ویژه - تک نگاریرا از اینجا دنبال کنید.