روزنامه هفت صبح | این روزها و با اکران موفق آتابای بحث بر سر پشت پرده این موفقیت چشمگیر، بالا گرفته است. فضای عاشقانه فیلم و تطابق حیرتانگیز و سینمایی آن با مختصات طبیعت اطراف، بسیاری را کنجکاو این اتفاق ساخته است. برخی به این دیدگاه روی آوردهاند که سهم هادی حجازیفر به عنوان فیلمنامهنویس و بازیگر در این موفقیت بیشتر است. خب در مورد نقش حجازیفر به عنوان بازیگر کسی شک و شبههای ندارد. حجازیفر در نقش آتابای حیرتانگیز است.
اما اختصاص سهم موفقیت فیلم بهخصوص کارگردانی دلپذیر آن به حجازیفر آن هم بر مبنای گمانه و حدس غیرمنطقی است. نمیدانیم سهم نیکی کریمی در فیلمنامه فیلم چقدر بوده است. نیکی خودش در یک مصاحبه از اختلاف نگاه حجازیفر با خودش گفته و تلاشی که شکل گرفته تا بتواند حجازیفر را به دنیای ذهنی خود نزدیک کند. او در گفتوگویی دیگر میگوید که فیلمنامه را با هم نوشتند و باز هم از تلاش برای نزدیک ساختن حجازیفر به این دنیا سخن گفته است.
به هرحال نیکی کریمی سالها با عباس کیارستمی معاشرت داشته و در فیلم باد ما را خواهد برد نقش موثری را در پروژه فیلم ایفا کرده و در سالهای اخیر هم به سینمای شاعرانه نوری بیلگه جیلان ابراز علاقهمندی کرده است و ملاقاتهای متعددی با او داشته است. طبیعتا به سادگی میشود ردپای سینمای شاعرانه و ناتورالیست کیارستمی و نوری بیلگه جیلان را در آتابای پیدا کرد. به نظرم چشمپوشی بر سهم نیکی کریمی در فیلمنامه و مهمتر ازآن در زبان بصری فیلم، یک بی عدالتی بزرگ است.
حتی اگر ریزبین باشید میتوانید اشتراکات سبکی میان آتابای و فیلم یک شب اولین فیلم بلند نیکی کریمی را هم پیدا کنید. سهم حجازیفر به عنوان بازیگر و به عنوان یکی از فیلمنامه نویسها غیرقابل انکار است و باید بخشی از شوریدگی فیلم را در کاراکتر طراحی شده برای آتابای و شیوه بازی هادی که در لوکیشن بومی و زادگاه خود ایفای نقش میکند، جستو جو کرد.
اما این جهتگیری مغرضانه در زدودن امتیاز این فیلم سنجیده از کارنامه نیکی کریمی اشتباه بزرگی است. آتابای به نیکی کریمی تعلق دارد و اسم او را به عنوان کارگردان پای خود دارد و کمتر کسی است که از شیوه کارگردانی این فیلم به وجد نیامده باشد. آتابای یک فیلم شاعرانه درجه یک است که ردپای دلبستگیهای سینمایی و ادبی نیکی کریمی کاملا درآن قابل ردیابی است.



