روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | برای دانستن راز و رمز و پشت پرده دربار در دهههای چهل و پنجاه چند تا منبع بزرگ وجود دارد.
مهمترین منبع خاطرات هفت جلدی اسدالله علم است که به تدریج در یک صندوق امانات در سوئیس جمع آوری شده بود و او انتشار آنها را منوط به مرگ خودش کرده بود. این یادداشتهای دقیق و پرجزئیات بهترین مرجع برای فهمیدن حالات محمدرضا و شرایط حکومت پهلوی هستند.
او بیش از یک دهه همدم و نزدیکترین دوست محمدرضا بوده. کسی که توسط علم برای انتشار این خاطرات انتخاب شده بود و به نوعی امین او محسوب میشد علینقی عالیخانی بود که مقدمات چاپ این خاطرات در هفت جلد را مهیا کرد. یادداشتهای روزانه او از اردیبهشت سال ۱۳۴۶ آغاز میشد و تا تیرماه ۱۳۵۶ به طول میانجامد.(او چند ماه بعد درگذشت )
دومین منبع موثق مجموعه خاطرات ارتشبد فردوست بود. کسی که از کودکی در کنار محمدرضا بزرگ شده بود و در دورهای نزدیکترین و معتمدترین دوست او محسوب میشد و سازماندهی ساواک را به عهده داشت و در پست بازرسی شاهنشاهی مایه هراس بسیاری از چهرههای رانت خوار نزدیک به دربار بود. آنچه خاطرات او را کمی مورد لطمه قرار میدهد نوشتن آنها پس از دستگیری توسط نیروهای اطلاعاتی ایران در سال ۱۳۶۲ بود.
فردوست اگر در بهمن ۵۷ گیر انقلابیون میافتاد به احتمال قریب به یقین اعدام میشد اما او چهار سال در خفا زندگی کرد و وقتی دستگیر شد که دیگر آن تب و تاب غیرقابل مهار در اعدام چهرههای پهلوی خوابیده بود. او حتی به زندان هم نیفتاد و یک نوع حصر خانگی را تجربه کرد و خاطراتش را همان موقع تدوین کرد. لحن گزنده و انتقادی او نسبت به سلطنت پهلوی و شخصیت محمدرضا میتواند تا حدی ناشی از این شرایط هم بوده باشد.
محمدرضا از نقش فردوست در جلسه بزرگ نظامیان در ۲۲ بهمن ناراضی بود و حتی او را به خیانت متهم کرده بود. ماجرای جلسه عجیبی که نظامیان به سفارش فردوست و پشتیبانی قرهباغی اعلام بیطرفی و عدم حمایت از سلطنت پهلوی کردند. جلسهای که برخی میگویند حاصل هراس آمریکا و فرستاده مخفیاش ژنرال هایزر در به قدرت رسیدن کمونیستها در ایران بوده و هراس از این که در یک جنگ خیابانی طولانی کنترل شرایط از دست دو طرف خارج و تودهایها و تندروهای مارکسیست قدرت را به دست بگیرند.
فردوست اما این گزینه را مردود میشمارد و تصمیم این شورا را حاصل نوعی نگاه خردمندانه میداند که توسط او مطرح شده است. مجموعه خاطرات فردوست اطلاعات ذیقیمتی را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد اما شرایط نگارش این کتاب باید مد نظر قرار گرفته شود. فردوست در سال ۱۳۶۶ و در سن ۶۸ سالگی درگذشت.
پرویز راجی یکی دیگر از کتابهای معتبر این دوران را نوشته است. راجی که شایع است مورد توجه ویژه اشرف قرار داشت آخرین سفیر ایران در لندن بوده است. این کتاب ابتدا به صورت پاورقی و به زبان انگلیسی در یکی از روزنامههای چاپ لندن منتشر میشد و بعد ترجمهاش در بازار ایران عرضه شد. با عنوان درخدمت تخت طاوس. یک کتاب قطور در ۴۳۲ صفحه. راجی در سال ۱۳۹۳ و در سن ۷۸ سالگی در انگلیس درگذشت.
مینو صمیمی دختر صادق صمیمی (رئیس موزه ایران باستان ) بود و هنگامی که در سوئیس زندگی میکرد به منشی سفارت ایران در سوئیس بدل شده بود. در همین سالها یعنی از میانه دهه چهل سفرهای طولانی خانواده محمدرضا به زوریخ برای تعطیلات زمستانی آغاز شده بود و هر سال تکرار میشد تا به خرید آن ویلای مشهور ختم شد.
در این مسافرتهای پرهزینه که بخشی از سیاستمداران معتمد (علم، ایادی، اردشیر زاهدی و…)هم کاروان پهلوی را همراهی میکردند نقش مینو صمیمی پررنگتر و پررنگتر شد و دست آخر به فراخواندن او به تهران توسط دستگاههای اداری زیر نظر فرح و سپس تبدیل شدن به منشی مخصوص فرح ختم شد. صمیمی در خاطراتش موضعی انتقادی نسبت به خانواده پهلوی دارد اما مشخص نیست که چگونه ۱۱ سال در خدمت این خانواده و فرح کار کرده است.
به غیر از این چهار نفر، خاطرات و گفتوگوهای بلند علینقی عالیخانی، داریوش همایون و سید حسین نصر در گفت و گو با حسین دهباشی در کتابهایی با عناوین اقتصاد و امنیت،آیندگان و روندگان،حکمت و سیاست، از مراجع بسیار مهمی در رودررویی بیواسطه با تاریخ سلطنت پهلوی هستند. خاطرات پرویز ثابتی با عنوان در دامگه حادثه هم کتاب مهمی است اما در چندین مورد ثابت شده که ثابتی از گفتن برخی حقایق در این کتاب خودداری کرده است.



