روزنامه هفت صبح | درحالیکه پزشکان بهویژه اهالی رشته اورولوژی از جایزه بزرگی که به دکتر ناصر سیمفروش چهره برجسته این حوزه تعلق گرفته، ذوقزده هستند، فیزیکدانها عزادار مرگ دکتر محمدرضا ستاره یکی از نخبههای بزرگ این حوزه هستند.
یک جایزه جهانی در ویترین جوایز دکتر سیمفروش
در بین متخصصان اورولوژی دکتر ناصر سیمفروش یک چهره کاملا شناخته شده است اما حالا با تقدیر انجمن جهانی اورولوژی و انتخاب او بهعنوان اورولوژیست برتر جهان مردم عادی و کاربران شبکههای اجتماعی هم او را میشناسند. اینطور که دکتر ناصر سیمفروش، استاد و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جایزه اورولوژیست برتر انجمن جهانی SIU Distinguished Career Award را دریافت کرده است.
دکتر سیمفروش استاد دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی این جایزه را با حضور بیش از ۵ هزار نفر از برترین اورولوژیستهای دنیا، در کنگره جهانی ارولوژی و در مونترال کانادا دریافت خواهد کرد. جایزه Distinguished Career Award، یکی از مهمترین جوایز SIU است که دارای اعتبار بسیار بالای علمی و بینالمللی است. این جایزه به افرادی تعلق میگیرد که در «دوران شغلی خود» اثرات مهم و قابل توجهی در رشته اورولوژی داشتهاند، دریافت این جایزه یک موفقیت و دستاورد مقطعی نیست که به یک اقدام خاص تعلق داشته باشد. بلکه مربوط به دستاورد طول عمر حرفهای یک اورولوژیست است.
سایت دانشگاه شهید بهشتی به همین مناسبت نوشته: «این دستاورد ارزنده نقطه عطفی در اورولوژی و پزشکی ایران محسوب میشود ضمن اینکه این جایزه برای نخستینبار به کشوری غیرغربی اعطا شده است. این جایزه نشان از اثرگذاری مهم رشته اورولوژی، در ابعاد جهانی است و نه تنها یک تأثیر ملی یا منطقهای، با نیمنگاهی به اسامی بزرگانی که سالهای قبل این جوایز را کسب کردهاند اهمیت آن بیش از پیش مشخص میشود.»
در ادامه این گزارش هم اسامی پزشکان خارجی که تاکنون موفق به دریافت این جایزه شدهاند میبینیم که هر کدام در بیمارستانها و دانشگاههای معتبر پزشکی مشغول تدریس و طبابت هستند. دکتر سیمفروش که ۷۵ ساله است قبل از این نشانها و جوایز داخلی زیادی هم دریافت کرده بود مثل چهره ماندگار پزشکی و قبل از آن در سال ۱۳۸۳ نشان درجه دو دانش را هم از دست محمد خاتمی گرفته او در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۱ به ترتیب «محقق برگزیده دارای مقاله تحقیقی با بیشترین ارجاع در ماه» و «رتبه دوم محققین در گروه علوم بالینی و جراحی» جشنواره رازی را هم گرفته بود.
او همچنین در سال ۱۳۹۶ موفق به دریافت جایزه بنیاد البرز به عنوان دانشمند برتر و در سال ۱۳۹۰ موفق به دریافت جایزه علمی علامه طباطبایی بنیاد ملی نخبگان به عنوان استاد برجسته شد و حالا با جایزه جدیدی که گرفته ویترین جوایزش را کامل کرده است. دکتر سیمفروش در سال ۱۳۴۴ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۵۱ از دانشکده پزشکی فارغالتحصیل و پس از سه سال خدمت بهعنوان پزشک عمومی برای گرفتن تخصص به آمریکا رفت و بعد از انقلاب به ایران برگشت.
نخبهکشی در جاده بیجار- دیواندره
اوایل خرداد ماه وقتی خبر تصادف سنگین پرفسور محمدرضا ستاره فیزیکدان برجسته ایرانی بهگوش رسید، خیلیها در گروههای علمی از مردم خواستند که برای نجات او دعا کنند اما دیروز خبر رسید که زور مرگ بیشتر بوده است.سایت انجمن فیزیک در مورد این سانحه نوشته: «این دانشمند برجسته ایرانی در اول خردادماه سال ۱۴۰۱ در مسیر بیجار به دیواندره دچار سانحه تصادف شد و پس از تحمل بیش از یک ماه درد ناشی از تصادف و چند عمل جراحی، ۱۱ تیرماه جاری در بیمارستان امام خمینی تهران دار فانی را وداع گفت.»
پرفسور ستاره که ۵۰سال بیشتر نداشت، تألیف بیش از ۳۰۰ عنوان مقاله در مجلات معتبر بینالمللی و تربیت دهها دانشجو در مقاطع تحصیلات تکمیلی کارشناسی ارشد و دکتری فیزیک در کارنامهاش دیده میشود.او دارای شاخص هرش ۵۲ بود و مقالاتش بیشتر از ۱۱هزار ارجاع دریافت کردهاند که از این نظر در بین فیزیکدانان ایرانی جایگاه بالایی دارد.
