روزنامه هفت صبح، گروه بازار| شغل سمساری شاید ظاهر و کلاس نداشته باشد ولی تا دلتان بخواهد باطنش خوب است. این را خود آقا جواد میگوید که حدود 30سال است یک مغازه شلوغ سمساری را میچرخاند. از روزی که وانتش را فروخت و یک مغازه کوچک در محله خودش خرید چراغ این سمساری روشن است و هر سال وضعیت بهتر میشود. این شغل سرمایه زیادی نمیخواهد، یک مغازه کوچک میخواهد و کمی پول نقد که بتوانی چند تا جنس دست دوم بخری و کار را شروع کنی، چون بقیه کار خودش کمکم درست میشود. دردسر بازار و خرید جنس و جور کردن و چیدن ویترین هم ندارد، با چند تا جنس و چند تکه عتیقه مغازه پر میشود. مشتری هم به قول آقا جواد همیشه هست.
چه زمانی که هنوز لوازم خانگی آنقدر گران نشده بود که بعضیها از این بازار ناامید شوند و چه حالا که قیمت یخچال و تلویزیون و سرویس چینی آنقدر سر به فلک کشیده که بعضیها جای یخچال یا تلویزیون سوخته را با وسیله دست دوم پر کنند. اینجا سمساری آقا جواد است، سمساری که دو قانون مهم برای رونق کسب و کارش دارد، اول زدن روی سر مال وقتی در مقام خریدار و جور کردن جنسهای مغازه است و دوم بالا بردن ارزش جنس وقتی میخواهد آن را بفروشد. با این دو قانون او هم جنس ارزان میخرد و هم میتواند با چند برابر قیمت آن را به مشتری بفروشد، چون به گفته خودش هنر سمسار همین است. آقا جواد با همین دو قانون ماهی ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان درآمد دارد.
نقطه شروع این شغل از کجاست؟ یعنی چطور به این فکر افتادید که سمسار شوید؟
من از بچگی عاشق لوازم خانه بودم. هر جا میرفتم دلم میخواست وسایلشان را ببینم. این که چطور کار میکند و مدلش چیست. همیشه کاتالوگ لوازم خانگی را جمع میکردم. هنوز هم کاتالوگ و دفترچه راهنما را خیلی دوست دارم. دلیلش را نمیدانم. ما خانواده پرجمعیتی بودیم، کسی اتاق جداگانه برای خودش نداشت ولی من در زیر زمین خانه پدری برای خودم اتاق درست کردم. میرفتم تو کوچهها میگشتم. قدیم این شکلی بود که بعضیها وقتی وسیلهای نیاز نداشتند آن را میگذاشتند جلوی در خانه. من هم میرفتم جمع میکردم. همیشه خرابهها را میگشتم و با وسایلی که پیدا میکردم برای خودم تخت و کمد جور میکردم و یک دنیای جداگانه داشتم.
اصلا به پول در آوردن از این کار فکر نمیکردید؟
در کودکی نه. چون ما وضع مالی بدی نداشتیم و نیاز نبود اصلا به پول فکر کنم ولی وقتی از سربازی برگشتم وقتی پدرم گفت میخواهی چه کار کنی، گفتم میخواهم وانت بخرم و وسیله دست دوم خرید و فروش کنم. پدرم اهل کار و بازار بود اول فکر میکرد شوخی میکنم ولی وقتی اصرار مرا دید ۱۷۰هزار تومان به من داد تا بتوانم یک وانت بخرم. یک وانت سفید یخچالی خریدم و یک بلندگوی نارنجی روی سقفش گذاشتم و کارم را شروع کردم. هیچوقت یادم نمیرود، آن بلندگو را از یک سمساری و با قیمت ۲۵۰تومان خریدم. هنوز هم بلندگوی نارنجیام را دارم؛ گذاشتهام آن گوشه مغازه کنار جنسهای غیرقابل فروش.
