روزنامه هفت صبح| یک: دیروز در مورد سرگشتگیام از مفهوم مردمسالاری دینی نوشتم و اینکه طبق نظر آقای علمالهدی، از قرار فقط نظر مردم متدین آن هم با استانداردهای آقای علمالهدی و آقای صدیقی و آقای طباطبایی و آقای هاشمیگلپایگانی مهم است و اصلا معنی مردمسالاری دینی یعنی همین.
خوشبختانه یکی از دوستانم که به لحاظ تدین قابل تایید است برایم پیام گذاشت که مطمئنا برداشت آقای علمالهدی کامل نیست چون اگر آنگونه بود انتخابات فقط باید در میان حاضرین در نمازجمعههای تهران و مشهد و شهرستانها برگزار میشد و نه در اندازههای یک حرکت عمومی در سطح کشور و نتیجه این انتخابات و این نوع مردمسالاری هرچه باشد باید از سوی آن بزرگواران نیز پذیرفته شود. او به من قوت قلب داد که برداشت حقوقی من از مردمسالاری دینی به آنچه مدنظر قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده و تعریف شده، نزدیکتر است.
دو: دیروز خبر آمده بود که بخشی از سخنان خانم فاطمه سلیمانی درباره علاقه پدر بزرگوارشان به چند سریال خارجی و ایرانی در نسخههای بعدی ادیت شدهاند. البته که حدس میزنم این ادیت و این حذف با توصیه چهرههای نزدیک به خانواده صورت گرفته و بعید است روبیکا و یا ساترا دست به این کار زده باشند.
بههرحال این اصرار در بخشی از مسئولین جدید وجود دارد که از آن سردار شهید، چهرهای در قالبهای خاص و صلب خود بسازند و هر نکتهای که در ذهنشان غیرقابل تحلیل باشد را حذف میکنند. هنوز ماجرای نوشته سنگ مزار ایشان را فراموش نکردهایم.
سه: نظر استاد دکتر مهدی گلشنی، استاد دکتر داوری اردکانی، استاد آیتالله جوادی آملی و بزرگان دیگر عرصه علم و ادب و دین درباره تحولات اخیر چیست؟ نظراتشان چقدر با دیدگاههای حجتالاسلام صدیقی، آیتالله علمالهدی، جناب رائفیپور و… متفاوت است؟ یا همسو است و من متوجه نمیشوم؟



