روزنامه هفت صبح، صدرا بکتاش | یک: فردای شبی که آندریاس برمه در دقیقه ۸۵، تک گل فینال خشن و کسالت‌بار ۹۰ را از روی نقطه پنالتی وارد دروازه آرژانتین کرد، من طرفدار آلمان شدم. دروغ چرا! تا قبل از آن هیچی درباره فوتبال نمی‌دانستم چون بچه‌های پنج، شش ساله معمولا اجازه ندارند تا آن موقع شب فوتبال تماشا کنند. عوضش فردا صبح که همه توی کوچه راست راست راه می‌رفتند و آلمان آلمان می‌کردند، من هم وارد بازی‌شان شدم. اسمم را گذاشتند آندریاس مولر! (آن موقع نمی‌دانستم مولر ذخیره ثابت تیم ‌ملی آلمان است)

* دو: دو سال بعد در فینال یورو ۹۲ تا دقیقه آخر جلوی تلویزیون نشستم و شکست مفتضحانه تیمم جلوی دانمارک را برای اولین‌‌بار زنده تماشا کردم. با اینکه باخت چیز تلخی است و می‌تواند هواداران ‌دل‌نازک‌ فوتبال را بدجوری دلسرد کند، تمام بازی‌های ۹۴ را دیدم. بولیوی را بردیم، با اسپانیا مساوی کردیم و برای صعود، زورکی سه- دو از سد کره‌جنوبی گذشتیم. بعد با یک پیروزی خفیف دیگر جلوی بلژیک، رسیدیم به بلغارستان و…

* سه: بعد از فاجعه ۹۴ تصمیم گرفتم برای مدتی فوتبال را کنار بگذارم. در نتیجه آلمان توانست قهرمان یورو ۹۶ شود. آن هم در کجا؟ در خاک انگلیس.

* چهار: جام جهانی ۹۸ شور‌ و ‌حال دیگری داشت. به‌حکم قرعه‌ ایران با آلمان هم‌گروه شده بود و هرطور شده باید بازی‌ها را پیگیری می‌کردم. تا خود ۱۳ تیر‌ماه که در یک‌هشتم جلوی کرواسی تحقیر شدیم. بعد از باخت سه- هیچ آن شب به همه گفتم ورزش فقط کشتی،‌ چوگان و کیوکوشین و این دفعه جدی جدی فوتبال را کنار گذاشتم.

* پنج: اصولا آلمان باید قهرمان یورو ۲۰۰۰ می‌شد چون نه برای بازی‌های مقدماتی، نه برای دور گروهی و نه برای هیچی تلویزیون را روشن نکردم. یک‌سال قبل از شروع بازی‌ها، بایرن‌مونیخ محبوبم در فینال بارسلونا به آن سر‌و‌شکل غیرمنصفانه مغلوب منچستر شده بود و به‌همین علت شدت تنفرم از فوتبال به اندازه‌ای بود که اگر توی کوچه می‌دیدم بچه‌ها دارند فوتبال بازی می‌کنند حتما توپ‌شان را پاره می‌کردم.

* شش: تیم شیک‌ میروسلاو بلاژویچ با بدشانسی نتوانست در پلی‌آف از پس ایرلند بربیاید و جام‌جهانی ۲۰۰۲ تلخ شروع شد. تصمیم گرفتم سیم تلویزیون را از برق بکشم و کنترلش را پرت کنم زیر یخچال. تا اینکه توی خبرها خواندم بعد از بازی با ایرلند، کامرون، پاراگوئه، آمریکا و کره‌جنوبی رسیده‌ایم به فینال. کنترل را از زیر یخچال پیدا کردم و شکست دو- هیچ مقابل برزیل در فینال را زنده و مستقیم دیدم. در توصیف حس و حال آن لحظه‌ها می‌توانم بگویم یک چاقوی بزرگ و تیز را تصور کنید که آرام آرام فرو ببرند توی قلب‌‌تان!

* هفت: هیچ خاطره‌ای درباره یورو ۲۰۰۴ توی ذهنم وجود ندارد. سالی که تیم یورگن کلینزمن حتی جلوی لتونی هم پیروز نشده و در همان دور گروهی حذف می‌شود. وقتی از من و طلسم فوتبال دیدنم کاری ساخته نبوده، پس هیچ‌کس دیگری هم نمی‌توانسته برای آلمان ۲۰۰۴ کاری کند.