کار با وانت چطوری بود، چقدر درآمد داشتید؟
کار سمساری سیار با کسی که مغازه ثابت دارد خیلی متفاوت است چون کسی که جنس به وانتی میفروشد، جنس خراب و شکسته و چند بار تعمیر شده از زیر زمین یا انباری بیرون میآورد. همه آن زمانهایی که با وانت کار میکردم یا دیگ مسی سیاه میخریدم یا بخاری نفتی چند بار تعمیر و پنکه خراب و فرشهای پاره و سوخته. این جنسها به سختی مشتری پیدا میکند.
فقط آن سالی که بیشتر خانهها لولهکشی گاز شد و مردم کپسول گاز میفروختند کمی سود کردم،کپسولها را با قیمت خیلی کم میخریدم و با چند برابر قیمت در شهرستانهایی که هنوز لولهکشی گاز شهری نداشتند میفروختم ولی واقعا وانت برایم خیلی سود نداشت. آن زمانی یعنی سی سال پیش از صبح تا شب رانندگی میکردم و تو کوچه و پس کوچه میگشتم فقط خرج خودم در میآمد و خرج ماشین. در ماه فقط یکبار میتوانستم خرید خوب انجام بدهم و روی آن سود کنم، بقیه روزها فقط حس کنجکاویام و دیدن وسایل دیگران ارضا میشد وگرنه سودی برایم نداشت.
حالا این مغازه برایتان سود دارد؟
چند ماه اول هم این مغازه سود نداشت ولی بدجنسی است اگر بگویم که با گران شدن وسایل برقی و لوازم خانگی و مبل و فرش کمکم بازار ما جان گرفت. روزهای اول از اینکه وانتم را فروخته بودم خیلی غصه خوردم. صبح تا شب باید در مغازه مینشستم تا کسی بیاید و از من خرید کند.
الان مشتریها بیشتر دنبال چه وسیلهای هستند؟
لوازم خانگی و بیشتر از همه یخچال و تلویزیون. الان یک یخچال ایرانی معمولی که فریزر هم دارد بالای ۲۰میلیون تومان است. وقتی یخچال یک خانواده وسط سال میسوزد،چارهای ندارد که بیاید پیش ما و دست دومش را بخرد. تلویزیون هم مشتری دارد. سرویس چینی و فرش دست دوم که سالم و تمیز باشد هم خوب فروش میرود. مبل و میز و صندلی و تابلو فرش و تابلوی نقاشی هم مشتری خاص خودش را دارد.
روی این وسایل چقدر سود میکنید؟
بستگی دارد که چقدر آن را خریده باشم. البته من همیشه یک دستی هم روی سر لوازم خانگی میکشم که بیشتر به چشم بیایند. مثلا فرشهای کثیف را میفرستم قالیشویی. البته سعی میکنم در زمان خرید حواسم به وسیلهای که میخرم باشد. دیگر در این سی سال دستم آمده که مشتری سمت چه جنسی میرود.
اگر بخواهیم واضح و روشن صحبت کنیم روی یک یخچال ایرانی دست دوم چقدر سود میکنید؟
من خیلی چانه میزنم. مثلا اگر فروشنده بگوید پنج میلیون من تا سه میلیون مبلغ را کم میکنم اگر حوصله داشته باشم و فروشنده واقعا بخواهد یخچالش را بفروشد تا دو میلیون و ۵۰۰ هم چانه میزنم.
بعد این یخچال را به مشتری چند میفروشید؟
اول یخچال را تمیز میکنم. اگر تعمیر بخواهد یک تعمیرکار آشنا دارم که برایم درست میکند. بیشتر یخچالهای قدیمی جای تخممرغ یا جا میوهای شکسته دارند که نو میخرم و توی یخچال میگذارم. بعضیها گاز موتورشان کم شده، گاز را پر میکنم و یک یخچال درست و حسابی تحویل مشتری میدهم. وقتی این قدر خرج کردهام، هفت میلیون بخواهم بفروشم زیاد است؟
نگفتید برای نو کردن یک یخچال دست دوم چقدر خرج میکنید؟
بستگی دارد. بعضی از یخچالها با ۵۰۰ هزار تومان نو نو میشوند ولی به طور متوسط بین ۵۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خرج میکنم. یعنی یک یخچال را دو میلیون و ۵۰۰ میخرم و با تعمیر حدود سه میلیون تا چهار میلیون و ۵۰۰ خرج روی دستم میگذارد و بعد آن را هفت میلیون تومان میفروشم و فقط سه میلیون تومان سود میکنم.
