روزنامه هفت صبح، نگین باقری| «مثلا توریست از راه می‌آمد. به او می‌گفتم که هوا چه گرم است. می‌گفت که منظورم را نمی‌فهمد. من ادا در می‌آوردم که با اشاره بگویم هوا چه گرم است. بعد که منظورم را می‌گرفت می‌گفت بهتر است بگویی مثلا the weather is hot . همین‌جوری بود که کلمه به کلمه انگلیسی یاد گرفتم. حالا هم کمی حال و احوال به آلمانی بلدم. آمدم و رفتم و خوردم و بردم و مردم؛ در همین حد»؛

این‌ها را آقا مسعود تعریف می‌کند. مرد راهنمای بارگاه دوم جبهه جنوبی دماوند. تا قبل از این کسی چه می‌دانست که این مرد ۵۹‌ساله متولد رینه چه روان بلد است با توریست‌ها انگلیسی حرف بزند، قاطر اجاره دهد و تا پایان صعود دماوند از کوهنوردان پذیرایی کند؟ ویدئو‌چک و چانه‌زدنش با توریست‌های صربستانی او را شهره شهر کرد. اینطور که حتی ۵‌صبح مسافران تا بارگاه دوم رسیده‌ و در پناهگاه را زده‌اند که برای گروه‌های خانوادگی‌شان به‌جز عکس صعود در قله، یک عکس دونفری با آقا مسعود هم بیاندازند.

روز چهارشنبه، ویدئویی از یک پیرمرد مسلط به زبان انگلیسی در کوه دماوند منتشر شد که می‌گفتند شغلش اجاره قاطر به کوهنوردان دماوند است. آقا مسعود خیلی مسلط پشت تلفن با چند توریست خارجی چک و چانه می‌زند. ماجرا این است که آقا مسعود نه آنقدر سن و سالی دارد که بشود به او گفت پیرمرد و نه تا امروز کلاس زبان رفته که انگلیسی حرف زدن را یاد گرفته باشد. زندگی در شهر ۹۰۰ نفره رینه کجا و انگلیسی یادگرفتن این مرد میانسال کجا؟ ولی انگلیسی را همانطور در مکالمات روزمره یاد گرفته. چیزی شبیه صحنه فارسی یاد گرفتن باشو در فیلم «باشو، غریبه کوچک».

وقتی گوشی را برمی‌دارد از شنیدن اینکه یک خبرنگار با او تماس گرفته تعجب نمی‌کند. می‌گوید از روز چهارشنبه غریبه و آشنا با او درباره آن ویدئو گپ زده‌اند، با چهار رسانه حرف زده و با حدود ۱۰۰ نفر عکس یادگاری انداخته. ماشین‌ها که مسافران را تا ایستگاه اول می‌آورند، می‌گویند همه مسافران از مسعود حرف می‌زنند. «مسعود هست؟ مسعود را می‌شود دید؟ مسعود مسعود مسعود…» این را از سر تواضع می‌گوید تا به اینجا برسد که «بابا چرا اینقدر تعجب کردید. خب بله زبان بلدم. چون زبان یاد گرفتن را دوست داشتم و از توریست‌ها یاد گرفتم.»

«متولد سال ۱۳۴۲، شهر رینه، استان مازندران» این‌ها را طوری می‌گوید که معلوم است همین دو روز چند باری با خبرنگاران گفت‌وگو کرده. او فرزند یکی از راهنماهای قدیمی دماوند است و اولین‌بار این کوه را در ۱۳سالگی فتح کرده. تا ۲۵سالگی به همراه پدرش روی همین کوه وسایل مسافران را با قاطر بالا می‌بردند و دوباره به بارگاه دوم برمی‌گشتند. از ۲۵‌سالگی بعد از ازدواج دیگر نان خودش را از پدر جدا کرده و برای خودش کار می‌کند.

با همان آرامشی که انگلیسی حرف می‌زند، فارسی هم جواب سوال‌ها را می‌دهد. گاهی چند یس ‌یس و نو نو هم چاشنی مکالماتش می‌آورد. حیواناتش را کمپ شماره دو یا همان گوسفندسرا بسته. هر کسی که می‌خواهد راحت‌تر صعود کند، یک قاطر از او یا دیگر آشناها و اقوامش در همین محدوده دماوند می‌گیرد تا در ازای ۲۰۰هزار تومان کوله‌پشتی ۲۰ لیتری‌اش را با قاطر بالا ببرد. این قیمتی است که شورای شهر رینه برای این کسب و کار رایج بین این مردم تصویب کرده.