* هشت: در شروع جام جهانی ۲۰۰۶ تکلیفم با خودم روشن بود چون آلمان به‌عنوان میزبان بازی‌ها شانس زیادی برای قهرمانی داشت، دست به ریسک نزدم و برای فرار از دست طلسم رفتم سفر. حتی موقع بازی با آرژانتین با یکی از همسایه‌ها که صدای تلویزیونش بلند بود دعوا کردم. شب بازی نیمه‌نهایی جلوی ایتالیا، چندتایی رفیق صمیمی، از آن دسته رفقا که تمام راز و رمزهای زندگی آدم را می‌دانند، دور هم جمع شدند و فریبم دادند. گفتند: آدم نباید خرافی باشه! با اینکه قهرمانی در خانه توی مشت‌مان بود گول رفقای ناباب را خوردم و دو- هیچ باختیم!

* ۹: عیب آدمیزاد این است که معمولا حاضر نیست از اشتباهاتش درس بگیرد. یورو ۲۰۰۸ را تا بازی فینال تحریم کردم. بعد چون می‌خواستم به رفیق رفقا ثابت کنم اهل خرافه نیستم و ماجرای سال ۲۰۰۶ اتفاقی بوده، همه‌شان را شب دعوت کردم به دیدن بازی فینال؛ بله! همان بازی که در آن اسپانیا با تک‌گل فرناندو تورس آلمان را شکست داد.

* ۱۰: ‌جام جهانی ۲۰۱۰ به‌عنوان خبرنگار ورزشی روزنامه شرق کار می‌کردم. وقتی آلمان شاداب و سرحال یوآخیم لوو، چهار- هیچ استرالیا را برد، یک- هیچ صربستان و غنا را شکست داد، چهار- یک و چهار- هیچ از پس آرژانتین برآمد، من تمام طول مدت ۹۰ دقیقه توی دستشویی قایم شدم و انگشت‌هایم را توی سوراخ گوشم فشار می‌دادم. تا بازی با اسپانیا که رازم پیش بقیه لو رفت و از ترس آبرو مجبور شدم شکست یک- هیچ مقابل اسپانیا را زنده در کنار بقیه تماشا کنم. بعد آن بازی کلا ورزش را کنار گذاشتم.

* ۱۱: یورو ۲۰۱۲ حق آلمان بود، سهم آلمان بود و برای همین با اعتمادبه‌نفس کامل از اول نشستم جلوی تلویزیون. بله! دقیقا تا همان بازی که ماریو بالوتلی دو تا گل خوب زد و باعث حذف تیمم شد. اصلا اینکه بالوتلی مجبور شد بقیه دوران فوتبالش را در سطح دوم و سوم اروپا ادامه داد، حاصل آه و نفرین آن شب من است.

* ۱۲: بحث جام‌جهانی ۲۰۱۴ جداست. حتی اینکه از اول تا آخر بازی‌ها جلوی تلویزیون نشستم هم نتوانست باعث شود آلمان به چیزی که حقش بود، نرسد.

* ۱۳: یورو ۲۰۱۶ را با اعتمادبه‌نفس کامل تماشا کردم چون اطمینان داشتم طلسم باطل شده. حتی برای بازی با فرانسه کلی مهمان دعوت کردم که حضورشان و دلداری‌هایشان باعث شد بعد شکست دو- هیچ مقابل فرانسه سکته نکنم. متاسفانه طلسم همچنان جاری بود.

* ۱۴: قبل جام‌‌جهانی ۲۰۱۸ زدم زیر میز و به خودم گفتم طلسم ملسم وجود ندارد! حتی به دوستی که قرار بود برگردد ایران، سفارش خرید لباس اصل آلمان را دادم اما قبل از اینکه لباس به دستم برسد، آلمان در همان دور گروهی حذف شده بود.

* ۱۵: تکلیف یورو ۲۰۲۰ از همین حالا مشخص است؛‌ به‌همه طرفداران آلمان این مژده را می‌دهم که ما قهرمانیم چون تا آخر باز‌‌ی‌‌ها قرار است من فقط کشتی، چوگان و کیوکوشین را دنبال کنم.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.