البته فقط روی یخچال و تلویزیون میتوانم سود کنم.
وگرنه وسایلی مثل جاروبرقی و وسایل برقی کوچک مثل آبمیوهگیری و اتو و مایکروویو خیلی سود نمیدهند. من هم راستش سراغ این جنسهای کوچک نمیروم مگر این که مارک خوب و معروفی باشد و بدانم مشتری دنبال این جنس است. مبل و میز ناهارخوری هم فقط وقتی میخرم که سفارش گرفته باشم، در غیر این صورت به هیچ وجه مغازهام را با جنسی که خریدار نداشته باشد پر نمیکنم. مبل و میز فقط مغازه را شلوغ میکند و جلوی چشم است و نمیگذارد بقیه وسایل به چشم بیایند.
بیشترین سود سمساری از فروش کدام وسایل است؟
سود یخچال خیلی خوب است ولی به پای لوازم آنتیک و عتیقه اصلا نمیرسد. بعضیها عاشق عتیقه و وسایل خانگی قدیمی هستند. چند ماه پیش یک مشتری داشتم که دنبال پنکه قدیمی میگشت. یک عکس نشانم داد. یک پنکه سه پر قرمز. میگفت یاد بچگیاش میافتد و دلش پنکه قدیمی میخواهد. این جور مشتریها اصلا سر قیمت چانه نمیزنند. بعضیها هم هستند که یک ساعت در مغازه میچرخند تا یک وسیله آنتیک پیدا کنند. بعضی از مشتریها هم وقتی یک وسیله عتیقه میبینند آنقدر ذوق میکنند و جیغ میزنند که اول حسابی میترسم ولی بعد خودم هم خوشحال میشوم چون مطمئنم سود خوبی به من میرسد.
چرا؟ پس شگرد کارتان همین است؟ از ذوقزدگی مشتری سوءاستفاده میکنید؟
سر کسی که کلاه نمیگذارم. یک قانونی در بازار سمساری وجود دارد که قیمت مشخصی نداریم به خصوص اگر وسیله آنتیک باشد. چه کسی میتواند برای وسیله قدیمی قیمت بگذارد. حالا من به شما گفتم سود میکنم به این معنی نیست که چند برابر پول میگیرم، فقط کمی روی جنس میکشم.
مثلا چقدر؟
خیلی نیست، اگر قیمت را بالا بگویم مشتری میپرد. باید حواسم به مشتری باشد. بیشتر به میزان ذوقزدگی مشتری دقت میکنم. اگر خیلی خوشحال شود و حتی از خوشحالی اشک بریزد دیگر میدانم هر قیمتی بگویم میخرد ولی باز هم ملاحظه میکنم که نرود و دیگر برنگردد طوری حساب میکنم که مشتری ثابت شود.
ولی من دنبال یک عدد هستم. مثلا روی یک وسیله قدیمی که چشم مشتری را میگیرد چقدر سود میکنید؟
گفتم سعی میکنم مشتری نپرد. اگر دنبال قیمت مشخص هستید، چند روز پیش یک دست کامل سماور برنجی قدیمی با پارچ و کاسه و سینی را به قیمت ۳۵۰ هزار تومان خریدم و برقش انداختم و گذاشتم گوشه مغازه. یکی از مشتریهای ثابتم وقتی سماور را دید از خوشحالی جیغ کشید که انگار سماور خانه مادرش است و یاد پدر و مادر و خانه آنها میافتد که سالهاست دیگر خبری از آن خانه و پدر و مادر نیست. این سماور را فقط با قیمت سه میلیون و ۵۰۰ هزارتومان فروختم با اینکه میتوانستم بیشتر روی آن بکشم.
