روزنامه هفت صبح، نادر نامدار| تا جایی‌که به‌خاطر دارم، درست در همان یکی دو روز اول مسابقات المپیک 2020 توکیو بود که ناگهان خبر رسید جواد فروغی در تپانچه بادی قهرمان شده است. خبر آنقدر عجیب‌ و غیرمنتظره بود که باور نمی‌کردیم. طبیعی هم بود. تا قبل از آن نه جواد را می‌شناختیم و نه اصلا امیدی داشتیم که در این‌جور رشته‌ها حتی مدال آسیایی بیاوریم، چه برسد به مدال طلای المپیک!

خلاصه آنقدر چک کردیم تا مطمئن شدیم که طلای فروغی حقیقت دارد. اما فروغی که در بازی‌های آسیایی هانگژو پرچمدار کاروان ایران هم بود، چند روز پیش در این مسابقات در رده باورنکردنی بیست‌وششم قرار گرفت تا بنشینیم و به این فکر کنیم که آن قهرمانی المپیک جرقه و اتفاق بود یا این بیست‌وششمی در آسیا؟

امسال در بازی‌های آسیایی، نقش جواد فروغی را یک بانوی شجاع و قدرتمند ایفا کرد. دختری به‌نام «فرانک پرتوآذر» که در مسابقات دوچرخه‌سواری کوهستان بازی‌های آسیایی هانگژو مدال برنز گرفت. شاید از نظر اعتبار و افتخار، برنز بازی‌های آسیایی با طلای المپیک قابل قیاس نباشد اما تلاش باورنکردنی این بانوی ایرانی برای مدال گرفتن واقعا ارزشی بالاتر از هر طلای دیگری داشت.

فقط کافی است ویدئوی کوتاه رکاب زدن طاقت‌فرسای او در مسابقات را ببینید که چگونه در مسیری کوهستانی و سربالا و ناهموار رکاب می‌زند و پیش می‌رود. اگر یادتان باشد که این رشته برای دختران در ایران کمی تا قسمتی ممنوعه است، بیشتر به ارزش مدال «فرانک» پی خواهید برد و به او افتخار خواهید کرد.

نمی‌دانم چرا فکر می‌کردم حسین رضازاده حداقل چهار پنج تا طلای المپیک در کارنامه‌اش دارد. آنقدر هر سال در مسابقات قهرمانی جهان قهرمان شده بود که خیلی سرخوشانه فکر می‌کردم نیمی از این طلاها را در المپیک‌ها به‌دست آورده است اما حقیقت این است که او فقط دو بار در المپیک قهرمان شده و یکی مثل هادی ساعی با دو طلا و یک برنز، پرافتخارترین ورزشکار ایران در تاریخ المپیک است!

این خوش‌بینی الکی را درباره حمید سوریان هم داشتم. در ضمیر ناخودآگاهم مطمئن بودم که او حداقل 3بار قهرمان المپیک شده است اما او فقط یک بار در ریو 2012 قهرمان شده و باقی قهرمانی‌هایش در مسابقات جهانی بوده است. حالا که بیشتر به مغزم فشار می‌آورم تصویر غم‌انگیز به خاک افتادن او در مسابقات المپیک 2016 را به‌یاد می‌آورم و حسابی برایش غصه می‌خورم.

چند روز پیش هم همین حس و حال را داشتم. وقتی محمدرضا گرایی قهرمان المپیک 2020 توکیو با آن سنجاب پرنده‌های شگفت‌انگیزش را دیدم که در مسابقات قهرمانی بلگراد، نای دو دقیقه کشتی گرفتن را هم نداشت و مدام از دست حریفانش فرار می‌کرد! باورکردنی نبود! کسی که در توکیو از سر و کول حریفانش بالا می‌پرید و امان آنها را بریده بود، در بلگراد وقت‌کشی می‌کرد تا بلکه کمی نفسش چاق بشود و بتواند تا آخر مسابقه دوام بیاورد. گرایی البته در این مسابقات برنز گرفت اما خودش هم می‌داند که این برنز در قیاس با طلای المپیکش یک مدال حلبی بیشتر نیست و نمی‌تواند به‌خاطر آن به خودش ببالد و افتخار کند.

دیگر چیزی به پایان بازی‌های آسیایی باقی نمانده است. در سه دوره اخیر هرگز کمتر از 20طلا نگرفته‌ایم اما تا عصر چهارشنبه فقط 6 طلا گرفته بودیم که دو تایش هم حسابی سورپرایزمان کرده بود. باید معجزه‌ای رخ بدهد که بتوانیم در این چند روز باقی مانده حداقل به تعداد طلاهای این چند دوره اخیر برسیم. اما بعید است که طلاهای امسال‌مان حتی با نگاهی خوش‌بینانه از 15 تا بیشتر بشود.

اگر این اتفاق بیفتد باید به فکر فرو برویم که دارد چه بلایی بر سر ورزش‌مان می‌آید. باید ببینیم چه اتفاقی رخ داده که به این سطح از ناکامی رسیده‌ایم، البته اگر دوستان مدیر مثل رضا عنایتی باشند که مدعی است با تیمش در بازی‌های آسیایی نتیجه گرفته، بعید است کلا کار به فکر کردن بکشد! احتمالا باید بگذاریم دوستان در توهم موفقیت و نتیجه گرفتن‌شان خوش باشند! کار دیگری از دستمان برمی‌آید؟

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.