
هفت صبح| دو سال قبل رسیدگی به قتل جوانی به نام نوید با اعلام از سوی کادر درمان بیمارستانی در ورامین در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. به این ترتیب تیم جنایی به همراه کارآگاهان جنایی برای رسیدگی به ماجرا بالای سر جسد مقتول در سردخانه بیمارستان حاضر شدند. بررسیهای ابتدایی تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی حکایت از آن داشت که مقتول با وارد آمدن یک ضربه چاقو به کتف و همچنین یک ضربه به کمر به قتل رسیده است. در حالی که با دستور بازپرس جنایی جسد به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد، تحقیقات کارآگاهان برای روشن شدن راز جنایت آغاز شد.
دستگیری متهم
در بررسیهای ابتدایی مشخص شد که نوید در جریان یک درگیری خیابانی با راننده یک خودروی دیگر کل کل کرده که در نهایت دعوا منجر به چاقوکشی و قتل شده است.به این ترتیب دستور بازبینی دوربینهای مدار بسته صادر و مشخصات خودروی عامل جنایت مشخص شد. در ادامه صاحب خودرو نیز شناسایی شده و تحت تعقیب قرار گرفت. در حالی که متهم پس از وقوع جنایت از محل سکونت خود متواری شده بود، مدتی بعد با ردیابیهای پلیسی در محدوده کرج شناسایی و دستگیر شد.
این در حالی بود که متهم پلاک جعلی روی خودروی خود گذاشته بود تا از شناسایی شدن جلوگیری کند.در حالی که ادله و مستندات نشان میداد که متهم بازداشت شده به نام جلال عامل جنایت است، و همچنین بنا بر اعترافات ابتدایی او؛ پس از تکمیل تحقیقات ابتدایی، بازسازی صحنه جرم و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس جلال برای دفاع از خود در جایگاه قرار گرفت و گفت:«روز حادثه به همراه همسرم در نزدیکی خیرآباد ورامین در خودرو بودیم. نوید راننده یک خودروی وانت بود که جلوی خودروی من در حال حرکت بود.او یکی از چرخهای خودروی خودش را در شانه خاکی جاده انداخته بود و گرد و خاک زیادی هوا کرده بود. من بوق زدم و به این حرکتش اعتراض کردم چون مانع دید من میشد و علاوه بر این برای تنفس همسر باردارم هم مشکل ایجاد کرده بود.اما او از روی لجبازی به این راندن ادامه داد.چند نفر از دوستانش هم در قسمت بار خودرو نشسته بودند که به من نگاه کرده و تمسخرآمیز میخندیدند.»
متهم ادامه داد:«کمی که در مسیر پیش رفتیم من از او سبقت گرفتم و جلوی ماشینش در حال حرکت بودم. او بوق میزد و از من میخواست راه بدهم که جلو برود اما من از روی عصبانیت که بابت حرکت قبلی او داشتم، راه ندادم.بالاخره این کل کل تا ورودی جاده خیرآباد ادامه داشت تا اینکه او بالاخره توانست جلوی من بپیچد. از ماشین پیاده شد و یقه من را گرفت و گفت چرا به من راه نمیدادی.همان موقع یکی از بچه محلهایم از راه رسید و با کف دست به تخت سینه او ضربه محکمی زد و گفت از اینجا برو.نوید رفت اما من همان جا صبر کردم و یک سیگار کشیدم و دوباره راه افتادم.کمی جلوتر دوباره با او برخورد کردم.ایستاده بود و گفت آنجا محله شما بود اما همین جا حسابت را میرسم.»
متهم درباره لحظه درگیری مرگبار گفت:«من از ماشین پیاده شدم و به شدت خشمگین بودم برای همین شروع به فحاشی کردم.او هم با عصبانیت به شیشه ماشینم مشت کوبید.بعد یک چوبدستی از داخل ماشینش بیرون آورد و شروع کرد به ضربه زدن به من که چوبدستی به ساعدم اصابت کرد.در همان حال یکی از دوستانش از پشت سر گردنم را گرفت و من برای اینکه خودم را از آن مهلکه نجات دهم چاقویی را که همراه داشتم بیرون کشیدم و با آن یک ضربه به کتف نوید زدم.
درست در همان لحظه عدهای از رهگذران برای میانجیگری وسط آمدند و ما را از هم جدا کردند.در همان حال نوید همچنان داشت من را تهدید میکرد.حتی دیدم که با موبایلش به کسی زنگ زد و داشت تعریف میکرد که دعوا کرده است.او حالش خوب بود و من فکرش را هم نمیکردم این ضربه منجر به مرگش شود. روز بعد از حادثه وقتی متوجه شدم نوید فوت کرده اینقدر ترسیدم که به همراه همسرم به کرج فرار کردم.همسرم باردار بود که به خاطر استرس این ماجرا جنین سقط شد.»
متهم ادامه داد:«میدانستم که احتمال دارد از طریق شماره پلاک ماشینم ردیابی شوم، برای همین در یک سایت خرید و فروش فردی را پیدا کرده و ماجرا را برای او تعریف کردم. او هم یک پلاک جعلی را به قیمت شش میلیون تومان به من فروخت.» متهم در آخر گفت:«در گزارش پزشکی قانونی نوشته شده که دو ضربه به نوید وارد شده است اما من فقط یک ضربه به او زدم. میتوانید فیلم دوربینهای مدار بسته را بازبینی کنید.من وارد کردن ضربه دوم را قبول ندارم.»
سپس وکیل متهم در دفاع از او گفت:«موکل من وارد کردن ضربه دوم را قبول ندارد.از طرفی مقتول با پای خودش به مرکز درمانی رفته که این نشان میدهد حال وخیمی نداشته.همچنین آثار احیا نیز محرز نیست. ممکن است قصور کادر درمان نیز در مرگ موثر باشد که این باید بررسی شود.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکیلش برای صدور رای وارد شور شدند.








