روزنامه هفت صبح، رضا فراهانی| یک: خیلیها معتقدند لذتی که در قهرمانیهای پیشبینی نشده است در قهرمانیهای دائمی نیست، میگویند پدیدهها دوستداشتنیتر از قهرمانهای همیشگیاند، هرچند تاریخ ورزشکاران را بیشتر با پیوستگی در برنده شدن بهخاطر میسپارد اما لابهلای اعداد و ارقامش جایی وجود دارد مخصوص مدالآفرینان حیرتانگیز، آنهایی که نباید قهرمان میشدند و شدند، آنهایی که تا قبل از بالا رفتن از سکو برای هیچکس مهم نبودند، آنهایی که هیچکس ندید از کجا آمدند و کجا بودند و یکباره در چشم بههم زدنی مدال در گردنشان قرار گرفت.
دو: هر بار که در سریال پژمان جمشیدی با شوخی میگفت «مگه هند هم فوتبال داره؟» با خودم فکر میکردم اگر سریال مشابهی در آنجا ساخته شود کدام ورزش ما میتواند اینگونه دستاویز شوخی باشد؟ ما در چه رشته ورزشی حضور داریم ولی اینقدر ضعیف و نحیف؟ بعد لیستی از رشتهها در سرم ردیف میشد، از ورزشهای بانوان که به دلایل خاص هیچوقت توفیقی در آنها نداشتهایم گرفته تا هاکی و اسکیت و تنیس.
این وسط یکبار که به ژیمناستیک رسیدم کمی مکث کردم، یادم آمد که این ورزش در ایران جوان نیست و اتفاقا در دورانی که ما دبیرستانی بودیم تب ژیمناستیک در کشور خیلی فراگیر بود و قاعدتا باید مدالهای مختلفی در این سالها در آن کسب کرده باشیم، اما اینگونه نبود، ما در ژیمناستیک همیشه بودیم اما هیچوقت بهچشم نیامدیم و مدال نگرفتیم.
طلسم هشتاد ساله ما حالا در بازیهای آسیایی هانگژو شکست، جاییکه هیچکس از ما انتظار مدال نداشت اما الفتی در پرش خرک توانست نقره بگیرد و اولین مدال تاریخ ایران در بازیهای آسیایی را کسب کند، شايد در روز رژه کاروان ایران هیچکس او را نمیشناخت و هیچکس برایش سهمی از موفقیت در نظر نگرفته بود اما او جوری میله را گرفت و بالا و پایین رفت و تاب خورد که داوران نتوانستند از نمایشش بگذرند.
او برخلاف همه ژیمناستیککارهایی که برای کسب تجربه میرفتند با مدال و فخر و غرور به کشور بازگشت و حالا گلستان لابد به خودش میبالد که چنین جوان بینظیری دارد. نمیدانم بعدها باز هم مدال خواهيم گرفت یا نه، نمیدانم این مدال نتیجه یک مسیر برنامهریزی شده است یا جرقهای که دیگر تکرار نخواهد شد، اما میدانم اولین بودن برای خودش جای جداگانهای در قلب تاریخ ورزش دارد. الفتی حالا اولین است، بهیادماندنیترین و البته حیرتانگیزترین!