بیشتر چه کسانی مشتری سمساری هستند؟
خانمهای میانسال و مسن. یعنی از صددرصد بخواهم بگویم ۹۹ و نیم درصد مشتریهای من خانم هستند چون برای همه چیز ذوق میکنند از قاشق چایخوری قدیمی گرفته تا سرویس سماور و چای آنتیک. این روزها نمیدانم چه اتفاقی افتاده بیشتر خانمها دنبال بشقابهای تزئینی دیوار کوب میگردند، خیلیها سفارش میدهند برایشان پیدا کنم. این چیزها برای ما سود خوبی دارد من هم میگردم و برایشان پیدا میکنم.
حتی دنبال رومیزی قدیمی سوزن دوزی شده و آینه و شمعدان قدیمی هم هستند. یکی از آنها میگفت مد شده به جای میز کنسول، میز قدیمی و آینه و شمعدان آنتیک میگذارند. مجسمه فلزی هم این روزها خیلی مشتری دارد. چند وقت پیش چند مجسمه فلزی گوزن و عقاب را از یک خانه به قیمت ۵۰۰ هزار تومان خریدم، ولی وقتی اشتیاق بعضی از خانمها را دیدم هر کدام از این مجسمهها را با قیمت ۵۰۰ هزار تومان فروختم و با فروش یکی از آنها کل پولی که برای خرید آن چند مجسمه گذاشته بودم به من برگشت.
مردها از شما خرید نمیکنند؟
چرا ولی خیلی نه. مگر اینکه مجبور باشند یا اینکه وسیله آنتیک دوست داشته باشند. البته مردها در بین وسایل قدیمی دنبال تلویزیون، رادیو و گرامافون میگردند. مردها اصلا به وسایل خانه عتیقه نگاه نمیکنند. بعد از وسایل صوتی بعضی از آقایان دنبال انگشتر قدیمی میگردند. تسبیح قدیمی هم خیلی هواخواه دارد به خصوص اگر عقیق یا کهربا باشد.
شغل سمساری سختی کار هم دارد؟
شاید به نظر شغل راحتی باشد که البته در مقایسه با بعضی از شغلها هست، ولی آنطور هم نیست که پشت میز بنشینم و فقط پول بگیرم. بلاخره باید جنس مغازه را جور کنم. بعضی وقتها به من زنگ میزنند و آدرس میدهند که میخواهند وسایل خانه را بفروشند. وقتی میروم آنقدر وسایل کهنه و پوسیده است که اصلا آدم دلش نمیخواهد به آنها نگاه کند چه برسد به اینکه روی آنها قیمت بگذارد. چند وقت پیش یکی به من زنگ زد و گفت کلی فرش دستبافت قیمتی دارم و میخواهم بفروشم.
توی دلم قندآب شد و فکر کردم خرید پر سودی انجام میدهم ولی باورتان نمیشود چند تا فرش خرسک کهنه و پوسیده و نم کشیده که تار و پود قالی با هم قاطی شده بود و رنگ و رورفته بود را جلویم گذاشتند و میگفتند عتیقه است. وقتی گفتم نمیخرم فروشنده میگفت تو جنس شناس نیستی و سمسار قبلی برای فرشها ۲۰ میلیون تومان قیمت گذاشته و چون قیمت کم بوده نفروخته و… این چیزها همیشه هست. بعضی وقتها مبل پوسیده و پاره و فنر بیرون زده را میخواهند به عنوان جنس خارجی قدیمی و آنتیک قالب کنند.
من هم بالاخره تو این کار خاک خوردهام ، همین دیروز که سمسار نشدهام. اینها سختی کار است دیگر ،گاهی وقتها در هفته یک بازدید وسایل خانه خوب هم نداریم. این را هم بگویم موقع خرید جنس خوب هم باید کلی چانه بزنیم وگرنه از سود خبری نیست. بعضی وقتها هم شانس میآوریم و مشتری اصلا ارزش جنس را نمیداند. چند وقت پیش در بین وسایل خانه یک خانمی چند دکمه سر دست پیدا کردم که تاریخ ساخت آنها مربوط به سال ۱۹۳۷ و ساخت سوئد بود . خانم فروشنده گفت اینها را صد هزار تومان میفروشم، من هم آنها را خریدم و یکی از خانمهای خریدار هر جفت را با قیمت ۹۰۰هزار تومان از من خرید.