حتما باید کت و شلوار بپوشم؟
«یک بار رفتم آمل. فامیلمان گفت بیا بریم کلاس زبان یکی از آشناها بشینیم.ما رفتیم و آنجا من و معلم با هم خیلی روان تا ته کلاس حرف زدیم. همه انگشت به دهان شده بودند. یک بار هم فرودگاه وقتی پلیس به ارتباطم با توریست‌ها شک کرد، من را صدا زدند. جلوی آنها شروع کردم انگلیسی حرف زدن که باز خیره خیره نگاهم می‌کردند. گفتم؟ چیه؟ باید حتما کت و شلوار بپوشم تا انگلیسی حرف بزنم؟ نخیر با همین لباس کارگری هم بلدم.» این‌ها را نه به تندی بلکه به شوخی و با لهجه مازندرانی تعریف می‌کند.

مسعود آن‌تایم
اوایل آقا مسعود فقط قاطر اجاره می‌داد. ولی همانطور که در این سال‌ها زبان یاد گرفت، از سال ۱۳۸۴ هم تغییراتی در کسب و کار و خدماتش داد. آن سال سه خانه می‌سازد و یک سایت هم راه می‌اندازد تا به‌جز خدمات قبل، سرویس اقامتی و گردشگری هم به مسافران خارجی ارائه کند. خانه‌های او را در سایت‌های گردشگری با اسم مسعود در رینه می‌توانید پیدا کنید که بین شبی ۷۰۰ تا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان قیمت دارند. توریست‌ها از لهستان، صربستان، آلمان و کشورهای مختلف چطور آقا مسعود را در رینه پیدا می‌کنند؟ آنها از طریق ایمیلی که او در سایتش گذاشته ارتباط می‌گیرند و قرارمدار سفر را می‌گذارند.

«خارجی‌ها من را راحت می‌شناسند. اگر در گوگل بزنید دماوند گاید اسم سایت من را بالا می‌آورد. بعد هم در یوتیوب چندین کوهنورد خارجی ویدئو گرفتند و از من خاطره تعریف کردند. خارجی‌ها همیشه تاکید دارند که من آن‌تایم هستم. به شوخی اسمم را صدا می‌زنند مسعود آن‌تایم.» می‌گوید از زمانی که کرونا آمد، کسب و کار او هم تعطیل شده و رتبه سایتش پایین آمده و نیاز دارد که دوباره کاری کند تا وبسایتش بیشتر دیده شود.

فتح دماوند ۲۵ بار در سال
آخرین مسافرانش دو زن لهستانی بودند که آنها را با خودروی پژو پارس خود از فرودگاه امام به رینه آورد. بعد از شروع مسیر سه شب در بین راه کمپ ماندند و پنجشنبه هفته پیش صعود کردند. آن روز خود مسعود هم با آنها صعود کرد که تولد ۵۹سالگی‌اش را در قله دماوند جشن بگیرد. البته برای او صعود دماوند اتفاق ویژه‌ای به‌حساب نمی‌آید.

همین امسال ۱۸ بار این قله را فتح کرده. خودش می‌گوید که به‌طور میانگین از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۸ که کرونا آمده، سالی ۲۵بار دماوند را فتح می‌‎کند. از اول مهر هم به قول خودش وارد خواب زمستانی می‌شود تا دوباره فصل کوهنوردی سر برسد. می‌گوید خانواده‌اش اصرار دارند که دیگر نباید تا قله برود و برگردد اما خودش معتقد است بدنش هنوز هیچ کم نمی‌آورد.

شغل شریف خانوادگی
این‌بار آوردن و بردن قاطرها کسب و کار رایجی برای مردم ساکن دامنه کو‌ه است. آقا مسعود مسافرانش را به‌جز دماوند، به علم‌کوه و سبلان هم می‌برد. حالا اصلا چرا کوهنوردان خودشان کوله‌هایشان را بالا نمی‌برند؟ او اینطور جواب می‌دهد: «خود فتح قله کار آسانی نیست دیگر تصور کنید یک‌ بار هم آویزانتان باشد.

از کمپ دوم تا سوم بدون کوله‌پشتی در چهار ساعت به مقصد می‌رسند و این کار با کوله‌پشتی هشت ساعت زمان می‌برد. کوهنوردها که از نقاط مختلف دنیا می‌آیند می‌خواهند هر طور که شده اینجا را فتح کنند. به همین خاطر هم برای اینکه صعود تمام انرژی آنها را نگیرد، کوله‌پشتی‌شان را به قاطر می‌سپارند.» گاهی هم پیش می‌آید که کسی ارتفاع‌زده می‌شود و نیاز دارد که پایین بیاید که در این صورت به کمک او می‌روند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.