روزنامه هفت صبح| یک: دوستمان داشت قیمت پرواز از تهران به هانوی را چک میکرد. کمترین رقم 26 میلیون تومان بود و بالاترین رقم 180 میلیون تومان. البته این قیمتها تکمسیره بودند. برای بلیت رفت و برگشت آژانس هواپیمایی گفت که باید چیزی حدود 70 میلیون تومان در نظر بگیرید! اگر به دلار با قیمت 50 هزار تومان تبدیلش کنیم میشود 1400 دلار. به نظرمان غیرمنطقی بود. رفتیم حساب کردیم که اگر از پاریس بخواهیم به هانوی برویم چقدر باید همین الان پول بدهیم.
بههرحال پرواز پاریس به هانوی حداقل 5 ساعت زمان بیشتری از پرواز تهران به هانوی را در بر میگیرد و باید خیلی گرانتر باشد. آنجا دیدیم که گزینههایی وجود دارد که شما ميتوانيد با 388 دلار پرواز 14 ساعته از پاریس به هانوی داشته باشید. یعنی چیزی حدود 19 میلیون تومان و برای رفت و برگشت هم در مجموع کمتر از 40 میلیون تومان! ما که از دلیل بالابودن قیمتها در پروازهای با مبدا تهران سر درنیاوردیم. به دوستان گفتیم بروند و این معما را حل کنند.
دو: وقتی فیلمهای مهرجویی را میبینیم کلی تفاسیر اجتماعی و سیاسی از آنها استخراج میکنیم. مثلا اجارهنشینها که همان زمان اکران نیروهاي وفادار به انقلاب را بهشدت بر سر خشم آورد و آن را یک نمادسازی حیلهگرانه از شرایط ایران آن دوران دانستند و آن پیشبینی رندانه آخرش. حالا پادکست ابدیت و یکروز با فریال جواهریان همسر سابق مهرجویی (در واقع همسر دوم او.
خانم محمدیفر همسر سوم بودند) مصاحبهای انجام داده که جواهریان درباره اجارهنشینها گفته: «ما خانهای را در دروس اجاره کرده بودیم. صاحبخانه آمریکا زندگی میکرد و به دلیل وضعیت سیاسی بعد از انقلاب، نمیتوانست به ایران برگردد. برای همین ما با شوهر خواهر او در ارتباط بودیم و اجارهخانه را به او میدادیم، اما ناگهان با تمام اعضای خانوادهاش در سفری به مشهد در سانحهای فوت کرد.
دیگر نمیدانستیم در مورد آن خانه با کی طرف هستیم و اجاره را به کی باید بپردازیم تا اینکه سفر ناگهانی ما به فرانسه اتفاق افتاد. قرار نبود زیاد بمانیم و خانه را به خالهام سپردیم و رفتیم. وقتی برگشتیم مکافاتی با خاله و شوهرخالهام پیدا کردیم که حاضر نبودند از خانه بیرون بروند. این شد که داستان اصلی «اجارهنشینها» شکل گرفت.
ایدههای مهرجویی از زندگی خودش و تجربههایش میآمد. موضوع این بود که او دنبالهرو حرکت کلی جامعه نبود؛ داریوش نه قصد داشت فیلم کمدی بسازد، نه اینکه استعارههای مختلف سیاسی از کار دربیاورد. حتی قصد نداشت ضدجنبشهای اجتماعی حرکت کند. برنامهریزی در کار نبود که مثلا چون در دوران جنگ بودیم کاری این شکلی بسازد؛ اتفاقا تاثیر جنگ بر ما این بود که میل بیشتری به زندگی پیدا کرده بودیم. بعدا درباره اجارهنشینها تعبیرهای زیادی شد ولی اینها به ایده اصلی و نیت مهرجویی ربطی نداشت.»
در مورد هامون هم کلی تفسیر اجتماعی و سیاسی وجود دارد اما مهرجویی خودش گفته که تجربه عاطفی تلخ جدایي از همسر اولش (خانمی بهنام آویده) او را به سمت ساخت هامون راهنمایی کرده است. خود فریال جواهریان (که یک معمار مبرز و ممتاز است) در این باره گفته است: وقتی یک هنرمند کار اصیل میکند و دنبال ادا و کپیکردن از دیگران نیست، خیلی طبیعیست که این تعبیرها و برداشتها در مورد اثرش شکل بگیرد. آثار هنری اصیل و واقعی همیشه لایههای مختلفی از تفسیر در خود دارند. این طبیعیست.



