روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | در مورد تاریخچه تهران فراوان میدانید و درباره چیزی که به آن طبقه متوسط شهری میگوییم. ظهور و تبلور این طبقه اجتماعی به شکلی غیرمستقیم با ظهور محلات خاص تهران همزمان شد. ظهور تهران بهعنوان یک شهر جوان و تبدیلش به یک متروپلیس از عجیبترین داستانهای جغرافیای سیاسی و اجتماعی معاصر است.
ماجرایی که از ریاست کریم بوذرجمهری بر بلدیه تهران بین سالهای 1302 تا 1312 شروع شد و با ساخت مجموعهای از ابنیه و عمارتهای دولتی و عمومی و مراکز تفریحی و همینطور کارخانهها و کارگاهها، خراب کردن دروازههای دوازدهگانه ناصری، پرکردن خندقهای دور تهران و خیابانکشیها و برقکشیها شروع شد و تا نیمه دهه بیست و ابتدای دولت پهلوی دوم ادامه یافت.
لولهکشی آب در سال 1326 ناگهان جایگاه تهران را بهعنوان شهری مطلوب برای زندگی ارتقا داد و موج مهاجرت شروع شد. از طرفی حوادثی مثل غائله آذربایجان دهها هزار اهالی تبریز و دیگر شهرهای آذری را به تهران کشاند. به شکل نمادین سه محله یوسفآباد، نارمک و نازیآباد. این سه محله به شکل ویژهای برای کارمندان دولت در نظر گرفته شده بودند و آغازی بود بر اهمیتی که این طبقه اجتماعی در چشم دیگر شهروندان پیدا کرد و اعتمادبهنفسی که همیشه ملازم این طبقه اجتماعی بوده است.
بگذارید از نازیآباد شروع کنیم. قبل از طرح توسعه این محله روایت است که محمدعلی فروغی دستور ساخت هزار دستگاه خانه را برای کارمندان شرکت بیمه صادر کرد و این ساختمانها از ابتدای دهه بیست در جایی که حالا هزار دستگاه خوانده میشود ساخته شدند. در دولت مصدق کار به شکل گستردهتری پیش رفت. دو حلقه چاه زدند و 2800 قطعه زمین به اندازههای 200 تا 600 متر و به قیمت متری 3 تومان فروخته شد و باز هم ابتدا یکسوم پول و بقیه به شکل اقساط دریافت شد.
برای این محله یک نقشه شهرسازی مدرن در نظر گرفته شد که مشهور است علیاکبر معینفر که در دولت موقت بازرگان وزیر نفت بود (همان وزیری که موقع سخنرانی در مجلس مورد حمله یکی از نمایندگان روحانی قرار گرفته بود)، نقش عمدهای در نقشههای شهرسازی این محله برعهده داشته است. اتفاقی که در نازیآباد شکل گرفت سودای مالی خریداران بود که یا به طمع سود بیشتر و یا بهخاطر تنگدستی قطعات صد یا دویست متری خود را به قطعات کوچکتر تقسیم و آنها را میفروختند.
مثلا مالک یک قطعه دویست متری، 100 متر را برای خود برمیداشت و بقیه زمین را به دو قطعه 50 متری تبدیل میکرد و میفروخت. و این باعث وفور خانهها و قوارههای کوچک در نازیآباد شد: «بیشتر خانههای کوچک در دو طبقه ساخته شده بود که طبقه دوم از حیاط پله میخورد و معمولا آن را اجاره میدادند. خانهها آب انبار داشتند و آب از شیرهای فشاری سر خیابانها تامین میشد. دستشویی در گوشه حیاط بود و آشپزخانه هم در زیر پله. خانهها حمام نداشتند. این خانههای کوچک تنها در کوچهها نبودند، حتی بیشتر خانههای خیابانهای اصلی هم کوچک شدند.» توسعه نازیآباد از سال 1335 شروع شد و در دهه چهل اوج گرفت.
اما یوسفآباد. این محله به لحاظ نقشه شهرسازی شانس نارمک و نازیآباد را نداشت. در سال 1322 میلسپو مشاور آمریکایی وزارت اقتصاد و دارایی دستور داد تا اراضی منطقه یوسفآباد که اراضی کشاورزی محسوب میشدند اما به لحاظ محصول و مرغوبیت مناسب کشت و زرع نبودند، به کارمندان این وزارتخانه تفویض شود. به کارمندان جزء قطعات زیر دویست متر و برای مدیران قطعات زیر 500 متر و زمینها متری یک تا سه تومان فروخته شدند.
یکسوم قیمت زمین نقد دریافت و بقیه به شکل اقساط بلندمدت بود. یکی دو قطعه هزار متری هم برای نورچشمیها در نظر گرفتند که مثلا یکی از آنها را ساعد مراغهای نخست وزیر وقت خرید. در مجموع تا اوایل دهه سی هشت هزار قطعه زمین فروخته شد که برای برخی قطعات کار به رقابت و مزایده و حتی قرعهکشی کشیده شد. پس اغلب مردم یوسفآباد کارمندان وزارت دارایی هستند. و از همان اوایل دهه سی ساخت و ساز شروع شد و همزمان خیابانبندی و کوچهها و اینطور کارها.
اما نارمک! این منطقه نیز در اواخر دهه بیست در اراضی 100 تا 500 متر به گروه کارمندان دولت با همان قیمت اراضی نازیآباد و یوسفآباد فروخته شد. در حدود 3000 قطعه. یعنی متری یک تا سه تومان و یکسوم مبلغ دریافت و بقیه در اقساط یک تا سه سال. داریم از ابتدای دولت محمد مصدق در سال 1330 حرف میزنیم.
نقشههای شهرسازی توسط مهندسین مشاور آلمانی طرحریزی شد و مهندس جهانگیر مظلوم کار توسعه اماکن عمومی و شهری این منطقه را به دست گرفت. در آخرین ماههای سال 1332 مهندس جهانگیر مظلوم ساخت ماکتهای ساختمانسازی نارمک را آغاز کرد که میدان هفتحوض و ایستگاه دفتر اولین قسمتهای نارمک بود که به شکل امروزی درآمد و پس از آن خیابان گلبرگ و سیمتری نارمک ساخته شد.
با ظهور این سه محله، واگذاری اراضی دیگر مناطق نیمهروستایی تهران هم شتاب بیشتری پیدا کرد. بین سالهای 1332 تا 1357 اراضی گیشا، تهرانپارس، شهرآرا، یوسفآباد، دولتآباد، خزانه نهم، مشیریه، امیرآباد، دریان نو، زیبا شهر، شهرک غرب، تهران ویلا، افسریه، نارمک، تهراننو، فرحآباد، نیروی هوایی، مجیدیه و وحیدیه، عباسآباد، سلطنتآباد، دروس و ضرابخانه، ولنجک و قسمتهای مهمی از شمیرانات به شیوههای مشابه تقسیم و فروخته شد و به یکی از سودآورترین فعالیتهای دولت در این سالها بدل شد. تهران معاصر اینگونه ظاهر شد.