شگردتان هنگام خرید وسیله خانه چیست، چطوری معامله میکنید؟
روی سر مال میزنم. اساس کار سمساری همین است. جنس دست دوم است نباید هم با قیمت بالا بخری. وقتی یک نفر یخچالی را که ۲۰ سال کار کرده میخواهد با قیمت ۱۰میلیون بفروشد واقعا خندهام میگیرد. به او میگویم تو ۲۰ سال از این وسیله کار کشیدهای، ۲۰ سال پیش آن را ۱۰۰ هزار تومان خریدهای حالا بعد از این همه سال که چیزی از آن نمانده میخواهی ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان سود کنی.
این چیزها خیلی وقت ما را میگیرد. ما هم مجبور میشویم روی سر مال بزنیم و تا جایی که میشود قیمتها را پایین بیاوریم. ولی اگر وسیلهای نو باشد، مفت خری نمیکنیم. هفته پیش یک تازه عروسی میخواست ماشین ظرفشوییاش را بفروشد چون در کابینت خانهاش جا نمیشد و ماشین را فقط از توی کارتن بیرون آورده بودند. من هم یک میلیون کمتر از قیمت اصلی آن را خریدم و به دوستم که مغازه لوازم خانگی نو دارد فروختم، این جور وقتها حواسم هست.
این شگرد وقتی مشتری به مغازه میآید، برعکس میشود؟
هر فروشندهای برای فروش اجناسش شگرد خاصی دارد. تا حالا مغازهداری دیدید که روی سر مالش بزند. ما هم همان کار را میکنیم ولی کار ما خیلی سختتر است چون مشتری میداند جنس دست دوم است و حتما یک جای کار میلنگیده که فروخته شده. برای خرید کلی وسیله را بررسی میکنند.
ما هم باید اندازه مثنوی هفتاد من برای مشتری سخنرانی کنیم تا خرید کند. باید اول یک لیست از قیمتهای بازار را به او نشان بدهیم و بعد بگوییم همین جنس را داری با یک سوم قیمت میخری و خیلی از آن استفاده نشده و جای خوبی بوده و …اصل کار سمساری به اصطلاح مخ زدن است. خانمها که طرفدار وسایل آنتیک هستند خیلی زود و بعد از چند جمله خرید میکنند ولی فروش جنس عتیقه به مردها کمی سختتر است و بیشتر باید حرف بزنیم.
با این اوصاف سر ماه روی چه در آمدی حساب میکنید؟
بستگی دارد به اینکه در ماه چه وسایلی خریده باشم. اگر در بین زنگهایی که به من میزنند و میگویند جنس قیمتی و قدیمی برای فروش دارند و واقعا آن اجناس آنتیک باشند درآمد خیلی بهتر است. چون بعضی از خانمهایی که دنبال وسایل عتیقه هستند بیعانه میدهند و از قبل سفارش میگیرم و حواسم هست چه چیزهایی باید بخرم.
مثلا ماهی چند میلیون؟
اگر جنس قدیمی باارزش بفروشم مثل فرش و مجسمه و ظروف قدیمی بین ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارم. حال بعضی ماهها این عدد ممکن است کمتر یا بیشتر هم بشود.
چه زمانی مشتری مغازه سمساری بیشتر است، زمان خاصی دارد؟
چون فعلا روی جنس آنتیک تمرکز کردهام، این مشتریها همیشه هستند. مشتری لوازم خانگی دست دوم هم وقت و زمان خاصی به مغازه ما نمیآید. یعنی این شکلی نیست که بگویم شب عید ما با بقیه ماهها فرق میکند، چون وقتی وسیله کسی خراب میشود مجبور است سریع جایش را پر کند.



