نریمان پناهی متولد ۱۳۴۴ در اردبیل، مداح اهل بیت است

تحصیل کرده دو ساله دروس حوزوی می باشد که از قرائت قرآن به شاگردی حاج منصور ارضی رسید تا اینکه با قمه زنی ها در هیئت اش سر زبان ها افتاد

حالا هم می گوید مخالف قمه نیستم ولی چون آقا گفته نزدم، من مطیع آقا هستم

از قرآن تا حوزه

در سال ۱۳۵۸ وقتی ۱۴ ساله بود قاری قرآن بود سپس در ۱۶ سالگی وارد حوزه علمیه المهدی در خیابان جوادیه تهران شد

اعزام به جنگ

سال ۱۳۶۲ در ۱۸ سالگی با شروع جنگ تحصیل را رها کرد و با تیپ سیدالشهدا (ع) راهی جبهه شد

خودش می گوید در همین دوران این توفیق را داشتم که به عنوان مسئول پایگاه بسیج مسجد جعفری نیز فعالیت می کردم

ورود به سپاه پاسداران

چند ماه بعد از بازگشت از جبهه به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در گشت ثارالله (ع) مشغول به کار شد

کمی بعد در دومین اعزام به جمع رزمندگان لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) پیوست و مدتی را هم در گردان مقداد و چند صباحی نیز در گردان میثم بود

بیوگرافی نریمان پناهی مداح

مداحی برای رزمندگان!

من در عملیات بیت المقدس به عنوان یک نیروی عادی، این توفیق را داشتم که در هیئت های گردان ها برای رزمندگان مداحی می کردم

فیلمی مربوط به سال ۱۳۶۳ از من موجود است که در ابتدای ورود به جبهه گرفته شده بود و این فعالیت ها را به خوبی نشان می دهد

در آن دوران بسیار با این شعر لذت می بردیم و همین الان هم در جایگاه یک روضه کامل جواب می دهد؛ “حسین جان ای آبروی دو عالم…”

جانبازی

در عملیات بیت المقدس مجروح شدم و در عملیات های والفجر ۲، کربلای ۱، ۲ و ۵ حضور داشتم که در این عملیات پیروزمندانه دچار موج گرفتگی شدم

شهرت و ماجرای قمه زنی

بعد از جنگ اوایل دهه هفتاد هیئت نریمانی تبدیل به یکی از پر جمعیت ترین هیئت ها شد تا جایی که به خاطر حضور همه اقشار کنترل جلسات از دست خارج شد

افراد با سبک های عزاداری گوناگون در هر گوشه ای از هیئت جمع می شدند و به عزاداری می پرداختند که یکی از این عزادارای ها قمه زنی بود

در نهایت با فتوای رهبری این نوع عزاداری ها جمع شد اما حاج نریمانی می گوید من مطیع رهبرم، هر چه بگوید گوش می کنم ولی مخالف قمه نیستم اما چون آقا گفته نزدم

عکس نریمان پناهی کنار قبر پدرش

۲۰ سال شاگردی کردم

معلم من شهید حمید رفیعیان بود، در خواندن به حاج منصور ارضی و حاج ماشاءالله عابدی و در شعر هم به نیّر تبریزی و جودی تأسی کرده ام

من با این ها زندگی کردم، کسانی را که از آنان نام می برم، پهلوانان تشیع بوده اند

با همسرم رفیقم

بدون تعارف عرض کنم بنده کمک حال همسرم هستم و ایشان هم کمک حال بنده، ایشان غذا می پزد و من هم ظرف ها را می شویم

من و همسرم جدا از اینکه زن و شوهر هستیم، رفیق یکدیگر هم هستیم

۱۱۰ روز در کربلا

در سال ۱۳۸۲ پرچم هیئت مکتب الحسین را به مدد مادرم سادات حضرت زهرا (س) به کربلا بردم و به مدت ۱۱۰ روز با این پرچم در کربلا ماندم