روزنامه هفت صبح| یک:‌ ‌احمدی‌نژاد در گفتمان دولت اولش عامدانه طبقه متوسط را نادیده گرفت. ایده‌های او ایدئولوژیک نبودند و او نوعی مواجهه طبقاتی به‌نفع طبقات فرو‌دست را در نظر داشت، در قبال سیطره طبقه متوسط در دوره خاتمی. بی‌اعتنایی عامدانه او به طبقه متوسط در حدی بود که حتی در مقابل ایده گشت ارشاد که از سوی متحدان و حامیان رادیکال و اصولگرایش مطرح شده بود سکوت کرد و خب این مسئله به ماجرای انتخابات 88 و ناآرامی‌ها و داستان‌های بعد آن منجر شد.

احمدی‌نژاد در دولت دوم خود سعی کرد به ایده‌های طبقه متوسط توجه بیشتری کند. آن نمایش منشور کوروش، ‌آن قرائت ترانه معین در نطقش در مجلس،‌ ملاقات با هنرمندان و توقف کامل گشت ارشاد در سال‌های 90 و 91 از ایده‌های او برای آشتی با طبقه متوسط بود که خب به نتیجه‌ای نرسید جز آنکه به دولت هشت ساله حسن روحانی ختم شد. وقتی دولت حجت‌الاسلام رئیسی شروع به کار کرد، احتمال تکرار آن ماجرا وجود داشت.

حامیان اصولگرای رئیسی این‌بار حتی بیشتر از دوره احمدی‌نژاد بر انجام ایده‌های اجتماعی و مذهبی خود تاکید داشتند چرا‌که علقه‌های حجت‌الاسلام رئیسی نسبت به روحانیت سنتی خیلی قوی‌تر از احمدی‌نژاد بود. از طرفی سکوت حاکم بر گسل طبقه متوسط در دهه نود، این فرضیه را پیش آورد که می‌توان آن سختگیری‌های اجتماعی و مذهبی را پیش برد بدون آنکه آن حوادث تکرار شوند

و خب همیشه هم گروهی وجود دارند که فکر می‌کنند ایده‌های بهتر و متفاوت‌تری دارند و موفقیت‌شان صد درصد است. بعد از شش ماه تاکید و بمباران خبری ایده‌های نبوغ‌آمیز درباره مسئله پوشش زن‌ها قاعدتا فضا و زمینه برخی ماجراها آماده شد. بقیه داستان را می‌دانید. این گسل به شکل ذاتی و ماهیتی همیشه وجود خواهد داشت. گسل طبقه متوسط.

دو: امیدوارم در یک ماه آینده ایران بتواند از ماجرای کمبود آب و ناترازی گاز و جام جهانی و شورای امنیت خرسند و سرافراز بیرون بیاید. یا بهتر بگوییم جان سالم به‌در ببرد. کاش ایران آرام و متعادل و نیرومندی در انتظارمان باشد. بدون تنش، ‌بدون پرخاشگری، ‌بدون ایده‌های رادیکالیستی مهندسین جوان اجتماعی. کاش بزرگان کشور ارزش آرامش و تفاهم اجتماعی را به تندروها گوشزد کنند. فرسوده شدیم. خسته شدیم. در هیچ کشوری این‌گونه به دست خود محیط را برای توطئه‌های احتمالی خارجی مهیا نمی‌سازند.

سه: رفتار تن‌هاگ سرمربی منچستر یونایتد با کریستیانو رونالدو به دور از پرستیژ و احترام است. بازیکنان حرفه‌ای دنیای فوتبال به‌طور متوسط با 400 یا 500 بازی بازنشسته می‌شوند، تو در تیمت اعجوبه‌ای را داری که فقط حدود 900 گل به‌ثمر رسانده است و حالا در 37 سالگی به لحاظ دوندگی و قدرت بدنی کوچکترین کمبودی نسبت به بقیه ندارد.

این‌که نمی‌توانی احترام چنین بازیکن بزرگی را رعایت کنی و جایگاهش را حفظ کنی نقطه ضعف شماست جناب تن‌هاگ. به دست گرفتن زمام رختکن کاری است که امثال آنچلوتی و فرگوسن و یورگن کلوپ آن را بلدند و شما بلد نیستید. شاید چون در آژاکس هرگز با این حجم ستاره روبه‌رو نبوده‌اید. بله آقای تن‌هاگ. می‌دانم که فارسی بلد نیستی اما این‌ها را برای خنک کردن دل خودم خدمتتان عرض کردم!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.