ازجمله افتخارات دکتر ستاره، انتخاب بهعنوان دو درصد دانشمند برتر جهان طبق ارزیابی دانشگاه استنفورد، دانشمند برتر جهان اسلام، پژوهشگر برتر کشوری و عضو فدراسیون سرآمدان علمی ایران است.اینطور که پایگاه اطلاعرسانی انجمن فیزیک نوشته استیون هاوکینگ، دانشمند بزرگ فیزیک جهان چندین بار در زمینه گرانش و کیهانشناسی به مقالات علمی دکتر ستاره رفرنس داده بود.
مرثیهای برای یک وطنپرست
پس از این اتفاق، دکتر وحید کریمیپور، استاد فیزیک دانشگاه شریف در دلنوشتهای متاثرکننده درباره پروفسور محمدرضا ستاره و عشق او به ایران اینطور نوشت:این سومین مرثیهای است که من برای از دست دادن دوستان و همکاران جوانترم مینویسم. آخریناش برای محمدرضا ستاره است که ده سال از من جوانتر بود و پس از دوران دانشجوییاش در شریف تنها چندبار او را دیده بودم، و تصاویری کمرنگ از آن دوران و حضورش در چند کلاس درس در ذهنم باقی مانده است.
اما در این سالها هر وقت که او را بهیاد میآوردم، نه به مقالات پرشمار و با ارزشاش در مجلات معتبر فکر میکردم و نه به منش و شخصیت ساده و صمیمیاش و نه به جملات کوتاه طنزآمیزش، بلکه بیاختیار این جملهاش با تمام قوت بهخاطرم میآمد که «بیجار بهترین نقطه کره زمین است».
سالها پیش این جمله را، شاید در یک کنفرانس ریاضی فیزیک در ترکیه از او شنیده بودم و تکان خورده بودم. ارزش این جمله چنان بود که همه آنچه را که از او بهخاطر میآورم به محاق برده است. آخر چطور ممکن بود کسی که دکتر فیزیک است اینهمه شهرهای بزرگ و پرآوازه و زیبای دنیا را رها کند و بگوید که «بیجار بهترین نقطه کره زمین است»؟
چطور ممکن بود شهری کوچک و دورافتاده مثل بیجار که نه منظرههای دلانگیز غروب آفتاب کنار دریا را میتوان در آن دید، نه رودخانه بزرگی دارد با قایقهای رنگارنگ، نه انبوه درختان جنگل، بهترین نقطه کره زمین باشد.چطور کسی میتوانست شهری را که احتمالا یک خیابان هم بیشتر ندارد و در آن نه پارک بزرگی هست، نه دانشگاهی، نه کتابخانه بزرگی، نه فروشگاه بزرگی، نه گردشگاه مدرنی، نه تئاتری، نه سینمایی بهترین نقطه کره زمین بنامد؟ اصلا چرا نگفته بود بهترین شهر یا بهترین منطقه و گفته بود «بهترین نقطه کره زمین»؟ چرا نگفته بود بهترین نقطه کردستان یا ایران؟
چه چیزی در آن نقطه بود که او را تا به این حد دلبسته آن شهر و دیار و زادگاهش کرده بود که بیست سال تمام او را در کردستان و در سنندج و بیجار نگاه داشت، جایی که سالهای زیادی به کاری ممتد، پیوسته و درخشان در فیزیک نظری پرداخت و برای هزاران دانشجو از نسل نو نشان داد که میتوان در گوشهای از این آب و خاک زیست، به زیباییهای ساده آن حتی اگر یک تکدرخت تنها با یک خیابان خلوت یا کوچهای قدیمی و خانهای گلی باشد عشق ورزید، و با شکیبایی و ممارست به خلق آثار خوب و با ارزش در علوم جدید پرداخت حالا در این آخرین دقایق بعد از نیمه شب یازدهم تیرماه که این کلمات را مینویسم، فهمیدهام که بیجار بهترین نقطه کره زمین است، چرا که ستارهای در خاک آن آرمیده است. روزی باید به زیارت آن نقطه بروم.
۲۵ سال قبل پیش هم تصادف اتوبوس حامل دانشجویان شریف در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۷۶ باعث فوت ۷ نفر از نخبگان دانشگاه صنعتی شریف شد که در مسیر بازگشت از بیست ودومین دوره مسابقات ریاضی از اهواز به تهران بودند.مریم میرزاخانی یکی از بازماندگان این حادثه بود. حادثهای که میتوانست یکی از بزرگترین چهرههای علمی نیم قرن اخیر کشور را بگیرد و البته بعید نیست که هر کدام از آن ۷ نفر قربانی این حادثه احتمالا در آینده خود به یک چهره برجسته تبدیل میشدند. ۲۵ سال بعد از آن حادثه، جادههای ایران همچنان قربانی میگیرند و نخبگان ایرانی هم در میان این قربانیان هستند.



